آیا خدا وجود دارد ؟

فرد هویل Fred Hoyle یکی از برجسته ترین  فیزیکدانان می گوید چرا شما نباید به خودتان بگویید: قطعاً یک شعور فوق العاده باهوش، ویژگی های اتم کربن را طراحی کرده است، در غیر اینصورت احتمال پیدایش من از چنین اتمی از طریق نیروهای تصادفی طبیعت، ناچیز است؟”  البته که باید این سوال را از خودتان بپرسید! تفسیر حقایق نشان می دهد که یک ابرشعور یا ابر عقل، این جهان را با فیزیک، شیمی و زیست شناسی خلق کرده است، چرا که نیروهای تصادفی طبیعت، قادر به انجام چنین کاری نیستند.از طرفی افرادی مانند استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز، که اولی یک فیزیکدان نظری و دومی یک زیست شناس فرگشتی است، هر کدام با استفاده از حوزه تخصصی خود، وجود خداوند را رد می کنند. مثلا هاوکینگ می گوید در کوانتوم، ذره می تواند از هیچ به وجود آید. در حالیکه این استدلال، کمی عوام فریبانه است، چرا که مفهوم “هیچ” در فیزیک با مفهوم آن در عوام، تفاوت دارد. در واقع، “هیچ” در عوام به معنای “عدم” است، در حالیکه “هیچ” در فیزیک، یک میدان است و به معنای عدم نیست. بنابراین، لازم است در مورد هر استدلالی (چه در اثبات و چه در رد خدا ) کاملا تحقیق کنید  و  تنها به این دلیل که یک دانشمند مشهور آن را بیان می کند، قانع نشوید ! فرد هویل  ‏‎Fred Hoyle‎‏

همانطور که بطور واضح بررسی شد، فرضیه انفجار بزرگ ثابت کرد که جهان” از نیستی آفریده شده است“. مفهوم «هیچ»داستانی عمیق و تاریخی طولانی در شعر و تصوف ما  نیز دارد.بحث از نیستی صرف نیست. نیستی ای است که صدایتمامیت هستی از آن شنیده می شود.به بیان دیگر، هیچ و همه چیز توسط خدا خلق شده است. به همین علت اختر شناسان به فلسفه ماده گرایان که با انفجار بزرگ هنوز مخالفت کرده و از فرضیه حالت ساکن حمایت می کرد، متعهد بودند. دلیل این تلاش را می توان در کلمات آ.اس. ‌ادینگتونA.S.Edington))، یکی از فیزیکدانان مشهور ماده گرا آشکار کرد: ” از لحاظ فلسفی تصور شروع ناگهانی به نظم حاضر در طبیعت برایم نفرت انگیز است.“سر فرد هویل(Sir Fred Hoyle) یکی از آنهایی بود که از فرضیه انفجار بزرگ اظهار نگرانی می کرد. در اواسط قرن، هویل از فرضیه ای دفاع کرد که آن را حالت ساکن نامید و این فرضیه، مشابه نگرش” جهان ثابت“ که در قرن نوزدهم بکار‌می‌رفت بود. فرضیه حالت ساکن اذعان می داشت که جهان هم در اندازه بی نهایت است وهم در زمان. با هدف مشخص و انحصاری دفاع از فلسفه ماده گرایان، این فرضیه در مجموع با فرضیه” انفجار بزرگ“ که شروعی را برای پیدایش جهان معین می کرد متفاوت بود.

آنهایی که از فرضیه حالت ساکن دفاع می کردند با فرضیه انفجار بزرگ مدتها مخالفت می کردند. با این حال علم بر ضد آنها عمل کرد.

از طرف دیگر، برخی از دانشمندان دنبال راههایی برای توسعه راه حلهای دیگر شدند.

در سال۱۹۴۸، جورج گامو(George Gamov) ایده دیگری را در ارتباط با انفجار بزرگ به دست آورد. او اذعان داشت که پس از شکل گیری جهان از طریق انفجار بزرگ، مازاد انرژی تابشی می بایستی بخاطر انفجار در جهان باقی مانده باشد. علاوه بر این، انرژی تابشی می بایست بطور یکنواخت در عرض گیتی پراکنده شود. این ادله که” می بایست وجود داشته باشد“ خیلی زود پیدا شد.از نظر دکارت هم خدا وجود دارد او میگوید : … من درعالم خارج اموری را ادراک میکنم که مادی نیستند بنابراین با عقل ادراک شده اند نه با حسمانند امتداد عرض طول و عمقهرشي مادی امتداد دارد چنین صفا تی که با عقل ادراک می شوند به اندازه این واقعیت که من وجود دارم روشن و بدیعی هستندپس این امور هم یقینی هستنداگر همه چیز در عالم بطور خودکار وطبق قوانین فیزیک کار می کند پس علت اعمال و حرکات ما انسان ها چیست ؟این از دو علت خارج نیست یا جسم و بدنمان هست یا چیز دیگری غیر از آنما بطور واضع درک می کنیم که جسم ما که ماده ما استتحت فرمان ما قرار دارد و ما خودمان علت اعمال و رفتارمان هستیممنظور از این خود روح ماست روح انسان بطور مسلم امر مادی نیستاگر خدا وجود نداشت چطور ممکن بود که امر غیر مادی در ماده اثر گذاشته با شد …تلخیض از مقالعه.. من می اندیشم پس هستم .. دکارت
..از نگاه فلسفی هم روح وجود دارد ، زمان در حقیقت بُعد چهارم جسم مادّی است ؛ یعنی جسم همانگونه که دارای سه امتداد طولی ، عرضی و عمقی می باشد ، دارای امتداد دیگری به نام زمان نیز می باشد. امّا امور غیر مادّی ممکن است تنها سه بُعد فضایی (طول و عرض و عمق ) را داشته باشند ، یا حتّی ممکن است فاقد هر چهار امتداد فضایی و زمانی باشند. برای مثال ، صور خیالی ما مثل موجودات مادّی دارای طول و عرض و عمق هستند ولی زمانی نیستند ؛ لذا خاطرات گذشته ی ما به همان صورتی که هستند در ذهن ما باقی می مانند و با گذر زمان محو نمی شوند یا تغییر نمی کنند ؛ در حالی که موجود زمانی ، محال است با گذر زمان به حال سابق خود باقی باشد. مثلاً ما وقتی دو سالگی یک شخص پانزده ساله را به یاد می آوریم ، آن صورت ذهنی فعلی دقیقاً همان صورت ذهنی سیزده سال قبل است ؛ امّا هیچ رشد و تغییری نکرده و دقیقاً به همان وضع سابق خود مانده است ؛ در حالی که اگر موجود زمانی بود باید مثل خود شخص دائماً تغییر می نمود.‫
در آموزه های بهائی خدا نیز وجود دارد و میخوانیم 
 اس اساس سیئات ( گناهان )  نادانی است برای همین است که تعلیم و تربیت در آیین بهائی جز، اصول و عمومی و اجباری  شده حق می دونسته که  تمام جرم ها بخاطر ناآگاهی و بیسوادی افراد انجام می گیرد و همچنین اصل اول از دوازده تعالیم مبارکه  تحری حقیقت است   زیرا بزرگان زاده نمی شوند بلکه ساخته میشوند 
·