موضوعی تاریخی

موضوعي تاريخي و بسيار جالب : داستان ارسال لوح مبارك سلطان خطاب به ناصرالدين شاه قاجار كه قاصد آن ميرزا بديع خراساني بود  ،  براي محمد رضا شاه پهلوي  شاهنشاه وقت ايران درسال  ١٣٥٤ شمسي با قاصدي ديگر بنام دكتر يو گو جياگري ايادي محبوب امرالله ارسال گرديد  : نتيجه را در ذيل مطالعه نمائيم . 

در سال یکهزارو سیصدو پنجاه و چهار ، بیت العدل اعظم الهی تصمیم میگیرند  که لوح سلطان ایران خطاب به ناصرالدین شاه را  به پادشاه ایران  یعنی محمد رضا شاه پهلوی اهدا نمایند .براین اساس فال اين قرعه به جناب دکتر یوگو جیاگری ایادی محبوب امرالله که ایتالیائی بودند محول میشود .در آنزمان روابط ایران وایتالیا بسیار حسنه بود و دکتر جیاگری به عنوان یکی از دوستداران فرهنگ وادب وهنر  شناخته میشدند . ایشان دوست پروفسور الکساندرو بوزانی ایرانشناس معروف بهائی ایتالیائی بودند واین جناب پرفسور بوزانی در مجامع فرهنگی ایران وایتالیا فردی شناخته شده بودند وچندین کتاب به زبان ایتالیائی در باره فرهنگ و ادب و مذهب در ایران تالیف کرده بودند و حتی به ایران آمده و در دانشگاه طهران و سایر مجامع فرهنگی سخنرانی نموده بودند . و جناب دکتر جیاگری و ایشان در این زمینه برای سیاستمداران و اصحاب فرهنگ و آموزش شناخته شده بودند و انتخاب ایشان از طرف بیت العدل اعظم بسیار دقیق و حساب شده بود .نهایتاً  ایشان به ایران آمدند  و امانت بیت العدل اعظم را به رئیس دربار شاهنشاهی که در آنزمان عَلَم بود ارائه داده و درخواست ملاقات حضوری با شاه را مینمایند .ولی با کمال تأسف به ایشان گفته میشود که شاه در مسافرت به ژاپن هستند و تا یک هفته  دیگر تشریف نخواهند داشت . و وقتی به ایران تشریف بیاورند و بعد از چند روز استراحت به دفتر تشریف فرما میشوند  و به ایشان تقدیم خواهد شد .جناب دکتر جیاگری که به اتفاق همسرشان به ایران آمده بودند فرصت را مغتنم دانسته  که اماکن تاریخی امری را در طهران زیارت نموده و به تبریز   نیز مسافرتی بنمایند . در آنزمان من ( فائز رضواني )  در دانشگاه تبریز در دانشکده پزشکی دانشجو بودم و درجلسه ای که در حظیره القدس تبریز با عموم احباء تشکیل گردید خدمت ایشان حضور پیدا کردم وشاهد سخنرانی ایشان به زبان انگلیسی بودم که زنده یاد شهید مجید جناب خاضعی ترجمه میکردند .عکسی به یادگار با ایشان برداشتیم که فعلا در دسترسم نیست ولی آنرا در آینده نزدیک در اینجا خواهم گذاشت . در جلسه ای دیگر در منزل جناب سیروس آستانی نیز برای دانشجویان صحبت نمودند .در ان موقع خبر نداشتم که ایشان برای اهداء لوح سلطان به ایران تشریف آورده بودند بلکه متوجه شدم ايشان برای زیارت اماکن امری طهران  و تبریز به اتفاق خانمشان تشریف فرما شده اند . به هر حال جنابشان بدون آنکه موفق به دیدار شاه بشوند ایران را ترک نمودند .اما از طرف دیگر شاهنشاه که به ژاپن تشریف فرما میشوند در آنجا با جناب  عباس کتیرائی  سرمایه دار بهائی که در ژاپن چندین کارخانه دارند آشنا شده و حتی به منزل ایشان هم تشریف میبرند . جناب کتیرائی در آن زمان عضو محترم هيئت مجلله مشاورين قاره اي در آسيا و ساكن ژاپن  بودند ، ايشان تصميم گرفتند براي فتح جزيره ساخالين 
آخرين نقطه فتح نشده در نقشه منيعه ده ساله را كه حضرت ولی محبوب امرالله  تعيين و تا آن زمان فتح روحاني نشده بود بهمراه خانم اقدام فتح نمایند  و در آنجا ساكن گردند   ، ساخالین تا آن سالها  تحت قیمومیت روسیه کمونیستی بود و چون از استعمار روسيه شوروي خارج گرديد و آزاد شد لهذا به آنجا تشريف بردند  و اين جزيره را رسماً فتح روحاني نمودند ،
كه با عث سرور قلب هيكل اطهر در عالم ملكوت و ساحت بيت العدل اعظم الهي و هيئت مجلله مشاورين قاره اي در آسيا  گرديدند . و اما جناب كتيرائي ابتداء  از ايران به ژاپن که در آنزمان با آن کشور مراودات تجاری داشتند میروند ودر آنجا منتظر گرفتن ویزا برای ساخالین میشوند که موفق نمیشوند وناچاراً  به این نتیجه میرسند که در ژاپن ساکن بشوند  تا زمانی که  ابواب رخاء گشوده شود و بتوانند به مأموریت خطیر خویش نایل  شوند .در نتیجه در ژاپن ساکن  ،  وشروع به فعالیت نموده وکارخانه دار موفقی میشوند به نحوی که شاه او را مورد تفقد قرار داده و بمهماني جناب كتيرائي  به منزل ايشان  هم میروند .از طرف دیگر شاه بعد از ديدار از ژاپن  به ایران برمیگردند ومحفل روحانی ملی بهائیان ایران مترصد آن بودند که نتیجه اهداء  لوح سلطان به شاه چه خواهد شد .تا آنکه متوجه میشوند که جناب کتیرائی به ایران مسافرت نموده اند و از ملاقاتشان با شاه در ژاپن مطلع میشوند و آنرا بهترین فرصت برای ملاقات ایشان با وزیر  دربار  و خبر گرفتن از نتیجه کار میشوند .وزیر در بار به جناب کتیرائی میگویند که شاه هنوز به دفتر نیامده اند ، و شما چند روز دیگر مراجعه نمائيد . بعد از چند روز نتیجه را عَلَم به جناب کتیرائی چنین گزارش میدهند : هدیه را در سینی گذاشتم حضور شاه بردم .پرسیدند چیست ؟ گفتم نامه بهاالله است که برای ناصرالدین شاه فرستاده بودند  ، خواسته اند حضورتان تقدیم شود . شاه قدری برآشفته میشود میگوید  ببر  ببر  اینرا .این آخوند کراواتی ها ( منظورش بهائی ها ) از من چه میخواهند ؟من که همه کار برای آنها کرده ام . عَلَم خطاب به کتیرائی میگوید : من که این حالت را دیدم دیگر حرفی نزدم  و برگشتم .جناب کتیرائی  در محفل روحانی ملی حضور پیدا میکند و گزارش قضیه را میدهند .به گفته جناب منوهر قائم مقامی ،  همه  ما  با تردید و سکوت مواجه شدیم  و همان لحظه با کمال تأسف  فرو  ریختن شاه را مشاهده کردیم .جناب کتیرائی بعدها  به ژاپن برگشتند ومنتظر ماندند تا بعد از فروپاشی کمونیسم به جزیره ساخالین بروند و نامشان در  لوحه ذهبی جزء فارسان امر الهی تا ابد مخلد  ( همیشه )  بماند .بنده  ( فائر رضوانی ) این موضوع را از جناب سبحانی که در شهسوار بودم بطور خصوصی شنیدم و ایشان خودشان از شهید مجید جناب قائم مقامی شنیده بودند .و لازم دانستم  برای درج  در تاریخ  نگاشته شود .

2 thoughts on “موضوعی تاریخی

  1. 1100alie@gmail.com
    .Historical and very interesting topic:
    The story of sending the Sultan’s blessed tablet addressed to Nasser al-Din Shah Qajar, whose messenger was Mirza Badi Khorasani, was sent to Mohammad Reza Shah Pahlavi, the Shah of Iran at the time of Shamsi, with another messenger named Dr. Yogo Jiagari Ayadi Mahboob Amrollah: Read the result below .

    In the year one thousand three hundred and fifty-four, the Great House of Divine Justice decides to present the plaque of the Sultan of Iran addressed to Nasser al-Din Shah to the King of Iran, Mohammad Reza Shah Pahlavi.
    Based on this, the fortune-telling of this lottery is entrusted to Dr. Yogo Jiagari, the beloved Amrullah Ayadi, who was Italian.
    At that time, the relations between Iran and Italy were very good and Dr. Jiagari was known as one of the lovers of culture, literature and art. He was a friend of Professor Alexandro Bozani, a well-known Italian Baha’i Iranian scholar, and he was a well-known figure in Iranian and Italian cultural societies. He had written several books in Italian on culture, literature, and religion in Iran, and even came to Iran at the University of Tehran and Other cultural gatherings had given speeches. And Dr. Jiagari and he were known in this field for politicians and people of culture and education and his election
    It was very accurate and calculated by the Great House of Justice.
    Finally, he came to Iran and presented the trust of the Great House of Justice to the head of the imperial court, who was a scientist at that time, and requested a face-to-face meeting.
    They stay with the king.
    But unfortunately he is told
    That the Shah is traveling to Japan and will not visit for another week. And when they come to Iran and after a few days of rest, they come to the office
    And will be dedicated to them.
    Dr. Jiagari, who came to Iran with his wife, considered the opportunity to visit historical sites in Tehran and travel to Tabriz.
    At that time, I (Faez Rezvani) was a student at the University of Tabriz in the Faculty of Medicine
    And in the meeting that was held in the Holy Shrine of Tabriz with the general public, I attended his service and witnessed his speech in English, which was translated in memory of the great martyr Mr. Khadei.
    We took a souvenir photo with him, which is not available to me at the moment, but I will post it here in the near future.
    In another meeting at the house of Mr. Cyrus Astani, they also spoke to the students.
    I did not know at that time that he had come to Iran to present the Sultan’s plaque
    Rather, I realized that he and his wife had come to visit the places of Amri in Tehran and Tabriz. However, their Excellency left Iran without being able to meet the Shah.
    On the other hand, the emperor, who is visiting Japan, meets Mr. Abbas Katirai, a Baha’i capitalist who has several factories in Japan, and even visits his house.
    Mr. Katirai was a respected member of the Continental Advisory Board in Asia at the time and a resident of Japan. He decided to conquer Sakhalin Island.

    The last unconquered point in the ten-year prohibition plan, which was determined by Hazrat Vali Mahboub Amrullah and had not been conquered by Rouhani until then, was to conquer and settle there with the lady. Sakhalin was under the tutelage of communist Russia until those years.
    And since it was liberated from Soviet Russian colonialism and liberated, they went there and officially conquered the island.
    With the server of the heart of the temple of purity in the realm of the kingdom and the realm of the house of the great divine justice
    And became a board of continental consultants in Asia.
    As for Mr. Katirai, first from Iran to Japan, with which he had trade relations at that time
    They go and wait there to get a visa for Sakhalin, but they do not succeed
    They inevitably decide to settle in Japan until the gates of Rakha are opened and they can go on a mission.
    Achieve their risk.
    As a result, they settled in Japan, started operating and became successful factory owners, so that the king visited him and went to his house at the invitation of Mr. Katirai.
    On the other hand, the Shah returned to Iran after visiting Japan, and the Baha’i National Spiritual Assembly of Iran was watching to see what the outcome of the Sultan’s plaque would be.
    Until they find out that Mr. Katirai has traveled to Iran and is informed of his meeting with the Shah in Japan, it is the best opportunity for him to meet with the Minister of the Court and learn about the outcome.
    The minister at the bar tells Mr. Katirai that the king has not yet come to the office, and you will come in a few days. After a few days, Alam will report the result to Mr. Katirai as follows:
    I put the gift on a tray and took it to the king.
    They asked what?
    I said it was a letter from Bahا’u’ll کهh that they had sent to Nasser al-Din Shah, asking for your presence.
    The king gets a little upset
    Says the tiger
    Tiger
    this .
    What do these mullahs (the Baha’is mean) want from me?
    I have done everything for them.
    Alam says to Katirai:
    I saw this
    I did not say another word
    And I came back.
    Mr. Katirai will attend the National Spiritual Assembly and report on the case.
    According to Mr. Manouhar Ghaem Maghami,
    We all faced hesitation and silence
    And that moment with regret
    We watched the king collapse.
    Mr. Katirai later returned to Japan and waited to go to Sakhalin Island after the collapse of communism.
    And their names are on the golden tablet of the Persians of the Divine Command forever
    Stay (always).
    I (Faer Rezvani) heard this issue privately from Mr. Sobhani, who was in Shahsavar, and he himself had heard from Martyr Majid, Mr. Ghaem Maghami.
    And I thought it necessary to write in history

    Like

Comments are closed.