عشق یک طرفه

عشق یک طرفه موجب حس پوچی می‌شود ؛ چرا که شما برای بدست آوردن او هر کاری را کردید اما در عوض نتیجه مثمر ثمر و رضایت بخشی کسب نکردید. هرگز به احترامی که حق شما است دست نمی‌یابید و باید همچنان در دنیای تخیلی خود زندگی کنید. برای دیدن کسی که عاشقش هستید مدام بهانه می‌تراشید چراکه فقط با دیدن او می‌توانید روز خوبی داشته باشید. حتی اگر معشوق شما نشان دهد که به شما علاقه‌ای ندارد همچنان امیدوار خواهید بود که بالاخره روزی به شما علاقه‌مند خواهد شد. شاید به‌طور مخفیانه پروفایل رسانه‌های اجتماعی معشوق خود را تماشا کنید و پیگیر تمام کارهای او باشید. خیلی زود افسرده و ناراحت می‌شوید خصوصا اگر فردی را که دوست دارید شما را نادیده بگیرد یا جواب تماس و پیام شما را ندهد. از دوستان مشترک سراغ او را می‌گیرید و زمانی‌که اطلاعات زیادی کسب نمی‌کنید ناامید می‌شوید. همیشه شما شروع کننده مکالمه با او هستید. معشوق شما علی‌‌رغم عیوبی که دارد برای شما کاملا بدون عیب به نظر می‌رسد. اولویت روابط دیگر در زندگی شما کاهش می‌یابد و شما فقط به معشوق خود اهمیت زیادی می‌دهید. کاملا واضح است که عشق یک طرفه دردآور است چراکه شما وقت و انرژی خود را برای کسی هدر می‌دهید که حتی به خودش زحمت نمی‌دهد که به شما فکر کند. اما عشق یک طرفه قرار نیست همیشه بد باشد. زمانی‌که احساس می‌کنید عشقی که بدامش افتادید ارزشش را دارد می‌توانید واقعا سعی خود را بکنید تا عشق یک طرفه شما سرانجام داشته باشد. اما اگر دوستش داشتید ارزش آنرا دارد که سعی کنید آن را دوطرفه کنید پیام‌های منحصر به فرد برای او بفرستید باید با پیام‌هایتان حسی را به او منتقل کنید تا به حال کسی به او منتقل نکرده است. پیام‌‌های که با موبایلتان برای او می‌فرستید باید نشان بدهد که شما چقدر محترم، خاص، شوخ و قابل اعتماد هستید و از جذابیت و سیاست زنانه برخوردارید. از آنجایی که هر دختری این مهارت را ندارد که در پیام این ویژگی‌ها را نشان بدهد، شما با این کار برای او منحصر به فرد می‌شوید. هیچ وقت قدرت پیام‌هایتان را دست کم نگیرید امروزه همه به موبایلشان وابسته هستند و ساعات زیادی را در حال استفاده از آن هستند، اگر شما بتوانید با این دستگاه حس خوب و منحصر به فردی را به او بدهید او به جای موبایلش به حسی که شما با موبایل به او منتقل می‌کنید وابسته می‌شود. ضمنآ در ادبیات از عشق عرفانی نام برده شده بی نوایی و درویشی وفقر از کلماتی هستند که عرفا زیاد بکار میبرند جافظ می فرماید اگر سودی است در این بازار با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی و صد البته منظورشان از درویشی محرمیت از نعمتهای دنیا نیست بلکه عدم وابستگی به دنیا را مد نظر دارند آدلاید همسر زیبای آندره تارکوفسکی : من کسی دیگری را دوست داشتم ولی با کس دیگری ازدواج کردم نباید به آدمها دلبسته بود وقتیکه دو نفر همدیگه را خیلی دوست دارند دوست داشتنشون مثل هم نیست عشق یکیشون   قویتره و یکی ضعیف تر آدم ضعیف طرف مقابلش را بی اندازه دوست داره بدون هیچ قضاوتی و حتی توقع ای  یکنفر به من میگفت به هیچ چیز واز هیچکس توقع نداشته باش  و گرنه زود شکسته میشی و زود می میری راستی چرا ما اینقدر ابله ایم ، نادانیم  همسرش آندری تارکوفسکی : چقدر خوب که تو اینا حالا فهمیدی  قسمتی از دکلمه فیلم ایثار اثر آندری تارکوفسکی چشمه‌‌های اعجاز و شهود ایثار تارکوفسکی فرهاد جلیلی فیلم «ایثار»  از هشتم ژانویه در سینما پارک (Cinéma du parc) به نمایش درآمد. نخستین شب اکران است سالن سرریز شده از سایه‌‌های روی پرده نقره‌ای که به نظاره آمده‌اند. در نگاه اول سن و سالِ بیشترشان از «ایثار» کمتر است، گفتی تارکوفسکی را در کتاب‌ها کشف کرده‌اند یا فیلم‌هایی که حالا لابد بدون نگرانی حق کپی رایت‌ می‌توان در این ولایت بی‌مرز مجازی تماشا نمود. صحبت از نوستالژی نیست دوبارگیِ «ایثار» آن‌‌ها را به یاد شب‌‌های سرد بهمن ماه و صف‌‌های جشنواره‌ نمی‌اندازد. اعجاز شعر است و نیروی خودرانه تصویر که نسل جدید را به دیدار ایثار میهمان نموده است. ایثار واپسین ساخته کارگردان در تبعید است. پیش از آن اولین فیلمش را در غربت ساخته بود –نوستالژیا- که از نگاهی، داستان خودش بود. شاعری آواره که در جستجویی بی‌پایان پا‌ می‌فرساید. شمعی که قرار است جهان را نجات بدهد و این همه دنیای تارکوفسکی است. واقعی شدن اشیا در تماس با انسان و یکی شدن در خواهش روح و آنگاه مرکزیت قرار گرفتن یک مفهوم و از دست رفتن آن و تصویر که تنها موجودیت محض است که واقعیت در نگاه آن معنا‌ می‌یابد .ایثار با تکرارِ تکرار آغاز‌ می‌شود. کاشتن درختی خشک به دست پدر و پسر. نمادی از قحط‌سالی، از زوال معنا. تصویری از بیهودگی پرومته‌وار در خالی کردن هرروزه‌ی یک لیوان آب در سینک دستشویی یا آبیاری درختی خشک. پدر نماد ایمان است. باور دارد همین تکرار به ظاهر بیهوده یک روز به بار خواهد نشست و کیست که نداند نزدیک‌ترین مقصد یک قطب، سوی مخالف آن است. اما نقطه مخالف ایمان چیست؟ بی‌ایمانی؟ نه! بی‌ایمانی نیز شبیه ایمان درجه‌ای از ایمان را در خود دارد. نقطه مقابل ایمان شک است. پسر سخن‌ نمی‌گوید حنجره‌اش جراحی شده: آیینه‌ی سکوت و بی‌خبری نسل جدید در آخرین نفس‌های بی‌رمق اما سخت فرسوده‌کننده‌ی جنگ سرد. این‌هم راز دیگری‌ست در آثار تارکوفسکی. اگر شخصیت‌‌های ساخته داستایوفسکی از بیماری‌‌های روانی رنج‌ می‌برند کاراکترهای تارکوفسکی معلولیت‌‌های جسمانی دارند. بازتابی از نزول بلا در داستان‌‌های کتاب مقدس که معنای وقوع معجزه را معنا‌ می‌نماید. ایثار گویی قرن آینده را بدون آنکه هشدار دهد، نقاشی‌ می‌کند: شهر طی حمله‌ای اتمی نابود خواهد شد  آدلاید همسر زیبای الکساندر که نماد عقل است از ترس به رعشه‌ می‌افتد. درمانش آمپول آرام‌بخش است. در لحظه‌ای که صدای مهیب هواپیما و لرزش شیشه‌‌ها شنیده‌ می‌شوند، دیگر عقل به کار‌ نمی‌آید. پدر در انتظار حمله هوایی گرفتار شک‌ می‌شود. شاید بابت نجات خود از این شک و ویرانگری است که سخت‌ترین راه را بر‌ می‌گزیند: ایمان به ایمانش. او از خدا‌ می‌خواهد که اگر از این حمله جان به در بردند همه دلبسته‌گی‌‌هایش حتا پسرش را قربانی نماید. دیدن فیلم در یوتیب  👎

همسر تاوکوفسکی لنا : من کسی دیگری را دوست داشتم ولی با کس دیگری ازدواج کردم نباید به آدمها دلبسته بود وقتیکه دو نفر همدیگه را خیلی دوست دارند دوست داشتنشون مثل هم نیست عشق یکیشون   قویتره و یکی ضعیف تر آدم ضعیف طرف مقابلش را بی حساب دوست داره بدون هیچ قضاوتی و حتی توقع ای  یکنفر به من میگفت به هیچ چیز و نباید  از هیچکس توقع داشته باشی  و گرنه زود شکسته میشی و زود می میری  راستی چرا ما اینقدر ابله ایم ، نادانیم  همسرش آندری تارکوفسکی : چقدر خوب که تو اینا حالا فهمیدی  قسمتی از دکلمه فیلم ایثار اثر آندری تارکوفسکی
وقتی ردپای مهربانی ات را در قلب کسی باقی بگذاری همیشه بیشتر از حاضرین حاضر خواهی بود حتی اگر غایب باشی  وای از زن عاشق ! حتی گناهان و زشتی های  معشوقش را می پرستد! تا حدی که خود مرد  هم نمیتواند  جنایاتش را آنگونه که زنی عاشق  برایش تبرئه میکند،  تبرئه کند! 👤 #فئودور_داستایوفسکی چیزی از عشق میدانی ؟ بدون بوسه و نه هیچ چیز  اضافه دیگری خیلی ناب و خالص به همین خاطره که خیلی بزرگند احساسات بیان نشده هیچوقت فراموش نمی شن از فیلم نوستالژی /تاراکوفسکی 👊

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s