منجی عالم در کوه های سلیمانیه

یکی از برکت های ظهور  حضرت#بها،الله  این بود  که شهر های جدید  یکی بعد از یکی پدید آمدند بخصوص در  دامنه سرسبز کوه های #سلیمانیه عراق که به قدوم جمال مبارک مقدس گردیده بود  و بعدها مرکز کردستان #عراق شد   سلیمانیه (به کردی: Slêmanî سلێمانی، به عربی: السّلیمانیة) مرکز استان سلیمانیه عراق است.  این شهر در شمال شرقی اقلیم کردستان عراق، نزدیک به مرز ایران و در #منطقه خودگردان کردستان قرار گرفته‌است. سلیمانیه در سال ۱۷۸۴ به دستور ابراهیم پاشای بابان ساخته شد. شهر سلیمانیه  #عراق از سال ۱۹۹۱ پیشرفت چشمگیری داشته و در حال حاضر یکی از شهرهای امن کشور عراق و همچنین اقلیم کردستان به شمار می‌رود.  در سالهای اخیر، #مردم زیادی از سراسر عراق به این شهر #مهاجرت کرده‌اند و همچنین این شهر جمعیت قابل ملاحظه‌ای از ایرانیانِ کرد ساکن در عراق را در خود جای داده است. از سلیمانیه به عنوان یکی از قطب های مهم علمی کشور عراق یاد می شود  و چندین دانشگاه معتبر کشور عراق در این شهر قرار گرفته‌اند. زبان تدریس در #دانشگاه های سلیمانیه کردی و #انگلیسی می‌باشد.  همچنین شهر سلیمانیه یکی از قطب های گردشگری پزشکی در عراق به شمار می‌رود.  این شهر زادگاه و محل زندگی بسیاری از شاعران و ادیبان کرد، از جمله شیرکو بیکس، نالی، محوی، بختیار علی، سالم و صدها نویسنده و شاعر و روشنفکر دیگر بوده است.  شهر سلیمانیه سردمدار ادبیات کردی سورانی نیز می‌باشد. زمانی که حضرت بها،الله به کوههای سلمانیه رفتند با شوق بیحد میخواندند : نور او  در یمن و یسر  و تحت و فوق … برسر و بر گردنم مانند طوق مشکل است  که کسی به این درجه از تقرب برسد  که نور  را در راست وچپ وبالا وپائین مانند  طوقی در اطراف خود احساس کند  ولی مسلما اهل سلوک ومعرفت این احوال را تجربه کرده اند. چه برسد به حضرت بها،الله  ..رو تو  زنگار از رخ او  پاک کن …   بعد از آن  آن نور را ادراک کن . ..هرکسی از ظن خود شد یار من . . .  . . . از درون من نجست اسرار من  ای طبیب جمله علتهای ما

ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما

جسم خاک از #عشق بر افلاک شد #کوه در رقص آمد و چالاک شد عشق جان طور آمد عاشقا طور مست و خر موسی صاعقا با لب دمساز خود گر جفتمی همچو نی من گفتنیها گفتمی هر که او از هم‌زبانی شد جدا بی زبان شد گرچه دارد صد نوا جمال مبارک این شعر #مولانا را در کوه های سلیمانی با احساسی که شرح  آن فاقد قوه بیان است  با شوقی اسرار آمیز میخواندند https://writer.zoho.com/writer/open/82k71207aad30fb9c4f06a4ad6f62df5eb7ce

Text Note:

قلم  رحمان فرموده است : بایستید و بگوئید ، شاید آنانکه در خوابند بیدار شوند .  بگو ای مردگان ! دست بخشش یزدانی آب زندگانی میدهد ، بشتابید و بنوشید . هر که امروز زنده شد  هر گز نمیرد  و هر که امروز مرد  هر گز زندگی نیابد .-۱    در انجیل نیز آمده واگذارمرده ها را تا دفن کنند  مرده ها را  مرده به افرادی گفته می شود که به روح ایمانی و نفثات روح القدس زنده نشده اند خداوند فرموده اند..ای پسر هوی: خطاب به نفوسی که در غفلت و هوی و عوالم مادی و آرزوهای نفسانی مستغرقند و خود را از قرب و لقای حضرت دوست محروم ساخته اند … براستی بشنو ؛ چشم فانی جمال  باقی نشناسد و دل مرده جز به گل پژمرده مشغول شود زیرا که هر قرینی قرین خود را جوید و  به جنس خود انس گیرد  هوی: عشق، میل و خواهش نفس، مترادف با هوس فانی: نیست شونده، نابود شدنی، ناپایدار باقی: پاینده، جاوید، زنده، ثابت و برقرار، یکی از القاب الهی است. مُرده: واگذارمرده هارا تا دفن کنند . مرده به افرادی گفته می شود که به روح ایمانی و نفثات روح القدس زنده نشده اند. قرین: همدم، یار، مصاحب کلمات_مکنونه شماره ۱۰  حضرت بها،الله  در اینجا به رسالت خویش  بظهور نفس مبارک خود بهنوان حلول یوم الله صریعآ  اشاره می فرمایند روزی که ابواب فردوس بر وجه خلایق گشوده می شود روزی که ظلمت شب از پی نخواهد داشت و روزی که در آن انسان به لقا،الله فائز خواهد شد _3 ..به فرموده مبارک هر نفسی به ظهور بعد مومن نشود مرده ایمانی است اگر چه بر حسب ظاهر زنده با شد مراد از بر خواستن از قبور در روز قیامت بر خواستن از قبر اوهام است چون بعث مظهر ظهور شود اهل اثبا ت نیز بر اثر ایمان به او مبعوث میگردند واهل نفی در گور اوهام مدفون می شوند _4 تاریخ بشریت نشان می دهد  که  پیشرفت  انسان در رشته های مختلف علوم در طول هزاران سا ل  آهسته وغیر قابل توجه بوده است ولی از حین ظهور حضرت رب اعلی وحضرت بها،الله سرعت ترقی وپیشرفت بحد شگفت آوری تزاید یافته است امروز انسان به چنان قدرتی دست یافته که می تواند در فضا سفر کند وشاید دیری نپاید که به کرات دیگر آسمان راه یابد ولی اگراین فتوحات مادی با تعالیم روحانی توآم نگردد نتیجه ای جز نابودی بشر بر روی ارض در پی نخواهد داشت _4 و در پایان قبل از ظهور مبارک حضرت بها،الله موعود کل امم وسائل نقلیه و ترود  تمام  دنیا ، الاغ و  و قاطر و یابو و اسب در نهایت با واگن بود حتی قبل از سال 1260 ، چای ، قند و سیب زمینی هم نبو د اما جالبه بدونیم درست در همان سالها به خصوص  بین سالهای ۱۲۶۰ تا ۱۲۶۹ که  دو ظهور مبارک در ایران شد  اول خداوند خبر ظهور خودش را با اختراع تلفن و تلگراف با فرستا دن اولین جمله تلگرافی اینگونه به گوش عالم رساند .. ببین خداوند برای شما  چه آورده است  یک روایت از مردن  همینه ، شما وقتی مرد ه اید  نمی فهمید و همانی است که حضر ت اعلی در بیان فارسی و خداوند در قرآن فرموده ..که خدا در جواب  کسانی که ایمان نمی آورند فرموده که  آنها هم می گویند  اینها  هم همانند گفتار کافران پیشین است خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند؟! (توبه، 30)    تعبیر «قاتَلَهُمُ اللَّهُ»، خدا آنان را بکشد، کنایه از  عذاب و به معنای لعنت و دوری از رحمت الهی است. کسی که هم که از رحمت الهی دور باشد / ،به این مفهوم است / کشته و نابود شده است. (ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌5، ص 37؛ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌6، ص 208؛ یک روایت از مردن اینه که شما وقتی مرد ه اید نمی فهمید که مرده اید فقط تحملش برای دیگران سخت است بی ایمان بودند به حضرت بهاءالله هم مشابه همین وضعیت است جمال قدم جل ذکره الاعظم فرموده اند حمد کن محبوب عالم را که ترا به عرفان فائز فرمود چه مقدار از علماء که خود را مقتدی و پیشوای خلق می‌شمردند الیوم از عرفان حق محرومند و در بادیه های ضلالت گمراه و سرگردان مانده اند و چه مقدار از نفوس که خود را جاهل میدانستند الیوم به اعلی افق فائزند چه که مقصود از علم عرفان الله بوده و هست حمد کن محبوب را که تو را به این فضل فائز فرمود . نصوص مبارکه در باره علم و علماء⁺٭✫٭٭ منابع 👎 -۱ حضرت بها،الله ،    دریای دانش صفحه۴ _2 کلمات_مکنونه شماره ۱۰ _3 نفحات ظهور حضرت بها،الله ص ۱۳۲ _4 حضرت باب ص ۸۸۰ _5 #Taiziz

همچنین نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد گریه شد جمله عالم در وصالش خنده شد  یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود حسناده جمله عالم حسن او را بنده شد  جمله آب زندگانی زیر تختش هررود هر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد  یک شبی خورشید پایه تخت او را بوسه داد لاجرم بر روی چرخ گردون تا ابد تابنده شد  زندگی عاشقانش جمله ای در افکندگیست خاک طامع بهر این در زیر پا افکند شد  آهوان را بوی مشک از طره‌اش بر ناف زد تا مشام شیر صید مرجادهای غرنده شد  بال و پر وهم عاشق ز آتش دل دل چون بسوخت همین خورشید و قمر بیبال و پر پرنده شد مولوی الهی مرده ام من زنده ام کن فقیرم دولت پاینده ام کن الهی راه را گم کرده ام من ازین جویندگی یابنده ام کن الهی سوختم در آتش جهل رها از آتش سوزنده ام کن اگر عمری گنه کردم الهی کرم بر عمر باقی مانده ام کن غلامم سرخط آزادی ام ده زغفلت برده ام من بنده ام کن اگر شرمی نکردم از تو یا رب تو با بخشندگی شرمنده ام کن به آب رحمتت پاک از سیاهی در این شام سیه پرونده ام کن تهی دستم بگیر از لطف دستم زپا افتاده ام پوینده ام کن غمم از حد گذشته شادی ام بخش سراپا گریه ام من، خنده ام کن من «ژولیده» می گویم به زاری الهی مرده ام من، زنده ام کن ژولیده نیشاپوری زنده را تا زنده است بايد به فريادش رسيد (شيخ بهايي) حضرت عبدالبها، نیز فرموده اند امروز زنده ها باید مرده ها را جمع کنند  بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟ برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟ زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود؟ گر نرفتی خانه اش تا زنده بود خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟ گر نپرسی حال من تا زنده ام گریه و زاری و نالیدن چه سود؟ زنده را در زندگی قدرش بدان ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟ گر نکردی یاد من تا زنده ام سنگ مرمر روی قبرم وانهادن ها چه سود؟ شیخ بهایی و در آخر :  رو بمیر ای خواجه قبل از مردنت شاعر: مولانا رو بمیر ای خواجه قبل از مردنت تا نباشد زحمت جان کندنت آن چنان مرگی که در نوری روی نی چنان مرگی که در گوری روی

Text Note:

در آیین بهایی نماز اساس اصلی دیانت الهی است. چنان که حضرت عبدالبها می‌فرمایند: «اگر جمیع احزان احاطه نماید، چون به مناجات در صلوه مشغول گردیم کل غموم زائل و روح و ریحان حاصل گردد. حالتی دست دهد که وصف نتوانم و تعبیر ندانم…» افراد در انتخاب نمازی که می‌خواهند بخوانند آزاد هستند. از این نمازها یکی نماز صغیر است که یک مرتبه در روز خوانده می‌شود. دیگر نماز وُسْطی که سه مرتبه و دیگر نماز کبیر که یک بار در روز است برای یافتن جهت قبله در شهر خود می توانید از این وب سایت http://www.qiblih.com استفاده کنید.  کافی است نام شهر خود را در سایت وارد کنید،  آنگاه جهت قبله را بر روی نقشه مشاهده خواهید کرد. ( صلاة صغير که از زوال به زوال تلاوت مي شود)   ..  أَشْهَدُ يا إِلهيْ بِأَنَّکَ خَلَقْتَنيْ لِعِرْفانِکَ وَ عِبادَتِکَ * أَشْهَدُ فی هذَا الْحيْنِ بِعَجْزيْ وَ قُوَّتِکَ وَ ضَعْفيْ وَ اقْتِدارِکَ وَ فَقْريْ وَ غَنائِکَ * لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ المُهَيْمِنُ القَيُّومُ. گواهی می دهم ای معبود من بدرستیکه تو خلق فرمودی مرا برای شناسائیت و بندگیت. گواهی می‌دهم در این هنگام به ناتوانی خودم و قوت تو و ضعف خود و اقتدار تو و فقر خود و بی نیازی تو. نیست معبودی جز توی مهیمن قیوم. برای تلفظ صحیح کلمات  به وسیله گوگول پلی  آنرا دانلود کنید https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://play.google.com/store/apps/details%3Fid%3Dbmb.namazha.saba%26hl%3Den_SG%26referrer%3Dutm_source%253Dgoogle%2526utm_medium%253Dorganic%2526utm_term%253D%25D9%2586%25D9%2585%25D8%25A7%25D8%25B2%25D9%2587%25D8%25A7%25DB%258C%2B%25D8%25B3%25D9%2587%2B%25DA%25AF%25D8%25A7%25D9%2586%25D9%2587&ved=2ahUKEwjh5Z34kfztAhUGWN8KHXd7D0QQFjACegQIDRAB&usg=AOvVaw0fU0Lxt8U-7kRdODwASuPb Share this: Twitter Facebook

Text Note: منظور از دایره قسمت در شعر شعرا چیست ؟

 حافظ میفرماید : ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی حکایت ازدایره و پرگار در اشعار حافظ چیست؟  شعرای عرفانی بخصوص حافظ  علاقه ی زیادی به پر گار و دایره داشتند بطوریکه در ابیات متعدد و مختلف ت بطور پراکنده از این واژه ها و مفاهیم استفاده کردند، به طور مثال: در دایره ی قسمت ما نقطه ی تسلیمیم                        لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی جام می و خون دل هریک به کسی دادند                       در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم                       کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد                           وندر آن دایره سر گشته ی پا برجا بود عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی                                  عشق داند که در این دایره سرگردانند آنکه پر نقش زد این دایره ی مینایی                               کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد نقطه ی عشق نمودم به تو هان سهو مکن                     ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی چو نقطه گفتمش اندر میان دایره                                   به خنده گفت به حافظ که این چه پرگاری اگر نه دایره ی عشق راه بربستی                                  چو نقطه ی حافظ مسکین نه در میان بودی البته ابیات زیادی از این قبیل در آثار شُعرای دیگه هم خوانده ایم  دایره و پرگار در ابیات و اشعار بر تصویر پرگار در شعر مورد توجه خیلی از شاعرای دنیا نیز است  .در تاریخ انگلیس شاعران متافیزیک بویژه شاعر قرن 17 انگلیس جان دان ، از این واژه استفاده کرده و به طرز خیلی هنرمندانه ای خودش و همسرش را به پایه های پرگار تشبیه کرده  به این صورتکه یکی از پایه ها باید ثابت باشه (استعاره از معشوقه)  تا پایه دیگه (عاشق) دور او بتابد و بچرخد  و به این صورت معشوقش را به وفاداری دعوت میکند ، چرا که در غیر اینصورت  و در صورت هر نوع بی وفایی از جانب معشوق، بی وفایی عاشق را در پی خواهد داشت  و دقیقا به مثال پایه های پرگار که اگر پایه ثابت کمی حرکت کنه دایره که سمبل اتحاد و همبستگی هست ساخته نمی شود  یا بی معنا کشیده می شود. این تصویر سازی که اسمش استعاره بعیده در شاهکار حافظ در قرن 14 یعنی زمانی که غرب در تاریکی و بی خبری مطلق به سر میبرد، در اشعار حافظ و حتی قبل تر از حافظ در اشعار خواجوی کرمانی به کمال رسید بود.تا جایی که خود حضرت حافظ در مقام تجلیل از استاد خود میگوید: استاد سخن سعدی پیش همه کس اما                         دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم سلام و درود به مولیزی های عزیز، با شعر در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم ازغزلیات زیبای حافظ شیرازی  با شما دوستان همراه هستیم. در ادامه غزل، معنی، تعبیرغزل در فال و فایل صوتی غزل و همچنین آهنگ در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم از هایده برای شما همراهان همیشگی آورده شده است. امیدواریم مولیزی اطلاعات مفیدی دراختیار شما عزیزان قرار دهد تا انتها با ما همراه باشید… در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم – غزل شماره 493 دیوان حافظ ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی معنی غزل در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم ۱- ای پادشاه زیبارویان، فریاد از اندوه تنهایی، دل بی تو به ستوه آمده، هنگام آن است که بازگردی. ۲- گل بوستان، همواره شاداب و باطراوت نمی ماند، هنگام توانایی ضعیفان و ناتوانان را یاری رسان. ٣- دیشب با باد صبا از گیسویش، شکایت کردم و او گفت: تو در اشتباهی، از این اندیشه باطل بگذر. بیشتر بخوان بیشتر بدان  من و انکار شراب این چه حکایت باشد ۴. صد باد صبا در حالی که در زنجیرند، می قصند، ای دل، این همکار تو در عشق است، تا زین پس کار بیهوده و باطل نکنی. ۵- آرزومندی به تو در عین دوری، مرا چنان بی تاب کرده که تحمل صبر و شکیبایی از دستم خواهد رفت. ۶- یارب با چه کسی می توان این نکته ظریف را گفت که معشوق من که همه جا هست، چهره به کسی نشان نداد. ۷- ساقی، بدون تو، چمن و گلزار گل سرخ هیچ جلا و صفایی ندارد. با قامت چون شمشاد خود بخرام تا باغ را زینت ببخشی. ۸- ای کسی که در بستر نامرادی، دردم را درمانی و در گوشه عزلت و بی کسی، یاد تو مونس و همدم من است . ۹- در دایره سرنوشت، ما مرکز تسلیم هستیم، آنچه تو درباره ما اندیشی، عین لطف است و هر حکمی که بفرمایی، انجام می دهیم. ۱۰- فکر و اندیشه خود را داشتن، در عالم رندی معنی ندارد و خودبینی و تکبر در این مذهب، عین کفر است. ۱۱- از این سپهر نیلگون، جگرم پرخون است، پس شرابم بده تا این مشکل را با نوشیدن ساغر شیشه ای حل کنم. ۱۲- حافظ، شب هجران به پایان رسید و بوی خوش روزگار وصال رسید، ای عاشق شوریده، این شادی بر تو مبارک باد. تعبیر غزل در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم در فال تعبیر اول غم و اندوه و تنهایی و بی همدمی تو را بشدت آزرده کرده است سرنوشت انسان مقدر است و جنگ با تقدیر به صلاح تو نیست. بهتر است با زندگی سازش کنی. به زودی مژده وصلی به تو خواهد رسید که تو را غافلگیر خواهد نمود. این شادی بر تو مبارک و میمون باد. تعبیر دوم از غرور و خودپسندی دوری کنید که تنها نتیجه ای که برای شما دارد شکست و پشیمانی خواهد بود. افکار منفی و بیهوده را کنار گذاشته و به آن چه خداوند به شما داده رضایت داشته باشید. بیشتر بخوان بیشتر بدان  ای غایب از نظر که شدی همنشین دل قناعت پیشه کنید و با دقت و واقع بینی امور خود را انجام دهید که انشالله پیروزی با شما خواهد بود و به آرزوهای خود دست پیدا می کنید. صوتی غزل در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم پخش‌کننده صوت 00:00 00:00   در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم هایده دانلود آهنگ پادشه خوبان از هایده پخش‌کننده صوت 00:00 00:00 دانلود با کیفیت 320 در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم به انگلیسی O king of the lovely the beloved ones of the world for grief of being alone , justice Without Thee , to the soul , my heart hath come . Tis the time when thou shouldst come back ; and me safety , give *** Me , so far from Thee desirousness and farness made , That , from the hand , will depart the power of patience . *** O Beloved the pain of love for Thee is my remedy on the couch of unfulfilled desire And O Beloved Thy memory , my consoler in the corner of solitude . *** In the compass of our fate , the point of the compass , are we The favour is whatever Thou thinkest the order , whatever Thou orderest . *** In the world of profligacy of being a lover of God is neither thought of self , nor opinion of self : In this religious order , Kufr is self – seeing and self – opinioning . *** O Lord to whom is it fit to utter this subtlety that , in the world , That lovely one of every place the true Beloved His face displayed not . *** Last night , to the morning breeze , complaint of His tress , I uttered The breeze said A mistake This thy distraught thought , abandon of Him complain not ; whatever He wisheth , He doeth *** Here with the chain of His tress a hundred morning breezes keep dancing O heart so long as thou measurest not th e wind a thing impossible to do this  .. نظرتون در مورد این مصرع شعر چیه؟ در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم نقش نقطه پرگار چیه؟ و چه جایگاهی داره؟   برای پاسخ به سؤالات‌، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید. تاکنون ۱۰ پاسخ برای این سوال ارائه شده است. ۰ علی پاسخ داده‌شده در ۲ سال پیش سلام دوست عزیز اگه این یه نقطه بود که نمیشد این همه آدم توی این نقطه باشن بهتره گفته بشه که در دایره پرگار ما نقطه قسمتیم شوخی کردم و اینو میخوام بگم در کل که خیلی از آدما رو دیدم که دارن این باور مخرب رو با خودشون میگن و توی یه آهنگ مشهور از هایده هم این حرف و مصرع گفته شده و من خیلیارو دیدم که این حرفو با اون لحن هایده با خودشون میگن و بعد هم یه سری تکون میدن و میگن پیر شدیم زندگی ای زندگی خسته ام خسته ام از اینجور حرفا در جامعه خیلی زده میشه ولی ما باید خودمون رو تا جایی که میتونیم با افکار این جامعه یکی نکنیم، بعضی از تاکسیران ها بودن که من سوار ماشین میشدم و میگفتن که این چه وضعیه و همشون دستشون تو یه کاسس و از این جور حرفای منفی ولی من توی ذهنم یه چیز دیگه میساختم و میگفتم که همین باور ها و افکار مخرب باعث شده تو الان زیر آفتاب داغ نتونی کولرو روشن کنی و بگی پول بنزین زیاد میاد(البته بعضی از تاکسیران ها) ۰ زهرا آگاه پاسخ داده‌شده در ۲ سال پیش به نظر من یک باور اشتباه دیگه !!!!!!! یعنی ما با قسمت احاطه شدیم و توانایی تغییر زندگیمون رو نداریم که کاملا اشتباه هست ؛ اگر به جای قسمت کلمه ای دیگه بود مثل جهان یا هر چیزی که معنی دنیا و کائنات رو بده ؛ یک باور کاملا درست می شد یعنی اینکه ما مرکز کائنات و دنیا هستیم و خودمون میتونیم جهان پیرامون رو تشکیل بدهیم . اما به هر حال شما میتونی بیشتر از آموزه های قانون استفاده کنی و شعر ها و متن هایی که باورهای اشتباه رو باز گو میکنند و انسان رو مجبور و ناچار به یک زندگی میکنند که دلخواهش نیست توجه نکن و دربارشون نخون . ۱ هما سعادت پاسخ داده‌شده در ۲ سال پیش سلام نرگس عزیز.. من برخلاف خانم گوهری نظرمتفاوتی از این بیت حافظ گرفتم..مترادف این بیت را درکتاب قانون توانگری کاترین پاندر خوانده بودم (من کانون کائنات خویشم..سرشار از آفرینش..میتوانم همه آنچه را که میخواهم بیافرینم) آنقدر این جمله را دوست داشتم که شاید میلیون ها بار تکرار کرده ام…در این بیت هم نقطه پرگار یعنی کانون یعنی نقطه ی مرکزی و من در این نقطه قرار دارم (کانون کائنات) …و جهانم را می آفرینم و  درست معنای اختیار میدهد ..و در مصرع بعدی که میگوید لطف آنچه تواندیشی  حکم آنچه توفرمایی.. کاملا نشان از تسلیم است ..تسلیم به قوانین ثابت کائنات.. ۰ هدیه گوهری پاسخ داده‌شده در ۲ سال پیش باسلام خدمت شما دوست گرامی اینکه یک بیت شعر حتما باید محتوای درست وباور درستی رو به شما منتقل کنه این غییرممکنه..هر مطلب یا شعری یاهرچیزدیگری اگر احساس بدی به شما میده فارغ ازاینکه مربوط به چه کسیه لطفا رهاش کنید..چون هرمطلبی که حس بدی به ما بده بی شک داره باورغلطی رو به ما منتقل میکنه… این بیت حافظ کاملا ریشه دریک باور محدود داره که” تمام سرنوشت ما توسط خدا تعیین شده وما هیچکاره هستیم” والبته دراشعار خیلی ازشاعران این کاملا مشهود هستش..قرارنیست که یک ادم بزرگ حتما همه باورهاش درست بوده باشه..ماهیچ ادمی درسراسر جهان نداشتیم ونداریم که همه باورهاش کاملا درست باشه شادو پیروزباشید ۰ اندیشه پاسخ داده‌شده در ۳ سال پیش سلام دوست عزیز ، در غزلیات حافظ از دایره و پرگار زیاد استفاده شده و این شاعر بزرگ به خصوصیات خاص دایره و پرگار علاقه داشته در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم/ لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فردایی بعضی از مفسرین گفتند که منظور از نقطه که ثابت هست معشوق و دایره همان عاشق است که به دور معشوق می چرخد اما بنظر من در این شعر ، بدون در نظر گرفتن شخصیت خاص و عرفانی شاعر مراد از قسمت و سرنوشت ، یک چیز مشخص و از پیش تعیین شده ای است که ما باید تسلیمش بشیم ، شاعر سرنوشت را به دایره ای تشبیه کرده که ما نقطه اون دایره هستیم و چون نقطه تنها جای ثابت در دایره ست یعنی ما توان حرکت کردن هم نداریم این دایره ست که حول ما می چرخه تا سرنوشت ما را درست کنه و ما هم تسلیم خواست و حکم الهی هستیم ولی باتوجه با شخصیت توحیدی شاعر که عارف و عاشق خدا بوده قطعا در مسیر خواسته ها و هماهنگ با روح آفرینش زندگی میکرده و فرکانس های مثبت و الهی داشته و میدونسته که آنچه خدا براش میخواد حاصل همون فرکانس های خودش هست ، یعنی زندگی کاملا آگاهانه داشته و چون بسیار خداپرست بوده تمام افکار و باورها و فرکانس هاش از جنس توحید بوده و یقینا میدانسته که خدا چی براش میخواد و میدانسته که خدا اتفاق ها و سرنوشتی هم جنس با فرکانس هاش براش بوجود میاره و از پاسخ های جهان مطلع بوده و همه ما میتونیم همینطور باشیم ، و به همین لحاظ خودش را تسلیم میدونه ، تسلیم یعنی عدم اعتراض به پاسخ ها . در واقع همه ما باید تسلیم باشیم چون همه ما شرایط و موقعیت ها و سرنوشت و قسمت خودمون را خودمون با ارسال فرکانس های خودمون بوجود میآریم و ایشون هم میگه من تسلیمم یعنی به قسمت و سرنوشتی که با افکار و باورهای خودم برای خودم ساخته ام تسلیمم و لطف و حکم الهی را میپذیرم چرا که من خودم شرایط و موقعیت های زندگیم را بوجود آورده ام  ۰ دریا نیلی پاسخ داده‌شده در ۳ سال پیش با سلام… دوست عزیز برای کشیدن دایره نقطه و سوزن پرگار رو روی هر نقطه ای بگذاری دایره بنابر اون نقطه ترسیم میشه و شکل میگیره… ب نظر من نقطه پرگار همون باورهای ماست ک قسمت و زندگی ما نیز در گرو همان نقطه (باورها) است…. در واقع هیچ چیز از پیش تعیین شده و قسمتی برای کسی وجود ندارد و هر کس با نقطه پرگار خود ک همان باورهای خودش است داره زندگیش رو در هر لحظه خلق میکنه و دایره زندگیش رو رسم میکنه… موفق باشید. ۰ نرگس پاسخ داده‌شده در ۳ سال پیش دقیقا منظورم اشاره ای بود که بیامین کردند تا ما نباشیم دایره ای و قسمتی وجود نداره حالا با توجه به مرکزیت خودت میتونی تعیین کنی دایره چقدر بزرگ یا چقدر کوچیک باشه ۰ بنیامین یوسفی پاسخ داده‌شده در ۳ سال پیش سلام   دوست عزیز تفسیر من از این مصرع اینه که: ما خودمون خالق تمام قسمت های زندگیمون هستیم. ما نقطه پرگاری هستیم که خودمون با اعمال و افکار خود دایره زندگی خودمون را می کشیم. پرگار شما هستید که با اختیار خود دایره زندگی خودتون را می کشید. موفق باشیدو ۰ امید سارانی پاسخ داده‌شده در ۳ سال پیش به نام خدا سلام من خودم به شخصه هر شعر – جمله – دیدگاه و … رو میشنوم اول با قانون می سنجم و درسته که امکان داره اون موضوع از یک فرد بزرگ بیان شده باش ولی اون فرد هم کامل کامل نبوده من این درس رو از استاد تو فایل هدفگذاری رایگان گرفتم تو قسمت سوم ی سری از افراد شعری آورده بودن با این مضمون که :” کان دعاها بس هلاک هست و زیان  * وز کرم می نشنود یزدان پاک” و استاد عالی توضیح دادن و یکی از درس های قشنگ زندگیم بود گفتن درسته شاعر فرد آگاهی بوده اما شما قرار نیست چشم و گوش بسته همه چی رو قبول کنید معیار روی قانون بگیرید و بر اساس اون تصمیم بگیرید ۰http://taiziz.car.blog/2020/12/29/text-note-%d9%85%d9%86%d8%b8%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/

Rating: 5 out of 5.