ذکرموسی بهر روپوش است لیک / نورموسی نقد توست ای مرد نیک موسی و فرعون در هستی توست / باید این دوخصم را درخویش جست مثنوی – دفترسوم – ۴۸

نوزدهم شهرالبهاء ٨ آوریل ..یا روبین . حقّ مُبین می فرماید : امروز ربیع رحمن ظاهر و نهالهای جدیده که از ید تربیت الهیّه در رضوان احدیّه غرس شده بود به اثمار جنیّه و اوراق لطیفه ظاهر و مشهود و لکن ظالمان عصر ، یعنی علمای جاهل ، در قطع آن جهدها نموده و می نمایند . بگو ای فراعنه ارض ، اگر فرعون قادر بر اطفاء نور الهی شد شما هم می شوید و لکن هیهات هیهات ، اراده او مهیمن است بر اراده های اهل عالم و قدرتش نافذ و علمش محیط بوده و خواهد بود .ص ٢١ مجموعه آیات الهی,ملاحظه در فرعون زمان کن که اگر غنا و قدرت ظاهره نبود ابداً بمحاربه با جمال احدیّه قیام نمی نمود * چه که در فقدان أسباب عاجز بوده و خواهد بود و کفر در او مستور * پس خوشا حال نفوسیکه اسیر رنگ دنیا و ما خلق فیها نشده‌اند و بصبغ اللّه فائز گشته‌اند یعنی برنگ حق در این ظهور بدیع در آمده‌اند * و آن تقدیس از جمیع رنگهای مختلفه دنیا است و جز منقطعین بر این رنگ عارف نه چنانچهالیوم اهل بها که بر سفینه بقا را کبند و بر قلزم کبریا سائر یک دیگر را میشناسند و دون این اصحاب احدی مطّلع نه * و اگر هم عارف شوند همان مقدار که أعمی از شمس ادراک مینماید *مجموع الواع مبارک ص

فردوسى، به نقل از لغت نامه)( 971) آن چه در فرعون بود در وجود تو نیز موجود است ولى اژدهاى تو در چاه محبوس است‏. ( 972) افسوس این همه که گفتیم احوال تو است ولى تو اینها را به آن فرعون مى‏بندى‏. ( 973) اگر از تو سخن بگویند وحشت مى‏کنى و اگر از دیگرى بگویند افسانه بنظرت مى‏آید. ( 974) بدان که این نفس لعین تو را خراب مى‏کند و این که با تو قرین است تو را از سعادت دور مى‏کند. (- این کارها و این جنایتها همه از نفس تو ناشى مى‏شود ولى از اثر نادانى مغلوب او هستى‏. ( 975) این آتش نفس هیزم فرعون را ندارد چرا که مثل فرعون آن همه کمک و دستگاه و جاه و جلال ندارد (و اگر داشت همان کار را مى‏کرد که فرعون کرده بود).اظهار ات مولانا در این پنج بیت در حقیقت نتیجه تمام ابیات پیشین این حکایت است که: آن‌چه در وجود فرعون وجود داشت‌ در تو نیز هست، ولی اژدهای نفس تو در چاه فقر و بینوایی، زندانی شده است. همه انسان‌ها دارای خوی تهاجم و گردن‌فرازی هستند، ولی غالبا امکان و قدرت نمی‌یابند تا به امیال نفسانی خود جامه عمل پوشند. تا به حال هر چه در مذمت فرعون گفتیم، در واقع بیان حالات تو بوده، اما افسوس که همه این اوصاف را به فرعون نسبت می‌دهی. ..

۱۲۴بسیاری از دشمنان انبیاء از این گونه نفوس‌اند یعنی کورانی عصاکش کوران دیگرند که بتصوّر حفاظت از آنچه را حقیقت می پندارند بمخالفت و ضدّیّت با حقیقت کاملتر برمی خیزند. دسته‌ای دیگر ( ناظران و منتقدین سیاسی ) پست فطرتانی هستند که بانگیزهء منافع شخصی به ستیز علیه حقیقت قیام میکنند و یا بعلّت موت روحانی و خمودت نفس سعی میکنند مانع پیشرفت حقّ و حقیقت شوند .بها،الله و عصر جدید مظاهر الهیّه نیز حقیقت واحده‌اند ولو‌در‌هر زمانى، در هر شخصى، به هر نسبتى و به هر شدّتى ظاهر شوند. تشخّص مظاهر امر به روح انسانى و مقام بشرى آنان است، نه به کلمه الهیّه و امر الهى و روح قدسى که بدانان تعلّق مى گیرد. به همین سبب از اوّلی که آن را اوّل نیست تا آخرى که آخر ندارد نفوسى که به‌نام شارع دین خدا و مهبط وحى او ظاهر آیند، نفس واحده‌اند.الوهیت و مظهریت ص۱۴۷

 معنای واقعی آیات الهی در زیر ظاهر آنها پنهان شده است مثلا مولوی به این نکته اشاره نموده که :هست قرآن در فهم تو همچون عصا می کُشد کفرها را چون اژدهابسکه خود را کرده ای بند حواکرمکی را کرده ای تو اژدهاحرف قرآن را مدان که ظاهر است زیر ظاهر باطنی هم قاهر است

 بعد از ظهور حضرت باب و بها،الله بیش از چهارصد نفر ازبزرگترین علمای اسلامی از جمله حاج موسئ سبزواری مرجع تقلید شیعیان در سامراه، عراق و میزا محمد حسن شیرازی مرجع شیعیان در ایران بود کههر دو به ظهور ایمان آورده بودند ،حاج موسئ سبزواری بعد از ایمان نکته جالبی را راجع به ظهور حضرت بها،الله مطرح کرده و اون اینه که میگهمو سئ نیست که آواز انالحق شنودورنه این زمزمه در هر شجری نیست ؟ که نیست ؟یعنی الان دیگه موسئ نیست که درخواست شنیدن آواز حق کنه والا آواز انالحق و یا آثار الهی را میشه در هر درختی دیدو یا آنرا شنید به عبارتی دیگر کسی که خدا را نمی بیند در خواست میکنه که ای حق خودت را بمن نشون بدهولی کسی که بعد از ایمان خدا و یا صفات او را در وجود خودش می بینه دیگه چه لحی چه لحن ترانی .. یعنیچه احتیاجی دیگه ا ست که درخواست دیدار او را بکنه، اون که با منست ؛ همیشه ..و نیز حضرت بها،الله میفرمایند . یا نصیر ، در ایّام خلیل یک ذبیح به قربانگاه دوست توجّه نمود و زنده بر گشت و در عهد جلیل اولیا و اصفیا به مقام فدا شتافتند و جان را نثار قدوم مالک اسماء نمودند . اگر اراده فرماید از صریر قلم اعلی مَن علی الارض را جذب نماید و به مقرّ فدا فرستد ، بر عرش ” یَفعَلُ مایَشاء ” مستوی و به طراز ” یَحکُمُ ما یُرید ” ظاهر . طوبی لِلعارفین .یا عبد حاضر یک ذبیح در عالم یافت شد و از آن یوم تا حین السن خلایق و کتب موجوده بذکرش ناطق و بر علو مقامش شاهد و ما در هر مقامی ذبیحی فرستادیم و کلّ از قربانگاه دوست زنده بر نگشتند هر یک اکلیل حیات را رایگان بکمال شوق و اشتیاق نثار قدوم محبوب امکان نمودند . انتهی ( اگر قبلآ یک ذبیح بود که برای قربانی حاضر شد و اون هم زنده برگشت در این ظهور هزاران ذبیح به قربانگاه رفتنند ولی کسی نیست که ببیند چون این لیاقت هنوز به او عطا نشده است که ببیند )

 حصرت بها،الله میفرمایند . .یا عبد حاضر یک ذبیح در عالم یافت شد و از آن یوم تا حین السن خلایق و کتب موجوده بذکرش ناطق و بر علو مقامش شاهد و ما در هر مقامی ذبیحی فرستادیم و کلّ از قربانگاه دوست زنده بر نگشتند هر یک اکلیل حیات را رایگان بکمال شوق و اشتیاق نثار قدوم محبوب امکان نمودند …

و در مقام دیگر چنین فرموده‌است، قوله تعالی:”‌… حکیم سبزوارى گفته اذن واعیه یافت نمى‌شود و الاّ زمزمه سدره طور در هر شجر موجود. در لوح یکى از حکماء که از بسیط الحقیقة سؤال نموده، به حکیم مذکور مشهور خطاب نمودیم (٤) اگر این کلمه فى الحقیقه از تو بوده، چرا نداى سدره انسان را که از اعلی مقام عالم مرتفع است نشنیدى؟ اگر شنیدى و حفظ جان و خوف تو را از جواب منع نمود، چنین شخصى قابل ذکر نبوده و نیست و‌اگر‌نشنیدى‌از‌سمع‌محروم‌بوده‌اى. بارى در‌قول فخر عالمند‌و‌در‌عمل‌ننگ‌امم”. (مجموعه اشراقات، ص ١١٦ _ ١١٧).توحید و تحدید _ ظهور کلّى الهىقبلاً گفته شد (رجوع شود به صفحه ١٠٣) که همه شارعان ادیان، یعنى آنان که وجودشان محلّ نزول وحى الهى است و واسطه حقّ و خلقند، مطلع اسماء و صفات الهیّه‌اند، تا آنجا که مى توان گفت خداى تعالی که به حکم کلام خود در “قرآن ” مجید “هوالظّاهر” را در شأن خود آورده‌است، در آنان ظاهر مى‌آید. منتهى این ظهور به معنى تجلّى است و مراد از آن حلول و نزول و هبوط خدا در عالم امکان نیست. از همین رو و در همین جاست که عرفان انبیاء عرفان خداست و دیدار هرکدام از آنان لقاء‌الله است.اگر مراد جز این باشد و قصد شناختن حقّ از آن حیث که غیبمطلق است به میان آید، یا باید خدا را در حوزه ادراک قاصر و علم محدود خود جاى بخشید یا خود را به عالم حقّ فرا برد و معنى خداشناسى را با دعوى خدائى به هم آمیخت و این هردو مخالف توحید است.اینک‌گوئیم‌که‌مظاهر‌الهیّه‌را‌دو‌مقام است:‌مقام‌توحید‌و‌مقام تحدید.

موسئى نیست که آواز اناالحقّ شنود..ورنه این زمزمه درهرشجرى نیست که نیستقلم اعلی چندین بار در بعضى از آثار به این قول اشاره کرده و از جمله چنین فرموده‌است، قوله تعالی :”‌در حکیم سبزوارى مشاهده کن. در ابیات خود شعرى ذکر نموده که از آن چنین مستفاد مى‌شود که موسائى موجود نه والاّ زمزمه انّى انا‌الله در هر شجرى موجود. در مقام بیان به‌این کلمه تکلّم نموده و مقصود آن‌که عارف بالله به‌مقامى صعود مى‌نمایدکه چشمش به‌مشاهده انوار تجلّى منوّر و گوشش به اصغاء نداء او از کلّ شىء فائز. این مقامات را حکیم مذکور حرفى ندارند، چنانچه اظهار نموده‌اند. این مقام قول، ولکن مقام عمل مشاهده مى‌شود نداى سدره الهیّه را که بر اعلی البقعه مابین بریّه تصریحاً من غیر تأویل مرتفع است و به اعلی النّداء کلّ را ندا مى‌فرماید، ابداً اصغاء ننموده، چه اگر اصغاء شده بود به ذکرش قیام مى‌نمود. حال باید بگوئیم که آن کلمه عاریه بوده و از لسانش جارى شده و یا از خوف ننگ و حبّ نام از این مقام و تصدیق آن محروم مانده. او عرف و ستر، او عرف و انکر”. (مجموعه اقتدارات، ص ١١١ _ ١١٢) آیه عربى که در ختام کلام آمده‌است، بدین معنى است: یاشناخت و‌پنهان داشت. یا از آن پس که شناخت. انکار کرد….

حیله‌ها و چاره‌ها گر اژدهاست ** پیش الا الله آنها جمله لاستچون رسید اینجا بیانم سر نهاد ** محو شد والله اعلم بالرشاد 970آنچ در فرعون بود اندر تو هست ** لیک اژدرهات محبوس چهستای دریغ این جمله احوال توست ** تو بر آن فرعون بر خواهیش بستگر ز تو گویند وحشت زایدت ** ور ز دیگر آفسان بنمایدت

https://wp.me/pbBTas-7N

اصول 19 گانه پولدار شدن

 

1- اگر قولی دادید عمل کنید اگر نمی‌توانید عمل کنید قول ندهید.
          * این باعث می‌شود که مردم به شما اعتماد کنند و موفقیت در زندگی و کار یعنی اعتماد مردم
            * بیان مبارک ” نگوید آنچه را وفا نکند” 
2- به هیچ عنوان در مال کسی را تصرف نکنید و یا به اصطلاح مال کسی را نخورید
3- هرجا شکست خوردید خودتان را مقصر بدانید، نه دولت، ملت، سیستم و هر حسنعلی جعفری را… 
4- خیرخواه عموم باشید.
           * یعنی هر کجا هر موقعیتی پیدا شد بقیه را هم در جریان بگذارید و اطلاع بدهید و حتی کمک کنید.
           * بیان مبارک” بر بی نصیبان نصیب بخشد و از محرومان عطا و احسان دریغ ندارد “


​5- وقتی همه می‌فروشند بخرید و وقتی همه می‌خرند بفروشید.
6- به هیچکس جز خداوند و بازوی خود تکیه نکنید.
           * بیان مبارک “باید در کل حین توکل بحق نماید” و ” در اسحار به اذکار مشغول شود”
7- چیزی را که احتیاج ندارید نخرید.
           * اگر این اصل را مراعات نکنید دیر یا زود چیزی را که بدجوری به آن احتیاج دارید را باید بفروشید.
           * بیان مبارک ” به قلیل قانع باشد”
8- تا می‌توانید حقوق الله بدهید.
           * از کسی که چهل سال مسئول حقوق الله بود پرسیدند شما همیشه با پولدارها در تماس هستید، راز پولدار شدن چیست؟ گفت حقوق الله بدهید چون تمام آنهایی که مرتب حقوق الله می‌دهند وقتی به دقت نگاه کنی می‌بینی که هر سال بیشتر از سال گذشته می‌دهند و این یعنی هر سال وضعشان از سال آینده بهتر می‌شود.
9- همیشه موفقیت‌ها و سود‌ها را حساب کنید اصلا فکر ضرر‌ها و شکست‌ها را نکنید.
                                                                                                 .Quote: Count your blessings instead of your losses*
10- در هر موردی با اهل فن مشورت کنید نه دایی و خاله و عمه و بقال سر کوچه و کسی که همیشه هندوانه می‌خورد و تخمه می‌شکند و می‌نشیند  تلوزیون نگاه می‌کند.
          * بیان مبارک “مصاحبت ابرار را غنیمت دان”
11- خیلی مواظب خرج‌های خیلی کوچک باشید چون یک کشتی بزرگ به راحتی با داشتن یک سوراخ کوچک غرق می‌شود.
12- قبل از همه‌ی خرج‌هایتان پس‌انداز کنید نه اینکه بعد از همه‌ی خرج هایتان پس انداز کنید.
13- به هر کسی که به شما رو انداخت پاسخ مثبت بدهید و او را نا امید نکنید حتی اکر نمی‌توانستید به او کمکی کنید حد اقل او را امیدوار کنید…
14- موقع هر گونه سرمایه گذاری در اولین قدم نفع امرالله را در نظر بگیرید.
           * بیان مبارک ” حُب مرا سرمایه خود کن”
           * یعنی هدف از کارکردن خدمت باشد نه کیف کردن و لذت بردن و عشق کردن خوب خوردن و گشتن و غیره…
15- موقعیت های طلایی معمولا هر 9 سال یکبار در میزند اگر حواستان جمع نباشد و استفاده نکنید تا 9 سال دیگر باید آزگوله  بیاندازید (گریه و التماس کنید).
16- بیشتر از حرف به دنبال عمل باشید.
           * بیان مبارک ” از تکلم بی‌فایده احتراز کند”
           * دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
17- تا می‌توانید در مورد خرید و فروش و کار و تجارت با کسی که نه می‌گوید مشورت نکنید.
           *  به کسانی که مدام نه می‌گویند در قدیم می‌گفتند نَنِه.
18- در محل کار و تجارت سطح زندگی خودتان را از بقیه پایین تر نگاه دارید.
19- ……………………………………………………………
           * به خودتان و اندیشه‌هایتان اعتماد کنید  و آخرین مورد را خودتان بنویسید. از قدیم گفتن “کار را که کرد، آنکه تمام کرد”. لطفا مورد آخر را، هر چه که به نظر شما می آید در قسمت کامنت‌های سایت بگذارید تا دیگر دوستان نیز نظر شما را ببینند و و بتوانیم با نظرات

1- اگر قولی دادید عمل کنید اگر نمی‌توانید عمل کنید قول ندهید.
          * این باعث می‌شود که مردم به شما اعتماد کنند و موفقیت در زندگی و کار یعنی اعتماد مردم
            * بیان مبارک ” نگوید آنچه را وفا نکند” 
2- به هیچ عنوان در مال کسی را تصرف نکنید و یا به اصطلاح مال کسی را نخورید
3- هرجا شکست خوردید خودتان را مقصر بدانید، نه دولت، ملت، سیستم و هر حسنعلی جعفری را… 
4- خیرخواه عموم باشید.
           * یعنی هر کجا هر موقعیتی پیدا شد بقیه را هم در جریان بگذارید و اطلاع بدهید و حتی کمک کنید.
           * بیان مبارک” بر بی نصیبان نصیب بخشد و از محرومان عطا و احسان دریغ ندارد “​5- وقتی همه می‌فروشند بخرید و وقتی همه می‌خرند بفروشید.
6- به هیچکس جز خداوند و بازوی خود تکیه نکنید.
           * بیان مبارک “باید در کل حین توکل بحق نماید” و ” در اسحار به اذکار مشغول شود”
7- چیزی را که احتیاج ندارید نخرید.
           * اگر این اصل را مراعات نکنید دیر یا زود چیزی را که بدجوری به آن احتیاج دارید را باید بفروشید.
           * بیان مبارک ” به قلیل قانع باشد”
8- تا می‌توانید حقوق الله بدهید.
           * از کسی که چهل سال مسئول حقوق الله بود پرسیدند شما همیشه با پولدارها در تماس هستید، راز پولدار شدن چیست؟ گفت حقوق الله بدهید چون تمام آنهایی که مرتب حقوق الله می‌دهند وقتی به دقت نگاه کنی می‌بینی که هر سال بیشتر از سال گذشته می‌دهند و این یعنی هر سال وضعشان از سال آینده بهتر می‌شود.
9- همیشه موفقیت‌ها و سود‌ها را حساب کنید اصلا فکر ضرر‌ها و شکست‌ها را نکنید.
                                                                                                 .Quote: Count your blessings instead of your losses*
10- در هر موردی با اهل فن مشورت کنید نه دایی و خاله و عمه و بقال سر کوچه و کسی که همیشه هندوانه می‌خورد و تخمه می‌شکند و می‌نشیند  تلوزیون نگاه می‌کند.
          * بیان مبارک “مصاحبت ابرار را غنیمت دان”
11- خیلی مواظب خرج‌های خیلی کوچک باشید چون یک کشتی بزرگ به راحتی با داشتن یک سوراخ کوچک غرق می‌شود.
12- قبل از همه‌ی خرج‌هایتان پس‌انداز کنید نه اینکه بعد از همه‌ی خرج هایتان پس انداز کنید.
13- به هر کسی که به شما رو انداخت پاسخ مثبت بدهید و او را نا امید نکنید حتی اکر نمی‌توانستید به او کمکی کنید حد اقل او را امیدوار کنید…
14- موقع هر گونه سرمایه گذاری در اولین قدم نفع امرالله را در نظر بگیرید.
           * بیان مبارک ” حُب مرا سرمایه خود کن”
           * یعنی هدف از کارکردن خدمت باشد نه کیف کردن و لذت بردن و عشق کردن خوب خوردن و گشتن و غیره…
15- موقعیت های طلایی معمولا هر 9 سال یکبار در میزند اگر حواستان جمع نباشد و استفاده نکنید تا 9 سال دیگر باید آزگوله  بیاندازید (گریه و التماس کنید).
16- بیشتر از حرف به دنبال عمل باشید.
           * بیان مبارک ” از تکلم بی‌فایده احتراز کند”
           * دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
17- تا می‌توانید در مورد خرید و فروش و کار و تجارت با کسی که نه می‌گوید مشورت نکنید.
           *  به کسانی که مدام نه می‌گویند در قدیم می‌گفتند نَنِه.
18- در محل کار و تجارت سطح زندگی خودتان را از بقیه پایین تر نگاه دارید.
19- ……………………………………………………………
           * به خودتان و اندیشه‌هایتان اعتماد کنید  و آخرین مورد را خودتان بنویسید. از قدیم گفتن “کار را که کرد، آنکه تمام کرد”. لطفا مورد آخر را، هر چه که به نظر شما می آید در قسمت کامنت‌های سایت بگذارید تا دیگر دوستان نیز نظر شما را ببینند و و بتوانیم با نظرات یکدیگر آشنا شویم.https://www.facebook.com/v2.6/plugins/like.php?action=like&app_id=190291501407&channel=https%3A%2F%2Fstaticxx.facebook.com%2Fx%2Fconnect%2Fxd_arbiter%2F%3Fversion%3D46%23cb%3Df2c8a1181e11778%26domain%3Dwww.30yaroon.com%26origin%3Dhttps%253A%252F%252Fwww.30yaroon.com%252Ff2cd2805d6cef38%26relation%3Dparent.parent&container_width=0&href=http%3A%2F%2Fwww.30yaroon.com%2F4%2Fpost%2F2016%2F05%2F-19.html&layout=button_count&locale=en_US&sdk=joey&share=false&show_faces=false&width=90https://platform.twitter.com/widgets/tweet_button.6e189c4f2b6d88c453045806323cdcf3.en.html#dnt=false&id=twitter-widget-0&lang=en&original_referer=https%3A%2F%2Fwww.30yaroon.com%2Fzange-tafrih%2F-19&size=m&text=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%2019%20%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1%20%D8%B4%D8%AF%D9%86%20-%20%26%231608%3B%26%231576%3B%20%26%231587%3B%26%231575%3B%26%231740%3B%26%231578%3B%20%26%231705%3B%26%231585%3B%26%231608%3B%26%231711%3B%26%231575%3B%26%231606%3B%20%26%231580%3B%26%231575%3B%26%231587%3B%26%231576%3B%20(%26%231587%3B%26%231740%3B%20%26%231740%3B%26%231575%3B%26%231585%3B%26%231608%3B%26%231606%3B)&time=1613029027374&type=share&url=http%3A%2F%2Fwww.30yaroon.com%2F4%2Fpost%2F2016%2F05%2F-19.html0 Comments


Leave a Reply.https://www.weebly.com/editor/apps/showCommentForm-v2.php?user_id=76628107&blog_id=119291379187300454&post_id=553036253739440568&parent=http://www.30yaroon.com/zange-tafrih/-19&is_mobile=&r=3&is_light=1
مدیردر این قسمت مقالات و مطالب جالب علمی،  هنری، تفریحی و غیره را مشاهده خواهیدکرد.آرشیوFebruary 2018
October 2017
June 2017
February 2017
January 2017
December 2016
November 2016
September 2016
August 2016
July 2016
June 2016
May 2016
دسته بندی هاAll
اشعار
جاسب
خاطرات
داستان آموزنده
موفقیت
ویدئو
RSS Feed
مقالات*الواح نازله
علت آزار و اذیت بهاییان
*
 تاریخ نگاران جاسب
دزدان اشیای عتیقه
* ​آقای سلیمی معلم مدرسه
گالری تصاویر
شخصیت ها*​ ملا غلامرضا جاسبی
ملا جعفر جاسبی
* فرهنگ لغات جاسب

شهدای جاسب
شجره نامه ها
شعرای جاسب
خاطرات*​ ذبیح الله مهاجر
سید رضا جمالی
شمس الله رضوانی
عشرت نوروزی
عباس حق شناس
علی محمد رفرف
سیارون​صفحه خانگی
سیارون

درباره ما
جاسب بلاگ(مطالب مختلف)
 اسناد و مدارک تاریخی

ارسال فایل توسط کاربران

آخرین مطالب 

* بهاییان‌جاسب: عزیزه خانم یزدانی ، محمد علی روحانی
شجره نامه: شجره نامه سید عبدالله ناشری
کتاب بیان حقایق از سید عباس علویادامه مطالب
جزئیات شهادت شهدای فیلیپین، معاون التجار نراقی
اشعار شعرای جاسب:  واحه، « نگاه عبـدالبهـــاء»
​* بلاگ: خاتمیت، ایران و بهاییت، دور اسلام‌ هزار‌سال‌ است
* دكتر شاپور راسخ: حضرت بهاءالله پیام آور مهر و یگانگی
اوضاع کنونی جاسب اول، دوم، سوم، زندگی روزمره اهالی
​*بلاگ: چگونه می توان بهائی شد؟، عبدالبهاء و تولّد انسان

,,,یکدیگر آشنا شویم.

عشق یک طرفه

عشق یک طرفه موجب حس پوچی می‌شود ؛ چرا که شما برای بدست آوردن او هر کاری را کردید اما در عوض نتیجه مثمر ثمر و رضایت بخشی کسب نکردید. هرگز به احترامی که حق شما است دست نمی‌یابید و باید همچنان در دنیای تخیلی خود زندگی کنید. برای دیدن کسی که عاشقش هستید مدام بهانه می‌تراشید چراکه فقط با دیدن او می‌توانید روز خوبی داشته باشید. حتی اگر معشوق شما نشان دهد که به شما علاقه‌ای ندارد همچنان امیدوار خواهید بود که بالاخره روزی به شما علاقه‌مند خواهد شد. شاید به‌طور مخفیانه پروفایل رسانه‌های اجتماعی معشوق خود را تماشا کنید و پیگیر تمام کارهای او باشید. خیلی زود افسرده و ناراحت می‌شوید خصوصا اگر فردی را که دوست دارید شما را نادیده بگیرد یا جواب تماس و پیام شما را ندهد. از دوستان مشترک سراغ او را می‌گیرید و زمانی‌که اطلاعات زیادی کسب نمی‌کنید ناامید می‌شوید. همیشه شما شروع کننده مکالمه با او هستید. معشوق شما علی‌‌رغم عیوبی که دارد برای شما کاملا بدون عیب به نظر می‌رسد. اولویت روابط دیگر در زندگی شما کاهش می‌یابد و شما فقط به معشوق خود اهمیت زیادی می‌دهید. کاملا واضح است که عشق یک طرفه دردآور است چراکه شما وقت و انرژی خود را برای کسی هدر می‌دهید که حتی به خودش زحمت نمی‌دهد که به شما فکر کند. اما عشق یک طرفه قرار نیست همیشه بد باشد. زمانی‌که احساس می‌کنید عشقی که بدامش افتادید ارزشش را دارد می‌توانید واقعا سعی خود را بکنید تا عشق یک طرفه شما سرانجام داشته باشد. اما اگر دوستش داشتید ارزش آنرا دارد که سعی کنید آن را دوطرفه کنید پیام‌های منحصر به فرد برای او بفرستید باید با پیام‌هایتان حسی را به او منتقل کنید تا به حال کسی به او منتقل نکرده است. پیام‌‌های که با موبایلتان برای او می‌فرستید باید نشان بدهد که شما چقدر محترم، خاص، شوخ و قابل اعتماد هستید و از جذابیت و سیاست زنانه برخوردارید. از آنجایی که هر دختری این مهارت را ندارد که در پیام این ویژگی‌ها را نشان بدهد، شما با این کار برای او منحصر به فرد می‌شوید. هیچ وقت قدرت پیام‌هایتان را دست کم نگیرید امروزه همه به موبایلشان وابسته هستند و ساعات زیادی را در حال استفاده از آن هستند، اگر شما بتوانید با این دستگاه حس خوب و منحصر به فردی را به او بدهید او به جای موبایلش به حسی که شما با موبایل به او منتقل می‌کنید وابسته می‌شود. ضمنآ در ادبیات از عشق عرفانی نام برده شده بی نوایی و درویشی وفقر از کلماتی هستند که عرفا زیاد بکار میبرند جافظ می فرماید اگر سودی است در این بازار با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی و صد البته منظورشان از درویشی محرمیت از نعمتهای دنیا نیست بلکه عدم وابستگی به دنیا را مد نظر دارند آدلاید همسر زیبای آندره تارکوفسکی : من کسی دیگری را دوست داشتم ولی با کس دیگری ازدواج کردم نباید به آدمها دلبسته بود وقتیکه دو نفر همدیگه را خیلی دوست دارند دوست داشتنشون مثل هم نیست عشق یکیشون   قویتره و یکی ضعیف تر آدم ضعیف طرف مقابلش را بی اندازه دوست داره بدون هیچ قضاوتی و حتی توقع ای  یکنفر به من میگفت به هیچ چیز واز هیچکس توقع نداشته باش  و گرنه زود شکسته میشی و زود می میری راستی چرا ما اینقدر ابله ایم ، نادانیم  همسرش آندری تارکوفسکی : چقدر خوب که تو اینا حالا فهمیدی  قسمتی از دکلمه فیلم ایثار اثر آندری تارکوفسکی چشمه‌‌های اعجاز و شهود ایثار تارکوفسکی فرهاد جلیلی فیلم «ایثار»  از هشتم ژانویه در سینما پارک (Cinéma du parc) به نمایش درآمد. نخستین شب اکران است سالن سرریز شده از سایه‌‌های روی پرده نقره‌ای که به نظاره آمده‌اند. در نگاه اول سن و سالِ بیشترشان از «ایثار» کمتر است، گفتی تارکوفسکی را در کتاب‌ها کشف کرده‌اند یا فیلم‌هایی که حالا لابد بدون نگرانی حق کپی رایت‌ می‌توان در این ولایت بی‌مرز مجازی تماشا نمود. صحبت از نوستالژی نیست دوبارگیِ «ایثار» آن‌‌ها را به یاد شب‌‌های سرد بهمن ماه و صف‌‌های جشنواره‌ نمی‌اندازد. اعجاز شعر است و نیروی خودرانه تصویر که نسل جدید را به دیدار ایثار میهمان نموده است. ایثار واپسین ساخته کارگردان در تبعید است. پیش از آن اولین فیلمش را در غربت ساخته بود –نوستالژیا- که از نگاهی، داستان خودش بود. شاعری آواره که در جستجویی بی‌پایان پا‌ می‌فرساید. شمعی که قرار است جهان را نجات بدهد و این همه دنیای تارکوفسکی است. واقعی شدن اشیا در تماس با انسان و یکی شدن در خواهش روح و آنگاه مرکزیت قرار گرفتن یک مفهوم و از دست رفتن آن و تصویر که تنها موجودیت محض است که واقعیت در نگاه آن معنا‌ می‌یابد .ایثار با تکرارِ تکرار آغاز‌ می‌شود. کاشتن درختی خشک به دست پدر و پسر. نمادی از قحط‌سالی، از زوال معنا. تصویری از بیهودگی پرومته‌وار در خالی کردن هرروزه‌ی یک لیوان آب در سینک دستشویی یا آبیاری درختی خشک. پدر نماد ایمان است. باور دارد همین تکرار به ظاهر بیهوده یک روز به بار خواهد نشست و کیست که نداند نزدیک‌ترین مقصد یک قطب، سوی مخالف آن است. اما نقطه مخالف ایمان چیست؟ بی‌ایمانی؟ نه! بی‌ایمانی نیز شبیه ایمان درجه‌ای از ایمان را در خود دارد. نقطه مقابل ایمان شک است. پسر سخن‌ نمی‌گوید حنجره‌اش جراحی شده: آیینه‌ی سکوت و بی‌خبری نسل جدید در آخرین نفس‌های بی‌رمق اما سخت فرسوده‌کننده‌ی جنگ سرد. این‌هم راز دیگری‌ست در آثار تارکوفسکی. اگر شخصیت‌‌های ساخته داستایوفسکی از بیماری‌‌های روانی رنج‌ می‌برند کاراکترهای تارکوفسکی معلولیت‌‌های جسمانی دارند. بازتابی از نزول بلا در داستان‌‌های کتاب مقدس که معنای وقوع معجزه را معنا‌ می‌نماید. ایثار گویی قرن آینده را بدون آنکه هشدار دهد، نقاشی‌ می‌کند: شهر طی حمله‌ای اتمی نابود خواهد شد  آدلاید همسر زیبای الکساندر که نماد عقل است از ترس به رعشه‌ می‌افتد. درمانش آمپول آرام‌بخش است. در لحظه‌ای که صدای مهیب هواپیما و لرزش شیشه‌‌ها شنیده‌ می‌شوند، دیگر عقل به کار‌ نمی‌آید. پدر در انتظار حمله هوایی گرفتار شک‌ می‌شود. شاید بابت نجات خود از این شک و ویرانگری است که سخت‌ترین راه را بر‌ می‌گزیند: ایمان به ایمانش. او از خدا‌ می‌خواهد که اگر از این حمله جان به در بردند همه دلبسته‌گی‌‌هایش حتا پسرش را قربانی نماید. دیدن فیلم در یوتیب  👎

همسر تاوکوفسکی لنا : من کسی دیگری را دوست داشتم ولی با کس دیگری ازدواج کردم نباید به آدمها دلبسته بود وقتیکه دو نفر همدیگه را خیلی دوست دارند دوست داشتنشون مثل هم نیست عشق یکیشون   قویتره و یکی ضعیف تر آدم ضعیف طرف مقابلش را بی حساب دوست داره بدون هیچ قضاوتی و حتی توقع ای  یکنفر به من میگفت به هیچ چیز و نباید  از هیچکس توقع داشته باشی  و گرنه زود شکسته میشی و زود می میری  راستی چرا ما اینقدر ابله ایم ، نادانیم  همسرش آندری تارکوفسکی : چقدر خوب که تو اینا حالا فهمیدی  قسمتی از دکلمه فیلم ایثار اثر آندری تارکوفسکی
وقتی ردپای مهربانی ات را در قلب کسی باقی بگذاری همیشه بیشتر از حاضرین حاضر خواهی بود حتی اگر غایب باشی  وای از زن عاشق ! حتی گناهان و زشتی های  معشوقش را می پرستد! تا حدی که خود مرد  هم نمیتواند  جنایاتش را آنگونه که زنی عاشق  برایش تبرئه میکند،  تبرئه کند! 👤 #فئودور_داستایوفسکی چیزی از عشق میدانی ؟ بدون بوسه و نه هیچ چیز  اضافه دیگری خیلی ناب و خالص به همین خاطره که خیلی بزرگند احساسات بیان نشده هیچوقت فراموش نمی شن از فیلم نوستالژی /تاراکوفسکی 👊

New studies and brain scans of dolphins

New studies and brain scans of dolphins show that these lovely fish are the second most intelligent creatures in the world after humans and have very high emotional and perceptual abilities.
When human intelligence scales are used to measure the intelligence of other living things, these dolphins are the second most intelligent creatures in the world after humans in terms of thinking power. According to new studies, dolphins are able to perform skills and alertness that in the past were attributed only to humans.

New MRI scans show that dolphins’ brains are four to five times the size of a dolphin compared to the size of a living dolphin, which is also the case in humans.

According to researchers at Emory University, if we use the dimensions of the brain as a standard for living intelligence, we can conclude that dolphins are the second most intelligent living thing in the world and are second only to humans in terms of brain power.

Researchers believe that the size of the brain is not the only reason that can prove the intelligence of living things, so they have provided two other pieces of evidence to prove their point.

The abnormal extent of the diverse features of the dolphin’s neocortex – the part of the brain associated with superior thinking and emotional information processing – is the first evidence that researchers have used to prove their point, and the second is the evidence of human-like behavioral skills. Studies on the behaviors of these creatures show that dolphins have behavioral abilities such as self-awareness in front of a mirror, learning culture, understanding symbol-based communication systems, and understanding abstract concepts.

Given these abilities, the researchers said, the performances performed by dolphins in water parks pose potential psychological dangers to these intelligent and sensitive creatures, and show a misconception of the natural intelligence abilities of these creatures.

Studies have shown that when dolphins swim, when these creatures are guided together by boats to form a herd, some of them become so frightened that they die of a heart attack. Other dolphins die of fatigue from trying too hard to free themselves, and the rest are severely injured or die from being trapped in nets.

According to MBC, scientific evidence shows that dolphins are so sensitive and vulnerable that they suffer severely when exposed to solitary confinement in water parks.
They are severely emotional.

مطالعات جدید و اسکن مغزی دلفینها نشان می دهد این ماهی های دوست داشتنی پس از انسان دومین جاندار باهوش در جهان هستند و از قابلیتهای

احساسی و درکی بسیار بالایی برخوردارند.زمانی که مقیاسهای هوش انسانی برای اندازه گیری هوش دیگر جانداران مورد استفاده قردلفینها هستند که پس از انسان از نظر قدرت تفکر در رتبه دوم هوشمندترین موجودات جهان قرار می گیرند. بر اساس مطالعات جدید دلفینها قادر به انجام مهارتها و هشیاری هایی هستند که در گذشته تنها به انسانها نسبت داده می شده است.
اسکنهای جدید ام آر آی نشان می دهد مغز دلفینها نسبت به ابعاد بدن آنها در مقایسه با نسبت ابعاد مغز به بدن جانداری در اندازه یک دلفین چهار یا پنج بار بزرگتر است که این پدیده در مورد انسان نیز وجود دارد.
به گفته محققان دانشگاه اموری در صورتی که از ابعاد مغز به عنوان استانداردی برای هوش جاندار استفاده کنیم می توان نتیجه گرفت که دلفینها دومین جاندار هوشمند جهان به شمار می روند و از نظر قدرت مغزی پس از انسان در رتبه دوم قرار گرفته اند.
محققان معتقدند که اندازه مغز دلیلی نیست که به تنهایی بتواند میزان هوشمندی جاندار را به اثبات برساند به همین دلیل دو مدرک دیگر را به منظور اثبات نظر خود ارائه کرده اند.
گستردگی غیر طبیعی ویژگی های متنوع نئوکورتکس مغز دلفینها – بخشی از مغز که با تفکر برتر و پردازش اطلاعات احساسی در ارتباط است – اولین مدرکی است که محققان از آن برای اثبات ایده خود استفاده کرده اند و مدرک دوم مهارتهای رفتاری شبه انسانی این جانداران است. مطالعاتی که بر روی رفتارهای این جانداران صورت گرفته نشان می دهد دلفینها از توانایی های رفتاری مانند خود شناسی در برابر آینه، فراگیری فرهنگ، درک سیستمهای ارتباطی مبتنی بر نماد و درک مفاهیم انتزاعی برخوردارند.
با توجه به این توانایی ها محققان اعلام کردند نمایشهایی که در پارکهای آبی توسط دلفینها اجرا می شود خطرات بالقوه روانشناسانه ای برای این جانداران هوشمند و حساس در پی دارد و تصور نادرست و خطایی را از توانایی های طبیعی هوش این جانداران به نمایش می گذارد.
مطالعات نشان داده است در زمان شنای دلفینها، زمانی که این جانداران توسط قایقها به منظور تشکیل یک گله به کنار یکدیگر هدایت می شوند، برخی از آنها به اندازه ای هراسان می شوند که در اثر حمله قلبی می میرند. دیگر دلفینها در اثر خستگی ناشی از تلاش زیاد برای آزادی جان خود را از دست داده و بقیه آنها در اثر به دام افتادن در تورها به شدت آسیب دیده یا می میرند.
بر اساس گزارش ام بی سی، شواهد علمی نشان می دهد دلفینها به اندازه ای حساس و آسیب پذیر هستند که در زمانی که مجبور به زندگی در اتاقکهای انفرادی در پارکهای آبی می شوند به شدت عذاب کشیده و در معرض آسیبهای شدید روحی قرار می گیرند.
https://youtu.be/Qe2K5tHWiP4

در آیین بهایی نماز اساس اصلی دیانت الهی است. چنان که حضرت عبدالبها می‌فرمایند: «اگر جمیع احزان احاطه نماید، چون به مناجات در صلوه مشغول گردیم کل غموم زائل و روح و ریحان حاصل گردد. حالتی دست دهد که وصف نتوانم و تعبیر ندانم…»

افراد در انتخاب نمازی که می‌خواهند بخوانند آزاد هستند. از این نمازها یکی نماز صغیر است که یک مرتبه در روز خوانده می‌شود. دیگر نماز وُسْطی که سه مرتبه و دیگر نماز کبیر که یک بار در روز است برای یافتن جهت قبله در شهر خود می توانید از این وب سایت http://www.qiblih.com استفاده کنید. کافی است نام شهر خود را در سایت وارد کنید، آنگاه جهت قبله را بر روی نقشه مشاهده خواهید کرد. ( صلاة صغير که از زوال به زوال تلاوت مي شود) أَشْهَدُ يا إِلهيْ بِأَنَّکَ خَلَقْتَنيْ لِعِرْفانِکَ وَ عِبادَتِکَ * أَشْهَدُ فی هذَا الْحيْنِ بِعَجْزيْ وَ قُوَّتِکَ وَ ضَعْفيْ وَ اقْتِدارِکَ وَ فَقْريْ وَ غَنائِکَ * لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ المُهَيْمِنُ القَيُّومُ. گواهی می دهم ای معبود من بدرستیکه تو خلق فرمودی مرا برای شناسائیت و بندگیت. گواهی می‌دهم در این هنگام به ناتوانی خودم و قوت تو و ضعف خود و اقتدار تو و فقر خود و بی نیازی تو. نیست معبودی جز توی مهیمن قیوم.

نه ، سرمایمان از زمستان نبود

نه… سرمایمان از زمستان نبودبه جز ما کسی زیر باران نبود
زمان روی یک سیب آغاز شدولی سیب آغاز انسان نبود
خدا خوردن سیب را منع کردخدا آن زمان‌ها مسلمان نبود

 خدا دید ما دوستدار همیمکه از خلقت خود پشیمان نبوداگر لذت با تو بودن نداشتچنین خوردن سیب آسان نبود
خدا راند ما را شبی از بهشتبهشتی که اندوه در آن نبود
زمین ذره‫هایی پر از درد داشتفقط آدم این گوشه مهمان نبود

 خیابانی اول خدا آفریدکه جمعیت آن فراوان نبود
به جز ما که در آن قدم می‫زدیمکسی عابر آن خیابان نبود
دل آدم آن وقت‌ها غصه داشتولی غصه‫اش قحطی نان نبودو حالا به خاطر می‌آریم مازمانی که زنجیر و زندان نبود
زمانی که هنگام مجرم‌شدنبه جز سیب در دست انسان نبود
مرتضی کردی

رهبر اسماعلیان — Site Title

کریم آقاخان یا آقا خان چهارم، (زاده ۱۳ دسامبر ۱۹۳۶) امام زمان شیعیان اسماعیلی (شعبه نزاریه) است که پیروان آن بالغ بر ۱۵ میلیون نفر برآورد می‌شود و در حدود ۱۰٪ درصد از مجموع شیعیان جهان را تشکیل می‌دهند. آقاخان چهل و نهمین امام شیعیان اسماعیلیه می‌باشد، که از فرزندان علی بن ابی‌طالب و فاطمه زهرا (دختر محمد پیامبر اسلام) محسوب می‌شود. به اعتقاد نزاریه وی پس از پدربزرگش آقاخان سوم، در سن ۲۰ […]

رهبر اسماعلیان — Site Title

مفهوم داستان آدم و حوا و منظور خوردن حوا از سیب چیست؟

 یکی از مفاهیم مشکل ادیان  درک داستان آدم و حــوّا  مندرج در کتاب مقدس تورات است که سالیانِ سال در اکثرمذاهب مورد بحث بوده است . ولی مفاهیم واقعی آن  و دیگر اسرار کتب مقدّسه را حضرت بهاءالله، موسّس آئین بهائی، یک قرن و نیم پیش برای بشریت به ارمغان آورد. مضمون آنچه خود میفرماید عبارت است از:

“…. من هستم که به اسم بهاءالله ظاهر شده ام . من آمده‌ام برای اینکه رموز و اسرارِ کُـتُب قبل را برای شما آشکار کنم و حقایقی را که در آیات متشابهه مکنون و مستور( پنهان و پوشیده) بود ، برای شما واضح و آشکار بیان کنم . ماموریت واقعی من ، نتیجۀ قیام مهیمن من در عصر نورانی اینست که اسرار و رموز کُـُتب مقدسه قبل را آشکار کنم …. باز کردیم مُهری را که بر سَرِ بادۀ روحانی و شَرابِ آیات الهی در ظهورات قبل قرار داده شده بود، آن مُهر را ما برداشتیم…. وحقایق کتب مقدّسه را برای شما آشکار کردیم…”

اگر بخواهیم به تمام رموز کتب مقدسه ادیان پی ببریم و به حقیقت آنها واقف گردیم  باید به الواح و آثاری که در آئین بهائی هست مراجعه کنیم.  دراین مقالۀ کوتاه بطور اختصار فقط به مفهوم روحانی آدم و حـوّا میپردازیم:  در آثار بهائی آمده است که:

مقصد از آدم روحِ آدم است و از حـوّا نفسِ آدم زیرا در بعضی مواضع از کُـُتب الهیه که ذکـر اُنّاث  (جمع مونّث) میشود مقصد نفس انسانیست . و مقصد از شَجَرخـیر و شـرّ عالـم ناسوتیست (عالم انسانی) زیراجهانِ روحانیِ الهی خیرِ مَحض است و نورانیتِ صِرف،  اما در عالم ناسوتی نور و ظلمت و خیر و شرّ حقایق متضاده موجود . و مقصد از مار تعلـّق بعالم ناسوتیست …. “ 

در آثار بهائی آدم به مفهموم روحِ انسان بیان شده  وحوّا با توجه به  کتابهای مقدّسه همیشه بعنوان نفس تعریف شده. فرق بین روح و نفس این است که روح متعلّق به عالم بالا یعنی خداست و نفس متعلّق به دنیایِ مادّی و کلمۀ مار در این داستان به مفهوم وَسوَسه های جهانِ مادّی است. خداوند آدم را ازخوردن میوۀ درختِ خیر و شرّ که منظور دنیای مادّی است بر حَذر داشت… بقول معروف آن را میوۀ ممنوعه تعیین فرمود. دراین بین مار(وسوسه) حوّا (نفس) را تشویق نمود که از سیب ممنوعه تناول کند. حـوّا از آن میوه به آدم (روح انسانی) نیز داد. در اینجا از دستور خداوند سرپیچی شد و گناه اتفاق افتاد. در واقع روح اسیرِ نفس و وسوسه های دنیوی شد که نهایتاً خداوند آن روح یعنی آدم را از عوالم الهی بیرون راند.

کلّیۀ رموزو اسرار کتب الهیه در آئین بهائی آشکار شد. حال میبینیم که قصّۀ آدم و حوّا چه داستان زیبائی برای هشدار بشریت بوده که مبادا بشر اسیر نفسانیات شود. در واقع آنچه را که خداوند منع میفرمایند باید اطاعت نمود تا مورد قهرِاِلهی واقع نشویم. 

بسیاری از رهبران دینی از درک این اسرار الهی غافل ماندند و پیروان و مقلّدین خود را نیزبا داستانهای واهی گمراه کردند. طی قرون و اعصار داستانها و تصاویر واهی و آنچنانی از آدم و حوّا چاپ نمودند و تحویل عوام دادند. ولی نفوسی که توجّه بکلمۀ ‌الهی داشتند و پی به رموز کلام الهی بردند از آن تعلّق و گناه نجات یافتند. جزء پرهیزکاران شدند و از وساوس دنیوی خود را دور نگاه داشته و بحیات ابدیّه فائز گشتند.

این یکی از داستانهای کوتاه در کُــتُب مقدسه بود که مفهوم روحانی آن بیان شد. مفاهیم روحانی بسیاری دیگراز آیات واَسرارالهی نیزدر آثار بهائی بیان شده و به تفسیردرآمده است که علاقمندان میتوانند به راحتی به آن دست یابند.   

 خوانندگان عزیز بازکردن مُــهرِ رموز و اَسرار از کتب مقدسه توسط  دیانت بهائی کـُـفر خوانده شد. به راستی این یک معمّا است که چرا بشر گاهی چشم به روی واقعیات میبندد؟ واقعیاتی که صِرفا برای رفاه بشر در دنیا ودر آخرت هست……  به راستی پاسخ این معمّا چیست؟   آیا پاسخ  ” تعصّبات ” نیست. کمی تعمق لازم است…. خوانندگان عزیز، در صورتیکه مایل به دریافت نسخه‌ای از مقاله فوق از طریق ایمیل هستید و یا راجع به  تعالیم بهائی سؤالی دارید لطفا با ما تماس بگیرید:     پیامگیر :     7400-882-905 ،  ایمیل:  anyquestionsplease@gmail.com

وب سایت برای برخی از کتابهای فارسی بهائی  :www.reference.bahai.org/fa
PREVIOUSاطلاعیه مطبوعاتی عفو بین المللNEXTنامه بیش از هفتصد کنشگرایرانی به هایکو ماس وزیرامور خارجه آلمان

ABOUT THE AUTHOR

تحریریه شهروند

RELATED POSTS

به مناسبت ۲۰ اکتبر روز تولد حضرت باب

اکتبر 11, 2012

آقای جنتی و سه آیه از سوره احزاب

اکتبر 28, 2010

علوم اسلامی باید انسانی باشد/ارسطو شمس

پیشخوان

پر خواننده های هفته

آرشیو شماره های گذشته

آرشیو سالهای قبل

شناسنامه

ناشر: انتشارات شهروند

بعد از اینکه فهمید ن امام یازدهم حسن عسکری پسری ند اشته . شیعیا ن به بن ببست رسیده بودند چون عیقید ه دا شتند که
حجت درزمین تما م نمی شود
یکی از کلا شان اما میه ( عثما ن ابن سعید ) از خودش نوشته ای تهیه کرد وبه شیعیا ن نشا ن داد که حسن عسکری صا حب فرزند ی ا ست
که در پشت پرده ودوراز انظا ر
است وبا من درارتباد است
بعد از او پسرش ودو نفردیگر نیز ادعا کردند که با او در ارتبا ط هستند که به نا م نواب ( چها ر ) نوا ب اربعه .. معروف شدند

وقتی ظهور مبارک در سال ۱۲۶۰ در ایران شد

در رابطه با محمد بن حسن یعنی #فرزند امام حسن العسکری شیعان نوابی منتظر او که مستند به حدیث صحیفه لوح که نام دیگرش به زعم اآنها حدیث جابر است توضیحاتی قابل توجه اند

۱/ ابتدا اینکه مطابق حدیث این نام م ح م د در اصل حدیث لوح نبوده و این حروف مقطع که که همان محمد است میباشد و معلوم نیست هدف تحریف کنندگان حدیث لوح چرا نارا به این گونه نوشته اند ، آیا مثلا خواسته اند مطابق احادیث که نام حجت نباید فاش میشده عمل کرده اند ؟ !

تحریف حديث #لوح با اضافه کردن نام م ح م د بعنوان نام قائم

Forwarded from Pezeshkzad
از هر چيزى واضح تر اينستكه اسم صاحب امر يعنى حضرت قائم نميتوانسته است فقط “محمد” باشد!! زيرا وقتى امام سجاد على بن حسين عليه السلام ازين عالم رحلت ميفرمايند يكى از اصحاب ايشان بنام ابو خالد كابلى به حضور حضرت باقر رسيده از اسم صاحب امر سوال ميكند و داستان اين سوال و جواب را براى آيندگان چنين درج مينمايد:

‎”لما مضی علی بن الحسین علیه السلام، دخلت علی الباقر علیه السلام فقلت: جعلت فداک، قد عرفت انقطاعی الی ابیک و انسی به و وحشتی من الناس . قال علیه السلام: صدقت یا اباخالد! فترید ماذا؟ قلت: جعلت فداک، لقد وصف لی ابوک، صاحب هذاالامر بصفة لو رایته فی بعض الطرق، لاخذت بیده، قال علیه السلام: فترید ماذا یا اباخالد؟ قلت: ارید ان تسمیه حتی اعرفه باسمه . فقال علیه السلام: سالتنی والله یا اباخالد عن سؤال مجهد، و لقد سالتنی بامر ما کنت محدثا به احدا، لحدثتک ، و لقد سالتنی عن امر، لو ان بنی فاطمة عرفوه، حرصوا علی ان یقطعوه بضعة، بضعة; ابوخالد کابلی گوید: هنگامی که علی بن الحسین علیه السلام وفات کرد، به خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم و به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم! تو می دانی که من جز پدرت کسی را نداشتم و انس مرا با او و وحشت مرا از مردم می دانی . فرمود: ای اباخالد! راست می گویی; ولی چه می خواهی بگویی؟ عرض کردم: فدایت شوم! پدرت صاحب این امر را به گونه ای برایم تعریف کرده بود که اگر در راهی او را می دیدم، حتما دستش را می گرفتم . فرمود: ای اباخالد! دیگر چه می خواهی بگویی؟ عرض کردم: می خواهم نام او را برایم بگویی تا او را به نامش بشناسم . پس فرمود: به خدا سوگند ای اباخالد! سؤال سختی که مرا به تکلف و زحمت می اندازد، از من پرسیدی . و همانا از امری سؤال کردی که هرگز آن را به هیچ کس نگفته ام و اگر آن را به کسی گفته بودم (گفتنی بود)، مسلما به تو می گفتم، همانا تو از من چیزی را سؤال کردی که اگر بنی فاطمه او را بشناسند، حرص ورزند که او را قطعه قطعه کنند» .

البته اگر اسم ايشان فقط محمد بود كه ديگر چنين بحثى و چنين سوال و جوابى در كار نبود! وانگهى اسم محمد در ميان مسلمانان از هر اسمى بيشتر متداول بوده و هست.
در حاليكه حضرت صادق ميفرمايند فقط كافر اسم صاحب امر را خواهد برد و اينكه محمد دائماً بر زبان مسلمانان است حتى بصورت م ح م د با اينكه اسم حضرت صاحب امر محمد باشد در تناقضى شديد است.
علاوه براين براى اينكه هيچگونه شك و ترديدى باقى نماند كه بعداً مسلمانان در حديث صحيفه لوح دست برده و اسم “م ح م د” را به عنوان اسم حضرت قائم اضافه نموده اند، حضرتش ميفرمايند در اصل حديث اين اسم وجود نداشته است. و سند اين استدلال اين حديث است:

محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن القاسم بن محمد، عن عبد الصمد بن بشير، عن فضيل بن سكرة قال: دخلت على أبي عبد الله عليه السلام فقال: يا فضيل أتدري في أي شئ كنت انظر قبيل؟ قال: قلت: لا، قال: كنت أنظر في كتاب فاطمة عليها السلام ليس من ملك يملك الأرض الا وهو مكتوب فيه باسمه واسم أبيه وما وجدت لولد الحسن فيه شيئا.( اصول كافى ج ١ ص٢٤٢)

يعني اي فضيل آيا ميداني در چه چيز نظر ميكردم؟
عرض كردم خير!
فرمود داشتم كتاب فاطمه (ع) را نظر ميكردم.
هيچ ملكي نيست كه بر زمين سلطنت ميكند مگر اينكه اسم او و پدرش در آن ثبت شده ولي براى فرزند حسن در آن چيزي نيافتم!

يعنى كسى بعداً در اين حديث دست برده است و اسم فرزند امام حسن عسكرى در حديث لوح را بصورت “م ح م د” اضافه كرده است

۲/ مطلب بعدی اینکه
هیچ حدیثی معتبر بر تولد این مهدی صاحب الزمان این شیعیان نوابی موجود نیست
این لینک رو ببینید :
https://t.me/vahdat19/17752

۳/ البته روایاتی بسیار غیر معقول و مضحک از قول خواهر امام عسگری که مطابق قرآن حتی شهادت یک زن پذیرفته نیست موجود است که آخوند نواب های اربعه آنرا اشاعه داده اند که در لینک زیر مفصل با آنها آشنا میشوید 👇

بررسی روایات جعل شده در خصوص عجایب در امامان و #تولد و #غیبت امام دوازدهم شیعیان نوابی

لینک ابتدای مطلب >
https://t.me/vahdat19/17461

۴/ نکته دیگر باز هم مطابق احادیث امام زمان در 📌قیامت متولد میشود ،

ادامه 👇”
https://t.me/Rafee_Shobahat/973


تا سا ل ۱۲۶۹ که مدت نه سا ل طول کشید حدود ده هزار با بی ( پیروان حضرت با ب را بابی میگفتد ) را به عنوان مجرمین مرتد با
بد ترین نوع شکنجه ها ازقبیل خوراندن سرب داغ میله سرخ و کوبیدن آن درسر
و زنده پوست کندن و گذاشتن آنها درجلوی تو پها و این قبیل شکنجه های درد ناک
همه آنها را دونه به دونه در معرض فشار و امتحا ن وآ زما یش نمودند تا فقط تقیه کنند و بگویند پس است ما توبه میکنیم ولی نه اینکه نکردند بلکه با صدای رسا فریاد میکشید ند
یکدسته گل نسرانی
ما را ز سر بریده ترسانی
ای خلایق نگاه کنید این است حجت
جلادان خون ما را بخاطر ایمانمان بر زمین میرزند و شما شاهدید ..
سیدجمال الدین اسد آبادی :
یا افغانی ، مردی بود سیاسی و مزور که بنهایت عداوت علیه امرالله و حضرت بهاء الله اقدامات محتلف نمود
. او شیخ احمد روحی و میرزا آقاخان کرمانی ( دو داماد یحیی ازل ) را دور خود گردآورد و از هیچ خدعه و نیرنگ و افترا به حق فروننشست . عاقبت به سرطان زبان مبتلا شده و از سخن گفتن بازماند.
مدتی بعد زبانش را در اثر عمل جراحی از دست داد و لال و گنگ از دنیا رفت.
شیخ جمال الدین بروجردی :
یا آقا جمال که در دوران حیات مبارک عنصری حضرت بهاء الله و در ابتدا بعلت خدماتش مورد تشویق حق قرار گرفت
و القاب حسنه یافت
ولی غرور اورا به حضیض نقض و مخالفت با مرکز حضرت احدیت کشاند
. بکلی آبرو باخت و مورد قهر دوستان و اقوام و فرزندانش واقع شده
بکلی تنها ماند و در نهایت بیکسی فوت نمود . جسد متعفن او بدلیل قهر خویشان پس از چند روز پیدا شده و در نهایت خواری بخاک سپرده شد . از او در آثار مبارکه به کفتار و کفتار پیر یاد میشود..
ملا محمد ممقانی
وی مجتهد ظاهرا جامع الشرایط بود و در نهایت احترام و جلال زندگی میگرد و ثروت و اندوخته فراوانی بدست آورده بود. ملا در دستگاه حکومتی جایگاه بزرگی داشت. پس از اظهار امر حضرت اعلی و اقبال بسیاری از ایرانیان به ایشان ، حکومت قاجار سلطنت خود را در خطر یافت لذا در نهایت شقاوت و با اجرای احکام مذهبی علمای جهل ، حضرت باب را به نقاط بعید تبعید کرد تا اینکه صدای ایمان و ایثار بابیان ، حکومتیان را در هراس افکند و با دستور و فتوای مجتهدین دنیا پرست ایشانرا به تبریز آورده و به شهادت رساندند. ستاره بخت ملا محمد ممقانی پس از شهادت حضرت رب اعلی بناگاه افول نمود
و قسمت اعظم ثروت او نصیب مخالفینش گشت
و از آن ثروت قارونی اندکی باقی ماند. تا اینکه به بیماری صعب العلاج مبتلا شد
. بدنش متعفن شد بطوریکه فرزندان او نیز وارد اتاق او نمیشدند. سرانجام در سکوت و تنهائی کامل و با بدنی متعفن در گذشت.
آقا جان بیک خمسه ای و سربازان او
او فرمانده فوج خاصه ناصری در تبریز بود که داوطلب شهادت حضرت رب اعلی گردید. بیک پس از شهدت حضرت اعلی ، بناگاه مورد قهر حکومت واقع شد !!
و او و سربازانش به دور ترین نقطه از تبریز که آب و هوائی بسیار گرم و شرجی داشت یعنی به خرمشهر گسیل گردید
تا با دشمنانی موهوم نبرد کند. تعدادی از سربازان او در زمان عزیمت ، هنگام ظهر در سایه دیواری به استراحت بودند که دیوار فرو ریخته و چند تن در زیر آوار دیوار از بین رفت.
در واقع تا زمان رسیدن به محل خدمت ! تعداد کمی از آن فوج بزرگ ناصری باقی ماند. در خرمشهر ، که سربازان دیگر و مردم مطلع شده بودند
او یک سید جوان ( فرزند پیامبر ) را داوطلبانه تیر باران کرده است از او روی برگردانده و با کینه با وی برخورد نمودند. سرانجام جناب بیک دور از شهر و دیار خود شبانگاه بقتل رسید پس از این اتفاق ، دولت شایع نمود که جاسوسان دشمن او را کشته اند !!
جمال پاشا
او فرمانده نیروی عثمانی در قسمتی از جنگ جهانی اول بود که بواسطه اعدام عده ای از هموطنانش به ظلم و قساوت مشهور شده بود. وی در ماموریتش به مصر در اواخر جنگ بین المللی در حیفا با حضرت عبدالبهاء ملاقات کرد
و به تحریک ناقضین قسم خورد که چون از فتح مصر بر گردد آن حضرت را اعدام کند !!
ولی فقط بختش و خبر مرگش برگشت ! او در مصر شکست خورد و در حال فرار ، شبانگاه توسط دو سرباز که کینه ای از او بدل داشتند به قتل رسید. سربازان نقل کرده اند که پاشای مقتدر عثمانی جهت نجات جان بی مقدار خود به پای آنان افتاده و زن و دختر و ثروتش را به آن دو می بخشد تا از جانش بگذرند. همچنین شکست او در جنگ باعث از دست دادن آبرو و حیثیت و فرار او شد