یکی از معانی شیطان

خداوند مقصودش را از روز قیامت که ظهور حضرت بها،الله است را به دفعاات مکرر به ما رسانده است مثلآ در یکی از آیه های روز قیامت انسان به شیطان می گوید 
لَوْ لَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِين‏» (سبأ/ 31) اگر شما نبودید ما خوب بودیم، تو من را گمراه کردی،  «لَوْ لَا أَنتُمْ» اگر تو نبودی من خوب بودم، تو من را خراب کردی.
او جواب می‌دهد: برو گمشو «بَل لَّمْ تَكُونُواْ مُؤْمِنِين‏» (صافات/ 29) تو خودت ایمان نداشتی.
به شیطان می‌گویند: «خدا ذلیلت کند، تو مرا گمراه کردی»، شیطان می‌گوید: «فَلَا تَلُومُونىِ وَ لُومُواْ أَنفُسَكُم‏» (ابراهیم/ 22) چرا من را ملامت می‌کنی، خودت را ملامت کن. می‌گوید: آخر تو وسوسه‌ام کردی. می‌گوید: من وسوسه‌ات نکردم، من امتحانت کردم هُلت که ندادم. بغلت نگرفتم بگذارمت این اتاق، کیش کیشت کردم، خودت آمدی. شیطان مثل باغبان است، باغبان نمی‌آید شاخه را خشک کند، باغبان می‌آید در باغ، می‌بیند شاخه خشک است، ارّه را پایش می‌گذارد، خودت خشک شدی من بریدمت. خودت جنست جَلَب بود، من هم کیش کیشت کردم. جای مبهمی نیست همه چیزش روشن است.
وَ رُسُلِهِ وَ أَنْبِيَائِهِ عَلِمْتُ …» راهی که به پیغمبران نشان داد، به من هم با اشاره نشان داده .میدانید که در آیین بهائی  شیطان نفس او است و وجود خارجی ندارد بنابر این در روز ظهور حضرت بها،الله و یا قیامت
 هیچکس نمیتواند ادعا کند به غیر از خودش کس دیگری هم مقصر بوده و یا که شیطان او را گول زده 

يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

کافران می‌خواهند که نور خدا را با دهانشان (به نَفَس تیره و گفتار جاهلانه خود) خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند کافران ناراضی و مخالف باشند.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

  • Qarai
  • Shakir
  • Pickthall
  • yusufali

They desire to put out the light of Allah with their mouths, but Allah is intent on perfecting His light though the faithless should be averse.

معانی کلمات آیه

يطفئوا: طفء: خاموش شدن. اطفاء: خاموش كردن «ان يطفئوا»: اينكه خاموش كنند.[۱]

تفسیر آیه

  • تفسیر نور
  • اثنی عشری
  • روان جاوید
  • اطیب البیان
  • برگزیده تفسیر نمونه
  • سایر تفاسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ «32»

مى‌خواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش سازند، ولى خداوند جزاين نمى‌خواهد كه نور خود را به كمال برساند، هرچند كفّار، ناراحت باشند.

نکته ها

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند به اهل زمين نگاه كرد و من را انتخاب كرد، سپس بار ديگر نگاه كرد و على‌بن ابى‌طالب عليهما السلام را انتخاب فرمود، او بعد از من نور زمين است. آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت كردند.1-  دائمى «يُرِيدُونَ» (فعل‌مضارع، نشانه استمرار و تداوم و در آینده است حتمآ دین جدیدی قرار بوده بیاید )

2- دين خدا، نور است ونور، سرچشمه‌ى حيات. «نُورَ اللَّهِ»

3- هرچند گروه‌هاى كفّار هر دسته‌اى به نوعى تلاش مى‌كنند، امّا هدف همه‌ى آنها خاموش ساختنِ فروغ دين است. «يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ»

4- تلاش‌هاى كافران در مبارزه با دين، مثل فوت كردن به خورشيد است. «2» «يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ»

5- يكى از تلاش‌هاى دشمنان دين، تبليغات است. «بِأَفْواهِهِمْ»

6- نداى اسلام از زبان پيامبر نور ، بها،الله است، تداوم آن تکمیل نور است. «3» «يُتِمَّ نُورَهُ»


«1». بحار، ج 23، ص 320.

«2».طایفه قاجار ، بعضی از علمای اسلامی ، خاندان پهلوی ، جمهوری اسلامی ، نمرودها، فرعون‌ها، بنى‌اميه و بنى‌عباس و امثال آنان، که جلوی انتشار این نور را گرفته اند نمونه‌هاى عملى تلاش كفّارند.

«3». چنانكه در آيه‌ى اكمال دين، اتمام نعمت به حساب آمده است: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى». مائده، 3.

جلد 3 – صفحه 410

7- خداوند به طرفداران حق، وعده‌ى پيروزى داده است. أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ‌ …

8- خداوند، فروغ دين را نه تنها حفظ مى‌كند، بلكه گسترش مى‌دهد. «يُتِمَّ نُورَهُ»

9- كفّار بدانند كه با اراده‌ى حتمى خداوند براى پيروزى دين حقّ، طرف‌اند و هرگونه تلاش بر عليه [ آیین  جدید ]محكوم به شكست است. «يُتِمَّ نُورَهُ

خیلی ها  با مطالعه کتاب ایقان که از آثار حضرت بهاءالله است مومن به دیانت بهائی شدند از جمله فاضل که ایمان آورد  و  ترک خانواده کرد و عازم عکا شد.کتاب کامل  ایقان و  فال صوتی زندگی کامل جناب فاضل شیرازی

https://giphy.com/gifs/grim-reaper-horror-creepy-h5NLPVn3rg0Rq ،،درمیان نامهای نیکوی فرشتگان  نام ملک الموت زیبا هم است واقعا ، او شاه مرگ استیعنی می اید و با ازرم و بزرگواری شاهوار روانهایمان را تا سرزمین نور و سرور می برد و پندأشتن او با داس در دست اندیشه ای دیوانه است#Taizzمعرفیکننده 

کلمات کلیدی

فروغ فرخزاد #فریدون_فرخزاد #حضرت_بها،الله #حضرت_عبدالبها،

#حضرتبها،الله #tagify_app tagify_app #فروغ فرخزاد #فریدون_فرخزاد #حضرت_بها،الله #حضرت_عبدالبها،#حضرتبها،الله #tagify_app #حضرتعبدالبها،

music #vocal #song #singing #pop #vocals #singers #bestmusic #lovemusic #musica #singingcover #photography #avazehjavaherian #singer #avaz #fineart #piano #musician #2017 #musical #arman_music_institute #avazirani #avazsonati #november #iran #guitar #vocalist #bnw #live #theaterphotography تماشا در #یوتیب #فارسی  ..https://www.youtube.com/playlist?list=PLa0L_XoE3uM56Ix3-klhCJuyFCZ6I5Ooc..​
https://www.facebook.com/groups/717559601648780/permalink/6126880960716590/
 تما شا در یوتیب فارسی ..
https://www.youtube.com/playlist?list=PLa0L_XoE3uM56Ix3-klhCJuyFCZ6I5Ooc
..​..

چگونه سیصد و هفتاد و هفت نفر در آتش سوختند

رژيم بيمار پادشاهی تنها به توفانی نياز داشت که ساقط شود  و آن توفان را در بعد از ظهر روز تاريخی ۲۸ مرداد ۵۷ مجلس شورای اسلامی قم درست کرد   چهارصد تن از مردم آبادان در سينما رکس آن شهر به تماشای فيلم گوزنها ساخته مسعود کيميائی مشغول بودند. سيصد و هفتاد نفر از تماشاگران که بيشتر زنان و کودکانی بودند که قدرت برای مقابله با ديگر وحشتزدگان و گريز از آتشی را نداشتند که هرگز افروزاننده آن به خوبی شناخته نشد، در آن آتش  سوختند و در شعله های آن تبدیل به ذغال شدند  دولت و کابینه فضای باز سياسی جمشيد آموزگار هم ساقط شد. انقلابيون طرفدار آيت الله خمينی آن روزها استدلال می کردند که رژيم شاه خواسته است با آتش زدن سينما رکس، آنان و انقلاب اسلامی را بدنام کنند. پيش از وقوع انقلاب، گروه های انقلابی- مذهبی و نيروهای دولتی بارها يکديگر را در دست داشتن در حادثه سينما رکس آبادان متهم کردند. «اطلاعاتی که از طريق سازمان اطلاعات کشور(ساواک) و شهربانی به آقای نخست وزير رسيده، حاکی از اين است که دستورالعمل آتش زدن سينما رکس از نجف آمده است.» علیرضا نوری زاده به نقل از وزیر اطلاعات شریف امامی وی اضافه کرد:«در مجموع، اطلاعاتی که از طريق سازمان اطلاعات کشور(ساواک) و شهربانی به آقای نخست وزير رسيده، حاکی از اين است که دستورالعمل آتش زدن سينما رکس از نجف آمده است.»  راديو فردا به نقل از او گفته :« حکومت ايران در دوره شريف امامی تمام کوشش خود را در جهت مسکوت ماندن موضوع کرد تا حقايق به اطلاع مردم نرسد.» به گفته آقای همایون، « استدلال اين بود که ما با آيات عظام در حال مذاکره هستيم و انتشار اين خبرها موجب رنجش آنها خواهد شد.

اين مسئله را وزير اطلاعات و جهانگردی کابينه شريف امامی می گفت که پرونده دست او بود و کاملا معلوم بود عاملان حادثه چه کسانی بودند. رییس ساواک هم استدلال می کرد که هر چه ما بگوييم، فايده ندارد و مردم باور نمی کنند و می گويند کار ساواک است.»

  • گل صد برگ
    گل صد برگ گلی است که گلبرگ‌های بسیار داشته باشد و  نام آلبومی است که به یاد هشتصدمین سالگرد تولد مولانا در مایهٔ بیات زند، در سال ۱۳۶۰ به صورت گروه‌نوازی سه‌تار، به سرپرستی و تنظیم جلال ذوالفنون و با آواز شهرام ناظری با گرایش موسیقی عرفانی ایران عرضه شد گذرزمان اثر گذاریش را نشان داد. کنار هم قرار گرفتنِ شهرام ناظری و جلال ذوالفنون … Continue reading گل صد برگ
  • یکی از معانی شیطان
    يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ کافران می‌خواهند که نور خدا را با دهانشان (به نَفَس تیره و گفتار جاهلانه خود) خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند کافران ناراضی و مخالف باشند. ترجمه … Continue reading یکی از معانی شیطان
  • چگونه سیصد و هفتاد و هفت نفر در آتش سوختند
    رژيم بيمار پادشاهی تنها به توفانی نياز داشت که ساقط شود  و آن توفان را در بعد از ظهر روز تاريخی ۲۸ مرداد ۵۷ مجلس شورای اسلامی قم درست کرد   چهارصد تن از مردم آبادان در سينما رکس آن شهر به تماشای فيلم گوزنها ساخته مسعود کيميائی مشغول بودند. سيصد و هفتاد نفر از تماشاگران که بيشتر … Continue reading چگونه سیصد و هفتاد و هفت نفر در آتش سوختند
  • Key information
    An interesting debate is posted on Facebook to raise awareness and promote the knowledge of dear friends Instead of thanking you, you gave us a warm welcome. a website. Taizz has four different websites equipped with software tools to introduce different websites.https://g.page/r/CdeZd7OCjfpQEAE https://g.page/r/CdeZd7OCjfpQEAE FeedNine Rank I reserve the rights to sue you for copyright, and … Continue reading Key information
  • مهاجرت
    بهترین اطلاعات مربوط به مهاجرت به کانادا در سایت تایسیز جمع آوری شده است تا شما با در پیش گرفتن یک روش و مسیر درست مهاجرتی، به هدف خود برسید.   جهت آگاهی رساندن  آنرا به شما معرفی میکنیم  ثبت تلفن : 22129525 9821+ منو خانه / بلاگ / مهاجرت به کانادا سریع ترین روش مهاجرت به کانادا کدام است؟ … Continue reading مهاجرت

در تمامی این سال ها ی گذشته، در حالی که گفته هائی از نيروهای مذهبی – از آن جمله احمد خمينی فرزند رهبر انقلاب اسلامی که در مصاحبه ای از روش های مبارزاتی گفت و در آن اشاره ای به ماجرای سينما رکس هم کرد – این واقعه  ذهن ها را آماده پذيرش داستانی  ديگر می کرد حوادثی مشابه مانند به آتش کشيدن ده ها سينما و کافه رستوران و محلات بدنام شهرها رخ داد، يک شهروند آبادانی، در گفت و گو با راديو فردا، نظر بسياری از مردم آبادان را در باره جريان دادگاه و روند رسيدگی به اين پرونده چنين بيان کرد: « تنها کسی که نمی توان شک کرد عامل اين ماجرا بوده است، خود تکبعلی زاده بود که تازه همه در اين مورد هم مشکوک بودند. ولی افرادی که او اسم برد، هيچ کدام بازداشت و مجازات نشدند،

چون آنها بايد اعدام می شدند و فضای عمومی آبادان اين بود. اين گونه نبود که بعد از دادگاه بگويند خيالمان راحت شد، چون مسببين اصلی ماجرا دستگير شدند و آبی روی اين آتش ريخته شد.» وی اضافه کرد:« اين دادگاه نشان داد و همه می دانستند که مسببين اصلی اين فاجعه چه کسانی هستند، ولی به جزای کاری که کردند، نرسيدند.» با اعتراض خانواده های سوختگان سينما رکس آبادان به عدم رسيدگی به پرونده سينما رکس و تحصن آنان،  بالاخره دادگاه ويژه ای به رياست حجت الاسلام موسوی تبريزی در آبادان تشکيل شد  و حسين تکبعلی زاده را همراه چند تن از کارکنان شهربانی و ساواک  را با وجودی که آنها گفته بودند ساواکی نيستند و با افراد ديگری در ارتباط بوده اند .محکوم به اعدام کردند. اما در ميان محکومان و حتی متهمان، هرگز نامی از کسانی که تکبعلی زاده مدعی بود با آنان در ارتباط بوده است، ديده نشد. و تندروهای اسلامگرا را بيشتر در صندلی اتهام نشاند. آتش سوزی سينما رکس آبادان، سال بعد از وقوع در حالی که اثر خود را در سقوط رژيم سلطنتی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی گذاشته بود  با دستگيری نماينده فعال قربانيان حادثه توسط دادستانی انقلاب آبادان به تاريخ پيوست  و از جمله اسرار درآمد.

شاهدی عينی به نوشته روزنامه ايران روز چهارشنبه گفته است “با صدای انفجاری در پاساژ کنار باقی مانده سينما متوجه شعله های آتش شدم به آتش نشانی شهر تلفن کردم بيست دقيقه بعد آن ها رسيدند و پنجاه دقيقه بعد برق را قطع کردند.” به گزارش روزنامه ها  آتش روز ۲۱ فروردين در مغازه ها و پاساژ و ويرانه سينما رکس آبادان يک ساعت بعد مهار شد.  همان چيزی که روز ۲۸ مرداد ۵۷ اتفاق نيفتاد، در آن روز درهای خروجی سالن بسته بود، ماموران آتش نشانی دير رسيدند و آب در لوله ها نبود… فرمانده نيروی انتظامی شهر گريخت و تا ۲۵ سال خرابه ای به جا ماند. خرابه سينما رکس آبادان مدتها  به شکل خود باقی بود، در هشت سال جنگ  دوباره شاهد آن شد که بازماندگان حادثه قبلی آواره شدند و زير باران موشک ها از شهر گريختند  ولی دوباره گرد هم آمدند  و یاد بود بنای سوخته را گرامی داشتنند .  منابع تحقیق  https://www.radiofarda.com/a/f6_Iran_Abadan_Rex_Cinema/461554.html .. https://www.bbc.com › arts › printable

سينما رکس آبادان: بنائی که ديگر به ياد نمی آورد – BBC Persian … https://ir.voanews.com/persiannews/iran-history-abadan-cinema-fire  .

. و از مشروح اخبار در شبکه های اجتماعی این بود : اعتراف تکان دهنده نوری‌ همدانی ۴۰ سال پیش سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد علی تهرانی شوهر خواهر علی خامنه‌ای درباره‌ی این رویداد وحشتناک  مطالبی علیه نوری همدانی و دامادش سیدحسین موسوی تبریزی در خاطرات خود نوشته است ما در سقز بودیم که خبر آتش‌سوزی سینما رکس آبادان منتشر شد که خیال می کردم هر خربکاری که میشود کار ساواک است ک آقای شیخ نوری همدانی گفت ما یعنی شورای اسلامی قم  برای به حرکت در آوردن مردم آبادان این کار را در راه انقلاب انجام داده‌ایم  تا مردوم آبادان به حرکت درآیند من گفتم این نوری همدانی ساواکی  است يادگار يکی از اثرگذارترين وقايع … Termes manquants : جریٱن‌آتش ‎| Doit inclure : جریٱن‌آتش https://ir.voanews.com › iran-hi… دیدگاه: سالروز آتش سوزی سینما رکس آبادان: جنایتی که مذهبی‌ها را زودتر به قدرت رساند … Recherches connexes : مسببین واقعی فاجعه سینما رکس آبادان چه کسانی هستند؟ تصاویر سینما رکس آبادان فیلم آتش سوزی سینما رکس سینما رکس خامنه ای سینما رکس آبادان تاریخ یازدهم اعتراف به آتش زدن سینما رکس آبادان عکس شهدای سینما رکس آبادان سینما رکس آبادان قبل از آتش سوزی Re …. این مقاله ای است برای پیش نویس  معرفی کننده #taizzتاریخ   ایران . با توجه به توصیه های پروژه های مربوطه ، می توانید دانش خود را با بهبود آن ( چگونه؟ )  ویرایش کنید و به اشتراک بگذارید . محلآبادان ( ایران )اطلاعات تماس30 درجه 20 ′ 06 ″ شمال ، 48 درجه 16 ′ 59 ″ شرقتاریخ دار19 اوت 1978مرده بیش از 470

جنبش اسلام گرایی موقعیت جغرافیایی روی نقشه: ایران اصلاح کردن  این 19 اوت 1978، در هنگام نمایش فیلم گوزن ها ، سینمای رکس در آبادان ، ایران ، به آتش کشیده شد که دست کم 470 نفر را کشت [ 1 ] . مردان درها را قفل کردند ، بنزین را به محل سم پاشی کردند و سینما را به آتش کشیدند.  دولت ایران شبه نظامیان اسلام گرا را متهم کرده است ، در حالی که مخالفان شاه ساواک را متهم به  عملیات پرچم کاذب کرده اند [ 2 ] ، [ 3 ] . بعداً ، مسئولیت اسلام گرایان نشان داده شد [ 4 ] ، [ 5 ] ، [ 6 ] ، [ 7 ] . منابعبرای اصلاح ↑ اقامت امروز و هر روز، اطلاع ”  ایران: در با جمعیت از کوره در رفته  ” ، اکونومیست،3 نوامبر 2012 (دسترسی به2 مارس 2014 ) ↑ دانیل ، التون ال و مهدی ، علی اکبر (2006) فرهنگ و آداب و رسوم ایران چاپ گرین وود ، وستپورت ، کانکتیکات ، صفحه 106 ، ( ISBN  0-313-32053-5 ISBN ) ↑ Hiro، Dilip (1985) Iran Under the Ayatollahs Routledge and K. Paul ، London، page 74 ، ( ISBN 0-7100-9924-X ) ↑ افخمی ، آر. غلام (2009) زندگی و زمانانتشارات دانشگاه شاه کالیفرنیا ، صفحه 465 و 459 ، ( شابک  0-520-25328-0-ISBN ) ↑ انصاری، محمد علی (2007) ایران مدرن: پهلوی و بعد از آموزش و پرورش پیرسون، صفحه 259، ( ISBN  1-4058-4084-6 ) ↑ بخش تحقیقات فدرال (2004) مطالعه کشور ایران انتشارات کسینگر ، صفحه 78 ، (شابک  1-4191-2670-9- ISBN ) ↑ بحل ، تارو ، سید ، MH (2003) دائرclالمعارف جهان اسلام اسلام انتشارات آنمول PVT. مقالات مرتبط برای اصلاح ترورها و تروریسم در ایران  پرتال جهانی ایران و ایران   پورتال دهه 1970   پورتال خاطرات مقالات مرتبط برای اصلاح ترورها و تروریسم در ایران  پرتال جهانی ایران و ایران   پورتال دهه 1970   پورتال خطرات عمده آخرین ویرایش 2 سال پیش توسط فرانسوا کالوارسی انجام شده است صفحات مرتبط جمشید آموزگار سیاستمدار ایرانی صفحات  جمشید آموزگار سیاستمدار ایرانی ریدوان جشنواره بهائی ترورها و تروریسم در ایران محتوا تحت مجوز CC BY-SA 3.0 در دسترس است مگر اینکه موارد دیگری ذکر شده باشد. سیاست حفظ حریم خصوصی   شرایط استفاده غیرفعال کردن نسخه موبایل آتش سوزی سینمای آبادان 

يادگار يکی از اثرگذارترين وقايع …Termes manquants : جریٱن‌آتش ‎| Doit inclure : جریٱن‌آتشhttps://ir.voanews.com › iran-hi…دیدگاه: سالروز آتش سوزی سینما رکس آبادان: جنایتی که مذهبی‌ها را زودتر به قدرت رساند …Recherches connexes :مسببین واقعی فاجعه سینمارکس آبادان چه کسانی هستند؟تصاویر سینمارکس آبادانفیلم آتش سوزیسینما رکسسینما رکسخامنه ایسینما رکس آبادانتاریخ یازدهماعتراف به آتش زدنسینما رکس آبادانعکس شهدای سینمارکس آبادانسینما رکس آبادانقبل از آتش سوزی

Re

….این مقاله ای است برای پیش نویس معرفی کننده #taizzتاریخ   ایران .
با توجه به توصیه های پروژه های مربوطه ، می توانید دانش خود را با بهبود آن ( چگونه؟ )  ویرایش کنید و به اشتراک بگذارید .

محلآبادان ( ایران )اطلاعات تماس30 درجه 20 ′ 06 ″ شمال ، 48 درجه 16 ′ 59 ″ شرقتاریخ دار19 اوت 1978مردهبیش از 470جنبشاسلام گراییموقعیت جغرافیایی روی نقشه: ایران

اصلاح کردن
این 19 اوت 1978، در هنگام نمایش فیلم گوزن ها ، سینمای رکس در آبادان ، ایران ، به آتش کشیده شد که دست کم 470 نفر را کشت [ 1 ] . مردان درها را قفل کردند ، بنزین را به محل سم پاشی کردند و سینما را به آتش کشیدند. 

دولت ایران شبه نظامیان اسلام گرا را متهم کرده است ، در حالی که مخالفان شاه ساواک را متهم به  عملیات پرچم کاذب کرده اند [ 2 ] ، [ 3 ] . بعداً ، مسئولیت اسلام گرایان نشان داده شد [ 4 ] ، [ 5 ] ، [ 6 ] ، [ 7 ] .

منابعبرای اصلاح

  1. ↑ اقامت امروز و هر روز، اطلاع ”  ایران: در با جمعیت از کوره در رفته  “ ، اکونومیست،3 نوامبر 2012 (دسترسی به2 مارس 2014 )
  2.  دانیل ، التون ال و مهدی ، علی اکبر (2006) فرهنگ و آداب و رسوم ایران چاپ گرین وود ، وستپورت ، کانکتیکات ، صفحه 106 ، ISBN  0-313-32053-5 ISBN )
  3.  Hiro، Dilip (1985) Iran Under the Ayatollahs Routledge and K. Paul ، London، page 74 ، ISBN 0-7100-9924-X )
  4.  افخمی ، آر. غلام (2009) زندگی و زمانانتشارات دانشگاه شاه کالیفرنیا ، صفحه 465 و 459 ، شابک  0-520-25328-0ISBN )
  5.  انصاری، محمد علی (2007) ایران مدرن: پهلوی و بعد از آموزش و پرورش پیرسون، صفحه 259، ISBN  1-4058-4084-6 )
  6.  بخش تحقیقات فدرال (2004) مطالعه کشور ایران انتشارات کسینگر ، صفحه 78 ، (شابک  1-4191-2670-9 ISBN )
  7.  بحل ، تارو ، سید ، MH (2003) دائرclالمعارف جهان اسلام اسلام انتشارات آنمول PVT.

مقالات مرتبط برای اصلاح

آتش سوزی سینمای آبادان 

Key information

An interesting debate is posted on Facebook to raise awareness and promote the knowledge of dear friends

Instead of thanking you, you gave us a warm welcome. a website. Taizz has four different websites equipped with software tools to introduce different websites.
https://g.page/r/CdeZd7OCjfpQEAE

https://g.page/r/CdeZd7OCjfpQEAE


FeedNine Rank
I reserve the rights to sue you for copyright, and you have until the end of the day to remove all the copyrighted content from your site, before receiving a lawsuit.

My dear friend, I wrote twenty-two articles in response to questions only in quora, but I never said I wrote, I wrote, I collected, honesty is very good, but notmuch of the world

https://www.quora.com/Who-can-make-money/answer/Taizz-2…https://www.quora.com/Who-can-make-money/answer/Taizz-2..

You better remove that post from your site, THAT’s my post from bestofbeyond.com (https://bestofbeyond.com/blogging-start-a-blog-make-money/) Im not the only one that finds copied content in your website, so do others. I’ve reported your website to Google and your domain provider, I will apply for a lawsuit soon too if you would not remove the copied content from your website.. you can’t just steal content in Google from other people, that’s copyright and you might get sued in millions.

TaizzFeedNine Rank Dear friend, I am glad to know you, if you want, I will obey, but the Internet is very wide and complex, and it belongs to you and not only me. Awareness and learning of the audience is displayedCopying them is very good for informingBut apparently you are paying attention to the name of the copyright holder, not the content. If so, I will delete this postBy the way, what you mentioned as a source of income, I am completely sure of its inaccuracyyou must knowThatSome websites also provide a feature that allows you to access the content of a locked site. One of these websites is textise.First, enter the website via the Textise link.There is a box on the main page where you can copy the URL of the page you want.Then click on the Textise option.After a few seconds, the Textise website will provide you with site copy content.If you could get aheadthat 

My friend, you are either a little tradition or inexperienced, you probably grew up with one, Dooneh and Luce. What do you think, servant, of what you have achieved now? I put users whoever copies and even did not mention my name, I am happy againUnlike me, you think what you thinkHoHow can I earn money by answering questions? Are there any websites that pay? The Internet is a source of gold! This means that if you learn the basics of making money online and are familiar with the topics of internet marketing, you can easily and simply sell your products and services to millions of people on the internet. You can make money from the internet in any field. But one of the biggest problems many people have when it comes to making money online is that they do not know exactly what idea to choose to make money online. Know that you can earn money from the Internet in any field that you have skills and expertise. If you have a physical store and sell physical products such as bags and shoes, you can sell your products on the Internet to people around the world, and this is one of the miracles of making money from the Internet. Many websites make money by selling physical and digital products. Many other websites generate revenue by providing services over the Internet, and many others make money from advertising through ..the Internet.rhttps://ataizizseler.com/…/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9…/..

چگونه می توانم در انترنت کسب در آمد کنم ؟

ATAIZIZSELER.COMچگونه می توانم در انترنت کسب در آمد کنم ؟

Taizz..Everyone is magical on the internet, knows pain and has treatment, many do not knowWhether or not the article is a copy can be easily checked.Download the authentication software to check if the article is a copyOne of the ways and tools to check the copy of the article is to download various authentication software to check the copy of the article. There are many applications in this field, one of which is softwarePlagiarism DetectorIs. This software examines articles by scanning them. This software examines the amount of copied content as well as plagiarism through search engine databases and the Internet. It is very important to use software that is accurate in its detection rate and can quickly check that the article is a copy. Some software may not be able to handle this well and may have low detection of duplicate content. If the software has a large number of errors, then it may jeopardize the final result of checking the copy of the article. There are other tools that examine rewritten content and examine the similarities between different articles. AndSome websites also provide a feature that allows you to access the content of a locked site. One of these websites is textise.First, enter the website via the Textise link.There is a box on the main page where you can copy the URL of the page you want.Then click on the Textise option.After a few seconds, the Textise website will provide you with site copy content.Download Plagiarism Detector Pro 1092.0.0.0 detection software …Download Plagiarism Detector Pro 1092.0.0.0 – Plagiarism detection software Professional program for detecting plagiarism and copying texts….Textise – Text-Only and Accessibility ToolsTextise is an Internet tool that can create a text only version of almost any web page. Great for accessibility, SEO and printing.

Taizz

You copied from these sites how good it was from its sources as wellYou were namedServant of the softwareI used Plagiarism Detector, you copied from these sites, how good it was, you also mentioned its sources.https://www.epiphan.com › blogHow to make money streaming: 6 ways to go live and get paidMay 16, 2018 — Ever wondered how to make money streaming? Content creators. andhttps://www.listenmoneymatters.com › …Learn How to Start a Blog That Earns over $400ka … – Listen Money MattersApr. 24, 2021 — Just want the nuggets for creating a successful blog? I’ve got you covered. FAQs – When you get enough questions, enough times it’s just easierandhttps://bloggerspassion.com › how-t…How to Start a Blog in 2021 & Make $10000/Mon [Step by Step]Jul. 30, 2021 — You just need to be consistent with your blogging efforts. … Theandhttps://blogs.constantcontact.com › …How to Start a Blog | Constant ContactJan. 5, 2021 — People could write whatever they wanted and share it with the world. Atandhttps://gatheringdreams.com › how-t…How To Make Money Blogging (In No Time) – Gathering DreamsDec. 14, 2020 — It doesn’t matter if you started your blog a year ago, yesterday or if you are just thinking about starting one today! I will tell you exactlyandhttps://smartblogger.com › blogWeb resultsHow to Make Money Blogging (Free Guide for 2021) – Smart BloggerJul. 14, 2021 — Discover how to make money blogging in your spare time. Earn an extraandmuch more ..

  • Some sites have a purpose and the purpose of establishing #Taizz is to introduce. It introduces hundreds of different sites and copying posts according to international copyright laws is not a problem by mentioning the source for awareness and it is a very good job.Dear, this site introduces the sites, and your post was interesting for me, and according to my duty, I displayed it to inform the subscribers of this page, andIt was very strangeThis is your sharp blow,Then I thought there should be pebbles in your shoesAnd I analyzed all your posts with the softwareI realizedMost of them you copied yourselfTaizz introduces different companies and there is no problem in copying it by mentioning its source, and it is as if you did not know that you copied from different sites.Please take care of yourselfIf someone is going to be finedIt is you who will be finedBecause of the sources without mentioning their sourceYou took the name and copied itThis in itself is wrongNot this site that has analyzed and introduced more than hundreds of sites so farUnfortunately you dearYou also interpret the meaning and laws of copyright in your favor, and according to its material aspect, you draw lines and mark, and you sew, cut and interpret in your favor.

No product in the world is the best due to the huge amount of data and modern technology. Everything is evolving and degrading.A digital product can take many forms: a website, an app, a plugin on another app, or whatever. But these forms are not products. Its product is a valuable core containing various features, which solves a customer problem, and different product forms are just different ways of transmitting this generated value to the customer. So if you have a website or app that does not solve any problems, you have virtually no product!A digital product is created to meet a need or deliver an interest to a specific group of users and customersBy using the product, an experience is formed for the user, but not the user experience of the product. Designing a good user experience enlivens the value proposition and features you have designed and makes it tangible to the customer, but does not create value for the customer alone. How many beautiful, fast and easy-to-use applications do you know that after 10 minutes of trying, you have left a corner and have not used for a long time?https://www.quora.com/How-do-I-choose…/answer/Taizz-2…

How do I choose the right niche or product in digital marketing?

QUORA.COM

How do I choose the right niche or product in digital marketing?

 Dear friend, I am glad to know you, if you want, I will obey, but the Internet is very wide and complex, and it belongs to you and not only me. Awareness and learning of the audience is displayedCopying them is very good for informingBut apparently you are paying attention to the name of the copyright holder, not the content. If so, I will delete this postBy the way, what you mentioned as a source of income, I am completely sure of its inaccuracyyou must knowThatSome websites also provide a feature that allows you to access the content of a locked site. One of these websites is textise.First, enter the website via the Textise link.There is a box on the main page where you can copy the URL of the page you want.Then click on the Textise option.After a few seconds, the Textise website will provide you with site copy content.If you could get aheadthat …

never threaten a freelancer, whose job is basically blogging, because then that freelancer will not let go until he grabs your wrist.You were afraid of what happened to youI do not understand your material intentions and thoughts,Now that I understand, I ask you why you are so selfish that you do not want this valuable information to be passed on to others in your own name in the age of communication.So there must be a pebble in the shoeI had never seen anyone stubbornNow that you do not understand what I meanI will not repeat what I said because it was apparently uselessDo not create illusions on this page, because if you repeat, then I have no choice, then, dear friend, I will go to your posts one by one with the software and analyze them, and I will write one by one under your posts in WordPress, exactly from what sources And where did you copy it and under each of your posts?I will writeBecause you came out of the water as a wonderful, selfish, suspicious and evil personIf you do not have a pebble in the shoewhat are you afraid of ?

https://pin.it/3Xwfpnz

https://l.facebook.com/l.php?u=https%3A%2F%2Fataizizseler.com%2F2021%2F08%2F08%2Fhow_made_monthly-money_by_blogging_write_quality%2F%3Ffbclid%3DIwAR2Qd5xAi3Jkv6_TVc4UiGH61ZClPkQPPmHQ_R28Puu1vP20osS1RLQ4Mq8&h=AT3uBnnuX3WTEN0sz71HETxTljUAq2SqIrT0QFNoYrSjAWqR0N7FF9DmVeVv3O5FfOoDG1Af9JDi_w-UM-AhiyCxpz9GQP6YR_i0Tn-3umOurUXnAb3xRXLwrrGM3XqU2WWbVDQcVSNIKbgfw2qW&__tn__=-UK-R&c[0]=AT0QqsXg1kJf1QOZXGSEGJ9mMfT5WrnVveEKQDdk4O7i3WctnT__M5NUMoHfph-LXaNIcjk0XeyG6zzR5hJ31V8FmqbH7JIiBJknMgwIMnqh763YjDspX9M7_aqHZbk9APBDnUdHLuLwMlRf3Us8o3C876kIjGUryEsdn9AcIyHqY5SHcqf80tzYxz1SUu15-LpiJO_fBJPtMzf31g

Getting your website verified in Google Search Console

BEYOND

A site that writes about various topics that will pique your interest, enjoy reading!

https://googleads.g.doubleclick.net/pagead/ads?client=ca-pub-3253003805182118&output=html&h=280&adk=2167002719&adf=995376434&pi=t.aa~a.108489206~rp.4&w=959&fwrn=4&fwrnh=100&lmt=1628441480&rafmt=1&to=qs&pwprc=6516370359&tp=site_kit&psa=1&format=959×280&url=https%3A%2F%2Fbestofbeyond.com%2Fblogging-add-your-site-to-google%2F&flash=0&fwr=0&pra=3&rpe=1&resp_fmts=3&wgl=1&fa=40&uach=WyJXaW5kb3dzIiwiMTAuMCIsIng4NiIsIiIsIjkyLjAuOTAyLjY3IixbXSxudWxsLG51bGwsbnVsbF0.&dt=1628441480245&bpp=6&bdt=2591&idt=6&shv=r20210803&mjsv=m202108060101&ptt=9&saldr=aa&abxe=1&cookie=ID%3D4d31e51ef6ba53aa-22037ba0d17a0032%3AT%3D1628435987%3ART%3D1628435987%3AS%3DALNI_MZ2krkBeqSY9RvbX73b4NfH2EPmUw&prev_fmts=0x0%2C869x280&nras=3&correlator=5794515952198&frm=20&pv=1&ga_vid=533076555.1628435985&ga_sid=1628441479&ga_hid=103763296&ga_fc=0&ga_cid=188674047.1628435987&u_tz=-240&u_his=5&u_java=0&u_h=768&u_w=1024&u_ah=728&u_aw=1024&u_cd=24&u_nplug=3&u_nmime=4&adx=0&ady=726&biw=959&bih=657&scr_x=0&scr_y=0&eid=44745303%2C31060566%2C20211866&oid=3&pvsid=432571475254824&pem=661&wsm=1&ref=https%3A%2F%2Fbestofbeyond.com%2Fblogging-add-your-site-to-google%2F&eae=0&fc=1920&brdim=0%2C0%2C0%2C0%2C1024%2C0%2C1024%2C728%2C976%2C657&vis=1&rsz=%7C%7Cs%7C&abl=NS&fu=128&bc=31&ifi=4&uci=a!4&btvi=2&fsb=1&xpc=Yy5qpIhpqL&p=https%3A//bestofbeyond.com&dtd=543

https://studio.youtube.com/channel/UCZf43eLmpOw35xD_rw31rFQ/videos

Blogging

How To Add Your WordPress Site To Google Search Results

BestofBeyond

In order for your website to appear in Google search results, you need to understand SEO and get your site indexed by Google.

In this tutorial, we will be using two plugins:

  • Google Site Kit
  • All in One SEO

Getting your website verified in Google Search Console

Eventually, Google will crawl and index your site without you doing anything (This can take from a few days to 6 months), but you can speed the process up and in case Google didn’t manage to crawl your site by using Google Search Console

1. Sign in to your account in Google Search Consolehttps://googleads.g.doubleclick.net/pagead/ads?client=ca-pub-3253003805182118&output=html&h=280&adk=2121959071&adf=4163706919&pi=t.aa~a.2773900404~i.13~rp.4&w=869&fwrn=4&fwrnh=100&lmt=1628441480&num_ads=1&rafmt=1&armr=3&sem=mc&pwprc=6516370359&tp=site_kit&psa=1&ad_type=text_image&format=869×280&url=https%3A%2F%2Fbestofbeyond.com%2Fblogging-add-your-site-to-google%2F&flash=0&fwr=0&pra=3&rh=200&rw=869&rpe=1&resp_fmts=3&wgl=1&fa=27&uach=WyJXaW5kb3dzIiwiMTAuMCIsIng4NiIsIiIsIjkyLjAuOTAyLjY3IixbXSxudWxsLG51bGwsbnVsbF0.&dt=1628441480245&bpp=11&bdt=2591&idt=-M&shv=r20210803&mjsv=m202108060101&ptt=9&saldr=aa&abxe=1&cookie=ID%3D4d31e51ef6ba53aa-22037ba0d17a0032%3AT%3D1628435987%3ART%3D1628435987%3AS%3DALNI_MZ2krkBeqSY9RvbX73b4NfH2EPmUw&prev_fmts=0x0&nras=2&correlator=5794515952198&frm=20&pv=1&ga_vid=533076555.1628435985&ga_sid=1628441479&ga_hid=103763296&ga_fc=0&ga_cid=188674047.1628435987&u_tz=-240&u_his=5&u_java=0&u_h=768&u_w=1024&u_ah=728&u_aw=1024&u_cd=24&u_nplug=3&u_nmime=4&adx=45&ady=2178&biw=959&bih=657&scr_x=0&scr_y=0&eid=44745303%2C31060566%2C20211866&oid=3&pvsid=432571475254824&pem=661&wsm=1&ref=https%3A%2F%2Fbestofbeyond.com%2Fblogging-add-your-site-to-google%2F&eae=0&fc=1408&brdim=0%2C0%2C0%2C0%2C1024%2C0%2C1024%2C728%2C976%2C657&vis=1&rsz=%7C%7Cs%7C&abl=NS&fu=128&bc=31&ifi=2&uci=a!2&btvi=1&fsb=1&xpc=3sialDzlwN&p=https%3A//bestofbeyond.com&dtd=115

2. Now you’ll notice it asks you to verify your site, you can choose whether to verify by either using domain or URL

3. Type in your domain name and click continue

4. Now it requires you to verify via DNS record, copy the code it generated, do not share it to anyone else

5. Head to your domain hosting provider

For WordPress.com users, go to Upgrades > Domains > Edit > DNS Record

For Bluehost users, login to bluehost.com and head to Domains > Manage > DNS, scroll down to find TXT and click Add Record. Type for Host Record and the code you copied just now for the TXT value

6. Click Save

Now, head back to Google Search Console and click Verify. Sometimes DNS changes can take a while to appear, it might take a few hours for the changes to appear, if verification failed, wait for a few hours and try again.

Congrats! You had now verified your site, the next thing you can do is to get Google to index it.https://googleads.g.doubleclick.net/pagead/ads?client=ca-pub-3253003805182118&output=html&h=280&adk=2121959071&adf=1059551447&pi=t.aa~a.2773900404~i.37~rp.4&w=869&fwrn=4&fwrnh=100&lmt=1628441589&num_ads=1&rafmt=1&armr=3&sem=mc&pwprc=6516370359&tp=site_kit&psa=1&ad_type=text_image&format=869×280&url=https%3A%2F%2Fbestofbeyond.com%2Fblogging-add-your-site-to-google%2F&flash=0&fwr=0&pra=3&rh=200&rw=869&rpe=1&resp_fmts=3&wgl=1&fa=27&uach=WyJXaW5kb3dzIiwiMTAuMCIsIng4NiIsIiIsIjkyLjAuOTAyLjY3IixbXSxudWxsLG51bGwsbnVsbF0.&dt=1628441480199&bpp=12&bdt=2545&idt=12&shv=r20210803&mjsv=m202108060101&ptt=9&saldr=aa&abxe=1&cookie=ID%3D4d31e51ef6ba53aa-22037ba0d17a0032%3AT%3D1628435987%3ART%3D1628435987%3AS%3DALNI_MZ2krkBeqSY9RvbX73b4NfH2EPmUw&prev_fmts=0x0%2C869x280%2C959x280&nras=4&correlator=5794515952198&frm=20&pv=1&ga_vid=533076555.1628435985&ga_sid=1628441479&ga_hid=103763296&ga_fc=0&ga_cid=188674047.1628435987&u_tz=-240&u_his=5&u_java=0&u_h=768&u_w=1024&u_ah=728&u_aw=1024&u_cd=24&u_nplug=3&u_nmime=4&adx=45&ady=3759&biw=959&bih=657&scr_x=0&scr_y=1149&eid=44745303%2C31060566%2C20211866&oid=3&pvsid=432571475254824&pem=661&wsm=1&ref=https%3A%2F%2Fbestofbeyond.com%2Fblogging-add-your-site-to-google%2F&eae=0&fc=1408&brdim=0%2C0%2C0%2C0%2C1024%2C0%2C1024%2C728%2C976%2C657&vis=1&rsz=%7C%7Cs%7C&abl=NS&fu=128&bc=31&ifi=3&uci=a!3&btvi=3&fsb=1&xpc=lftjJmxAFl&p=https%3A//bestofbeyond.com&dtd=M

7. Head to URL Inspection in Google Search Console, type your website name and click Request Indexing, it may take from a few minutes to a few hours. Once its finished, it will show something like this:

How to add your Sitemap to Google Search Console

Your website homepage appears in Google Search Results when its indexed, but your posts, pages, categories, aren’t indexed. In order to get them indexed by Google, we need a plugin that generates a sitemap link so we can add it to Google Search Console.

There’s a lot of options out there but I’ll recommend choosing All in One SEO plugin, it helps you rank higher in Google SEO (Search Results) and lets you edit your meta description, tags, etc. There’s a lot more features the plugin has and I’ll leave it for you to explore yourself!

1. Login to your WordPress.org panel and install All in One SEO plugin

All in One SEO – Best WordPress SEO Plugin – Easily Improve Your SEO  Rankings – WordPress plugin | WordPress.org

2. Launch the plugin and head to the Sitemap section, click Open Sitemap

Now you’ll see 4 sitemap URLs, each of them will be indexed by Google eventually, you can submit the sitemaps in Google Search Console to possibly speed up the process

I’ll recommend adding the first 3 sitemaps to Google Search Console, but you can add the sitemap of the tags too if you want.

3.Copy the URLs and head to Google Search Console > Sitemaps and submit your sitemaps

It will take from a few minutes to a few hours for your sitemap to be submitted depending on the amount of URLs it had

Now you websites are all set, good luck!30 

Related Posts

WordPress logo

Blogging

How To Use WordPress For Blogging, Hosting and Designing Tutorial

BestofBeyond

Blogging

Blogging

How To Start a Blog That Makes Money

BestofBeyond

Post navigation

Previous:How To Use WordPress For Blogging, Hosting and Designing TutorialNext:Glyphs – A Short Story by Calymorph

Leave a Reply

https://studio.youtube.com/channel/UCZf43eLmpOw35xD_rw31rFQ/videos

تاریکی را مهار کن نقد فیلم Hold the Dark

نقد فیلم Hold the Dark – تاریکی را مهار کن فیلم Hold the Dark با وجود داستان تیره و تاریکش که در برهوتِ یخ‌زده‌ی آلاسکا جریان دارد و یکی از بهترین سکانس‌‌های تیراندازی سال‌های اخیر، جای خالی Wind River در تقویم سینمایی امسال را پُر می‌کند. بعد از اینکه کمپانی سونی با هدف تبدیل کردنِ دنباله‌ی «سیکاریو»ی دنی ویلنوو، به آغازگرِ دنیای سینمایی «سیکاریو» باعث شد که امسال نتوانیم برخلاف دو-سه سال قبل که تیلور شریدان با سه‌گانه‌‌ی نئو-وسترنش بد عادت‌مان کرده بود، عطش‌مان را با تماشای یک تریلرِ خشن و مضطرب‌کننده‌ی قرص و محکم دیگر از فیلمنامه‌ی دیگری از او سیراب کنیم، احساس می‌کردم که سینمای آمریکا، امسال هنوز حقش را درباره‌ی این ژانر ادا نکرده است. یا حداقل از نوع تیلور شریدانی‌اش. اینکه این همه برای همبرگر با پنیر اضافه صبر کنی، بعد سیب‌زمینی آبپز جلوی‌مان بگذارند ضدحال بزرگی است. اما خبر خوب این است که امسال میزبانِ فیلم جدیدِ یکی دیگر از فیلمسازانِ کاربلد و صاحب‌سبک چند سال اخیر هم بود: جرمی سالنی‌یر که فیلم جدیدش «تاریکی را مهار کن» (Hold the Dark) به خاطر اینکه روی نت‌فلیکس منتشر شده است به اندازه‌ی فیلم‌های قبلی‌اش سروصدای رسانه‌ای زیادی به پا نکرده است. مخصوصا با توجه به اینکه «تاریکی را مهار کن» حال و هوای مبهم‌تر و گنگ‌تری نسبت به فیلم‌های سرراست‌تر قبلی‌اش دارد و همین باعث شده که واکنش‌ها به این فیلم بدون حد وسط، به دو دسته‌ی متضادِ آنهایی که عاشقش شده‌اند و آنهایی که آن را فیلم ناامیدکننده‌ای نسبت به کارهای قبلی سالنی‌یر می‌دانند تقسیم شود. و تا آنجایی که می‌دانم اکثر کسانی که از فیلم راضی نیستند، یا به سوالاتِ بی‌جوابش خرده گرفته‌اند یا ریتم آرام‌سوزش. در حالی که هر دوی آنها توجیه دارند. نه تنها تقریبا سوالی بعد از فیلم وجود نخواهد داشت که با کمی جستجو و کاراگاه‌بازی در دیالوگ‌ها و اشاره‌های نامحسوسِ فیلمنامه پاسخش یافت نشود، بلکه سالنی‌یر با «تاریکی را مهار کن» سعی کرده فیلم جاه‌طلبانه‌تری بسازد و تمرکز زیادی روی استعاره‌پردازی و داستانگویی تصویری کند. صحنه‌های زیادی در طول فیلم هستند که افکار و تصمیماتِ کاراکترها به وضوح تماشاگران را شیرفهم نمی‌کنند. نماهایی از سکوتِ دو مرد در یک ماشین در حال رانندگی در حالی در ظاهر نماهایی از سکوت دو مرد در یک ماشین در حال رانندگی به نظر می‌رسند که در حقیقت با توجه به چیزهایی که قبل از آن دیده‌ایم، می‌توانیم حرف‌های رد و بدل شده بین آنها را بدون اینکه به زبان آورده شود متوجه شویم. جرمی سالنی‌یر یکی از آن کارگردانی است که به سبکِ برادران کوئن، تماشاگرانش را باهوش فرض می‌کند و به جای اینکه مثل مادری که در دهان بچه‌اش غذا می‌گذارد، شیرفهم‌مان کند، قاشق و چنگال را دست خودمان می‌دهد و تنهایمان می‌گذارد تا جایگاه‌مان از یک تماشاگر فاصله‌دار از اتفاقاتِ فیلم، به عضوی فعال در گیر و دارِ داستان که مدام در حال تلاش برای کنار هم گذاشتن سرنخ‌ها برای پیش‌بینی است عوض شود. بنابراین کافی است به جای پیش‌قدم شدن و گلاویز شدن با فیلم، عقب بیاستید و انتظار داشته باشید تا فیلم به شما نزدیک شود تا خیلی از صحنه‌های فیلم به‌طرز حوصله‌سربری مبهم و اضافه به نظر برسند. شخصا فکر می‌کنم شاید «تاریکی را مهار کن» دستاورد بزرگ و پیشرفتِ غول‌آسایی نسبت به فیلم‌های قبلی سالنی‌یر نباشد، ولی موفقیتِ آنها را کماکان ادامه می‌دهد. به‌طوری که نمی‌توانم چنین بی‌اعتنایی ناعادلانه‌ای که به آن شده است را تاب بیاورم. به ویژه با توجه به اینکه اگرچه نت‌فلیکس در زمینه‌ی فیلم‌های سینمایی آن‌قدر ضعیف بوده است که هر وقت با عبارتِ «فیلم اورجینالِ نت‌فلیکس» روی پوسترِ هر فیلمی برخورد می‌کنم، تبدیل به دلشوره‌ای می‌شود که باید با ترس و لرز به آن نزدیک شوم. اما خوشبختانه «تاریکی را مهار کن»

در حال حاضر شاید یکی از پنج فیلمِ اورجینالِ برترِ نت‌فلیکس باشد. «تاریکی را مهار کن» شاید گران‌قیمت‌ترین و گسترده‌ترین فیلم سالنی‌یر باشد که از مکان‌های تنگ و بسته و هویت و حال و هوای ساندنسی فیلم‌های قبلی‌اش فاصله گرفته است، اما کماکانِ دی‌ان‌ای سالنی‌یر را به ارث برده است و خون‌ِ او با قدرت در رگ‌هایش جاری است. دوتا از بزر‌گ‌ترین فاکتورهای معرفِ سینمای جرمی سالنی‌یر که آن را خیلی شبیه به فیلمنامه‌های تیلور شریدان می‌کند اهمیتِ خشونت در آنها و استفاده‌ی استادانه از کلیشه‌های ژانر برای رو دست زدن به مخاطب است. هر دو فیلمسازانی هستند که مخاطبانشان را با جنسی از خشونتِ زشت و منزجرکننده‌ای روبه‌رو می‌کنند که برای دیدن آن ذوق نمی‌کنیم، بلکه دل و روده‌هایمان را به هم گره می‌زنند. با خشونت در فیلم‌های آنها به عنوان سرگرمی و اسباب‌بازی رفتار نمی‌شود.

در عوض خشونت همچون بمبِ ساعتی‌ای است که در طول فیلم تیک‌تیک اعصاب‌خردکنش را می‌شنویم و هر لحظه ممکن است بدون هشدار قبلی توی صورت‌مان منفجر شود. اما چیزی که جرمی سالنی‌یر را از تیلور شریدان متفاوت می‌کند این است که سالنی‌یر حکمِ نسخه‌ی اکستریم و روانپریش‌تر و کثیف‌ترِ شریدان را دارد. یادم می‌آید یکی از ترفندهای تبلیغاتی «سیکاریو: روز سولدادو» معرفی آن به عنوان فیلمِ چنان تاریکی که قسمت اول در مقایسه با آن همچون کمدی می‌ماند بود. «روز سولدادو» با وجود اینکه با منفجر شدنِ مادری با دخترش در دو متری یک تروریست انتحاری آغاز می‌شود، اما حتی به حقیقت بدل کردنِ گفته‌ی سازندگانش هم نزدیک نشد. چرا که هرچه فجیع‌تر به تصویر کشیدنِ کشته شدنِ آدم‌های بیگناه، فیلم را سیاه‌تر نمی‌کند. دلیل ظلماتِ غلیظ قسمت اول «سیکاریو» نه به خاطر صحنه‌ی کشته شدنِ خانواده‌ی رییس کارتل به دستِ کاراکتر بنیسیو دل‌تورو، بلکه به خاطر مسیری که تا آن نقطه پشت سر می‌گذاریم و غافلگیری و بهت‌زدگی ناشی از‌ آدمکش از آب در آمدنِ پلیس است. «تاریکی را مهار کن» با کمی اغراق ثابت می‌کند که فیلمی که قسمت اولِ «سیکاریو» در مقایسه با آن همچون کمدی به نظر می‌رسد چه شکلی است. چیزی که سالنی‌یر را از شریدان جدا می‌کند این است که هرچه شریدان دنیاهایی را به تصویر می‌کشد که با وجود تمام وحشت‌ها و تاریکی‌ها و بی‌نظمی‌هایی که در آنها جولان می‌دهند از حالتِ کنترل‌شده‌تر و شیک‌تر و خط‌کشی‌شده‌تری بهره می‌برند،

سالنی‌یر ما را وسط مهلکه‌‌ی افسارگسیخته‌ای که مغز کاراکترهایش را قفل می‌کند و آنها را مجبور به گرفتنِ تصمیماتِ احساسی و غیرمنطقی و دیوانه‌وار می‌کند رها می‌کند. این دقیقا همان چیزی است که لحنِ درنده‌خوی فیلم‌هایش را با معنی و هدف‌دار می‌کند. فیلم‌های او بیش از اینکه درباره‌ی لذتِ خالصِ غلت زدن در خون گرمِ تازه و فشردنِ ماشه‌ی تفنگ در چند سانتی‌متری جمجمه‌ی آدم‌ها باشد، درباره‌ی خشونتِ اجتناب‌ناپذیر و تهوع‌آوری است که از شرایطی که کاراکترهایش در آنها گرفتار شده‌اند مثل چرک و کثافت می‌جوشد و بیرون می‌آید. فیلم‌های او نه درباره‌ی خودِ خشونت، بلکه درباره‌ی بررسی اعمال‌کنندگان آن است. نه درباره‌ی صورت‌های منفجرشده با گلوله‌ی شات‌گان،‌ بلکه درباره‌ی انگشتی که ماشه را می‌کشد است. اگر دنیاهای شریدان برای دعواهای بزرگ و کثیفش، محدودیت تعیین می‌کند (و این اصلا گله و شکایت و نکته‌ی منفی نیست)، دنیاهای سالنی‌یر آرام و قرار ندارند و همچون آخرالزمانی که ساکنانش هنوز متوجه‌ پایانِ دنیا نشده‌اند می‌ماند. اگر دنیاهای شریدان، گرگی است که در طبیعت شکار می‌کند، مقداری از آن را می‌خورد و مقداری از آن را برای توله‌هایش می‌برد، دنیاهای سالنی‌یر همچون گرگ‌های زامبی‌شده‌ی لجام‌گسیخته‌ای می‌مانند که به هر چیزی و هرکس حمله می‌کنند،‌ طبیعت و شهر نمی‌شناسد و شکارهایشان را پس از پاره پاره کردن رها می‌کنند و دنبالِ شکار دیگری می‌گردند. هر دو دنیا، گرگ‌های ترسناکی هستند، اما دومی همان یک ذره قانون و نظمِ قابل‌پیش‌بینی هم کم دارد. و هیچ‌چیز دیدنی‌تر و هولناک‌تر از تماشای برخوردِ گرگ‌های زامبی‌شده‌ی این دنیاها با آدم‌های ساده‌ای که مغزشان توانایی پردازش و پاسخگویی به شرایطِ غیرقابل‌پیش‌بینی‌ای که در آن گرفتار شده‌اند را ندارد نیست. سالنی‌یر از آن کارگردانانی است که علاقه‌ای به برانگیختنِ اضطراب مخاطبش ندارد. او خیلی مستقیم مخاطبش را زیر مشت و لگد می‌گیرد و تا می‌خورد می‌زند. مثلا «قراضه‌ آبی» (Blue Ruin) درباره‌ی مردِ ریشوی بی‌خانمان و سردرگمی به اسم دوایت است که بعد از قتلِ والدینش از کودکی تا حالا به یک ویرانه‌ی غمگینِ متحرک تبدیل شده است که سوار ماشینِ لگنش که همزمان خانه‌اش هم است می‌شود و در خیابان‌های پوسیده و مُرده‌ی ویرجینیا پرسه می‌زند. اما بعد از اینکه او از آزادی قاتلِ والدینش از زندان اطلاع پیدا می‌کند، هدف جدیدی کشف می‌کند: انتقام گرفتن از او. ولی دوایت نه جان ویک است و نه عروسِ تارانتینو.

همچنین او که داستان را به عنوان انتقام‌جو آغاز می‌کند، به هدفِ انتقام‌جویی یک خانواده‌ی روانپریش تبدیل می‌شود. چنین سناریوی درب و داغان و موقعیتِ آش و لاشی در «اتاق سبز» (Green Room)، فیلم بعدی سالنی‌یر هم تکرار می‌شود. اعضای گروه موسیقی راکِ آواره و دربه‌دری که حتی پول بنزین‌شان را هم ندارند، سر از کلابی که پاتوق دار و دسته‌ی نئونازی‌ها به سرکردگی فرمانده‌ی نظامی‌منش‌شان پاتریک استوارت است در می‌آورند، قتلِ یک نفر را به چشم می‌بینند و بعد مجبور می‌شوند برای بقایشان علیه نئونازی‌هایی که می‌خواهند شاهدانِ جرمشان را از بین ببرند مبارزه کنند. نتیجه به دست‌هایی که با قمه از پوست آویزان می‌شوند و سگ‌هایی که خونِ قربانیانشان را با پاره کردن گلوهایشان می‌مکند کشیده می‌شود. فیلم‌های سالنی‌یر بیش از اینکه درباره‌ی لذتِ خالصِ غلت زدن در خون گرمِ تازه و فشردنِ ماشه‌ی تفنگ در چند سانتی‌متری جمجمه‌ی آدم‌ها باشد، درباره‌ی خشونتِ اجتناب‌ناپذیر و تهوع‌آوری است که از شرایطی که کاراکترهایش در آنها گرفتار شده‌اند می‌جوشد و بیرون می‌آید اگرچه موتیفِ قرار گرفتنِ آدم‌های نابلد و ضعیف در موقعیت‌هایی فشرده و انزواهای کلاستروفوبیک که برای زنده بیرون آمدن از آنها ماکزیموم توانِ روانی و فیزیکی‌شان را می‌طلبد در «تاریکی را مهار کن» تکرار شده است، ولی حال و هوای کلی فیلم نسبت به فیلم‌های قبلی سالنی‌یر فرق کرده است. به‌طوری که «تاریکی را مهار کن» بیش از اینکه یادآورِ «قراضه‌ آبی» و «اتاق سبز» باشد، فضای برفی و بی‌رحم «ویند ریور» (Wind River) که استخوان را از روی چند لایه ژاکت و کاپشن هم به لرزه می‌اندازد، نماهای خیره‌کننده‌ی «ازگوربرخاسته» (The Revenant) از دشت و کوهستان‌های خشنی که ابروهایشان از عصبانیت درهم رفته است را به خاطر می‌آورد و در قالب آنتاگونیستِ غیرقابل‌توقفی که از فلسفه‌ی قابل‌درکی بهره می‌برد، تعقیب و گریزِ آنتون چیگورگونه‌ی «جایی برای پیرمردها نیست»

(No Country for Old Men) را تداعی می‌کند

. با اینکه محلِ وقوع اتفاقات نسبت به فیلم‌های قبلی سالنی‌یر بزرگ‌تر شده است، اما کماکان آن‌قدر کوچک و محدود است که به یکی از بزرگ‌ترین وحشت‌های فیلم تبدیل می‌شود. اگرچه‌ فضای کوچکِ اتاقِ انتظارِ کلاب در «اتاق سبز» در «تاریکی را مهار کن» جای خودش را به یک روستا و طبیعتِ گسترده‌ی اطرافش داده است، ولی زندگی کردن در این روستا فرقی با محبوس شدن در اتاقی در محاصره‌ی قاتلانت نمی‌کند. «تاریکی را مهار کن» در روستای پرت و دورافتاده‌ی کیلوت در آلاسکا جریان دارد. شهری واقع در لبه‌ی یخ‌زده‌ی آخرِ دنیا که سرما و حزنی که با اکسیژن درآمیخته شده است حتی جان اسنو و تمام نگهبانان شب را هم از پا در می‌آورد. زمین همچون آسفالت سفت شده است. جعبه‌ی مداد رنگی آسمانِ همیشه ابری روز، به جز طیف‌های گوناگونی از سفید و خاکستری، رنگ دیگری برای رنگ‌آمیزی ندارد. اینجا شهری است که برف حاکمانِ خیابان‌هایش هستند و ساکنانش در انزوای خانه‌هایشان به آغوشِ شومینه‌هایشان پناه برده‌اند. فیلم با یک نامه آغاز می‌شود. مدورا استون (رایلی کیو) نامه‌ای برای متخصص گرگ‌شناسی به اسم راسل کور (جفری رایت) می‌نویسد و خبر می‌دهد که پسرش توسط دسته‌ای از گرگ‌های گرسنه دزدیده و دریده شده است و او تنها چیزی که می‌خواهد انتقام است. ما لحظه‌ی چشم در چشم شدنِ گرگ با بچه‌ی مدورا در حال برف‌بازی در حیاط خانه را دیده‌ایم. اما عملِ کشته شدن را ندیده‌ایم. آیا کارگردان خواسته ما را از دیدن شکار شدن بچه‌ای توسط گرگ مصون نگه دارد یا عدم دیدن مرگِ بچه به این معناست که باید به حرفِ مادر شک کنیم؟ هرچه هست، راسل به امید دیدار با دخترش که در شهری در همان دور و اطراف زندگی می‌کند و راسل رابطه‌ی خیلی نزدیکی با او ندارد تصمیم می‌گیرد، درخواست کمکِ این مادرِ تنها را جواب بدهد. راسل در مسیرش وقتی با بوفالوی عظیم‌جثه‌ای در وسط جاده روبه‌رو می‌شود که به چراغ زدن‌های او اهمیت می‌دهد و مجبورش می‌کند تا او مسیرش را عوض کند کم‌کم متوجه می‌شود مکانی که راهی آن شده است خیلی پرت‌تر از آن است که فکرش را می‌کرد. کیلوت فقط روستای دورافتاده‌ای نیست. کیلوت روستایی است که خط جداکننده‌ی تمدن و وحش در آن ناپدید شده است. راسل خیلی زود سر از کلبه‌ی مرموزِ مدورا در می‌آورد و از آنجایی که شوهرِ این زن در جنگ عراق به سر می‌برد و از آنجایی که خودِ راسل هم به دلیلِ احترام و علاقه‌ای که به گرگ‌ها به عنوان موجوداتی زیبا دارد، اشتیاقی به کشتن آنها ندارد، تصمیم می‌گیرد به این زن تنها برای کنار آمدن با غم و اندوهش کمک کند. شب اولِ اقامتِ راسل، با رفتارِ عجیب مدورا و خواب‌گردی‌هایش حال و هوای یک فیلم ترسناکِ را به خود می‌گیرد. از اینجا به بعد فیلم قدم به مسیرهای غیرمنتظره‌ای می‌گذارد: راسل بعد از بازگشت از اولین تلاشش برای یافتنِ گرگ‌های قاتل، متوجه می‌شود که مدورا غیبش زده است. در همین حین سالنی‌یر ناگهان از آلاسکای یخ‌زده به بیابان‌های خاورمیانه کات می‌زند. جایی که ورنون (الکساندر اسکارسگارد) به عنوانِ شوهرِ زنِ ناپدید شده، طی صحنه‌هایی ثابت می‌کند که هدف اصلی او از به دست گرفتنِ سلاح در جنگ، سیراب کردنِ اشتهایش برای کشتن و قرمز نگه داشتنِ پوزه و آرواره‌اش با خونِ شکارهایش بوده است و چه جایی بهتر از جنگ برای این کار! وقتی ورنون با کشتن یکی از سربازان آمریکایی، یک زن محلی را از دستش نجات می‌دهد، این کار را با هدفِ نجات زن انجام نمی‌دهد. او هیچ حس انزجار و خشمی نسبت به چیزی که با آن روبه‌رو می‌شود از خود بروز نمی‌دهد. بلکه همچون حیوانِ درنده‌خوی گرسنه‌‌ای رفتار می‌کند که در قالب یک سربازِ متجاوز، فرصتی برای شکار گیر آورده است. سکانسِ عراق، ورنون را نه به عنوان سرباز، بلکه به عنوان قاتلِ کم‌حرف و باصلابت و دنیادیده‌ای معرفی می‌کند که انگار در حال جولان دادن در دنیای موردعلاقه‌ی خودش است. قدم زدن و سیگار دود کردن او در کمال آرامش و تماشای سربازان و ماشین‌های زرهی و خانه‌های سوراخ سوراخ شده با گلوله در یکی از خطرناک‌ترین مناطق جنگی دنیا برای او مثل پیاده‌روی در خیابان‌های سنگ‌فرش پاریس و تماشای ویترین مغازه‌ها و بوتیک‌هاست. همان‌طور که در «جایی برای پیرمردها نیست»، آنتون چیگور به جاذبه‌ی اصلی داستانی تبدیل می‌شود که همه‌چیز به دور او می‌چرخد و او آغازگر گردبادی است که بقیه را هم به درونِ خودش می‌کشد، ورنون هم چنین وظیفه‌ای را در «تاریکی را مهار کن» دارد. درست همان‌طور که آنتون چیگور به عنوان نیروی متخاصمی که در نقش فرمانده در جلوی لشگرِ فیلم حرکت می‌کرد و حکم رهبر ارکستر را برعهده داشت تا اینکه در لحظات پایانی فیلم خلافش ثابت می‌شود، چنین چیزی درباره‌ی ورنون هم حقیقت دارد. و همان‌‌طور که فیلمی که با چشمانِ ورقلمبیده‌ی آنتون چیگور در حال نقاشی کردنِ کف اداره‌ی پلیسِ به وسیله‌ی پاشنه‌ی کفشِ افسری که برای فرار از چنگالش دست و پا می‌زد شروع می‌شود و به فیلم روانپریش و خفقان‌آوری تبدیل می‌شود، دادنِ فرمان فیلم به دست آدمی مثل ورنون هم یعنی فیلمی که در فضای ذهنی آشفته و بی‌ثبات او جریان دارد و از آن سرنخ می‌گیرد. ورنون به آلاسکا برمی‌گردد و با بازگشتش، طوفانی به راه می‌اندازد که راسل و رییس پلیسِ محلی دونالد ماریوم (جیمز بج دیل) را هم درگیر خودش می‌کند. دیگرِ ویژگی مشترکِ جرمی سالنی‌یر و تیلور شریدان در کنار خشونت، نحوه‌ی بهره‌گیری آنها از کهن‌الگوهای ژانر، پیچاندنِ آنها و ترکیب کردنشان با چشم‌اندازِ منحصربه‌فرد خودشان برای وارد کردنِ مخاطبان از دروازه‌ای آشنا به دنیایشان و بعد رها کردنشان وسط سرزمینی ناشناخته است

. مثلا «قراضه آبی» اگرچه به عنوان یک داستانِ انتقام‌محورِ‌ کلاسیک آغاز می‌شود، ولی عدم مهارت و تجربه‌ی انتقام‌جو در استفاده از سلاح و آدمکشی، به سرانجامِ درب و داغانی با سوالات اخلاقی سخت و غلط کردم‌هایی منتهی می‌شود که کیلومترها با تصورِ تمیزش فاصله دارد. یا اینکه سالنی‌یر در «اتاق سبز» با ساخت یک فیلم «ایلای راث»‌گونه در زیرژانر «شکنجه» که خود ایلای راث هم آرزو ساختن چنین چیزی را دارد، آن را به بررسی رفتارِ پریشانِ انسان در موقعیت‌های مرگ و زندگی تبدیل می‌کند. سالنی‌یر با «تاریکی را مهار کن» دوباره با سناریوی انتقام کار دارد. با این تفاوت که این‌بار نیروی متخاصم را در موقعیت انتقام‌جو قرار داده است. در جایی از فیلم، راسل به مدورا که آرزوی دیدنِ جنازه‌ی گرگِ قاتل فرزندش را دارد می‌گوید که کشته شدنِ بچه‌اش توسط گرگ یک اتفاقِ طبیعی است و ما نباید قصد خونخواهی علیه چرخه‌ی منظم طبیعت را داشته باشیم. هشدارِ راسل وقتی جدی می‌شود که سفرِ انتقام‌جویانه‌ی ورنون و دوستش چیان که او هم فرزندش توسط گرگ‌ها کشته شده است آغاز می‌شود. در داستان‌های انتقام‌محور، معمولا قهرمان، انتقام‌جو است. بنابراین یا برای موفقیتش علیه کسانی که بهش بدی کرده بودند هورا می‌کشیم یا از به بیراهه کشیده شدن جنبشِ انتقام‌جویانه‌اش ناراحت می‌شویم. ولی «تاریکی را مهار کن» ما را به جای یکی از طرفداران و تشویق‌کنندگانِ انتقام‌جو، در جایگاه قربانیانش قرار می‌دهد. سالنی‌یر از این طریق فیتیله‌ی وحشتِ ناشی از انتقام‌جویی ورنون و چیان را تا ته بالا می‌کشد. «تاریکی را مهار کن» درباره‌ی همذات‌پنداری با افسارگسیختگی مردی که می‌خواهد حقِ دنیایی که بهش بد کرده بود را کف دستانش بگذارد نیست. در عوض این فیلم درباره‌ی تبدیل شدن به یکی از قربانیانی است که در مسیر شلیک گلوله‌های انتقام‌جویانه‌ی آن مرد قرار می‌گیرد. این اما به معنی عدم همذات‌پنداری با ورنون و چیان نیست. فیلم درد و عذاب آنها را فراموش نمی‌کند. جرمی سالنی‌یر برای کارگردانی فصل سوم «کاراگاه حقیقی» (True Detective) انتخاب شده بود، اما بعد از کارگردانی دو اپیزود از این پروژه کنار کشید. حضورِ کسی با چشم‌اندازِ او در دنیای نیک پیزولاتو گزینه‌ی خیلی مناسبی است. چرا که «تاریکی را مهار کن» در زمینه‌ی تم‌های انسان علیه طبیعت و انتقام و نهلیسم، نقاط مشترکِ متعددی با فصل اول «کاراگاه حقیقی» دارد. در یکی از صحنه‌های فیلم، راسل سعی می‌کند رفتارِ عجیبِ مدورا را با استفاده از تخصصش در گرگ‌شناسی برای رییس پلیس توضیح بدهد. رییس پلیس به راسل می‌خندد و با این استدلال که انسان‌ها و گرگ‌ها با هم فرق می‌کنند حرفش را جدی نمی‌گیرد. ولی ادامه‌ی فیلم به تلاشی برای اثباتِ تفکرِ راسل تبدیل می‌شود. فلسفه‌ی «تاریکی را مهار کن» این است که همه‌ی ما حیوانی درونی داریم که با قرار گرفتن در معرض دشواری، خودش را نمایان می‌کند. اما سوالی که مطرح می‌شود ما را سر یک دو راهی قرار می‌دهد. از یک طرف هشدارِ راسل درباره‌ی نظم طبیعت را داریم که خورده شدنِ فرزندتان توسط گرگ هم جزوش است، ولی از طرف دیگر پدیدار شدن خوی حیوانی ورنون را داریم که موجودِ وحشی درونِ همه‌ی ماست. اگر نمی‌توانیم به طبیعتِ زندگی خرده بگیریم، چگونه می‌توانیم به طبیعتِ انسان خرده بگیریم. آیا در مقابلِ طبیعتِ بی‌رحم زندگی که قابل‌رام شدن نیست، این ما هستیم که باید از طبیعتِ حیوانی‌مان آگاه باشیم و آن را شلاق بزنیم و آرام کنیم؟ شاید اسم فیلم را باید همچون یک هشدار بخوانیم: تاریکی را مهار کن. انگار دارد ما را از رها کردن تاریکی درون‌مان بر حظر می‌دارد. «تاریکی را مهار کن» درباره‌ی خط بسیار باریکی است که انسانیت را از وحشی‌گری جدا می‌کند و اینکه چقدر راحت این فاصله می‌تواند از بین برود. بهت‌زدگی قهرمانانِ داستان در برابرِ کشت و کشتاری که ورنون و چیان راه می‌اندازند خیلی یادآورِ بهت‌زدگی کاراکتر تامی لی جونز از «جایی برای پیرمردها نیست» در جستجوی آنتون چیگور است. اگر آنجا کلانترِ قصه متعلق به دورانِ کهنه‌ی به پایان رسیده‌ای بود که توانایی هضم کردنِ آنتاگونیستِ مدرنی همچون آنتون چیگور را نداشت، چنین چیزی درباره‌ی آدم‌هایی که قصد سر در آوردن از کارهای ورنون و چیان را دارند هم صدق می‌کند. تنها کسی که تا حدودی توانایی توضیحِ دادن اتفاقاتی که افتاده است را دارد یک گرگ‌شناس است که اطلاعاتش از رفتارِ جانوران، برای فهمیدنِ انسان‌ها به دردش می‌خورد. «تاریکی را مهار کن» چگونگی شکل‌گیری روانشناسی‌مان براساس محیط اطراف‌مان و زندگی در انزوا و محیط دشواری مثل آلاسکا و تاثیری که روی فرد می‌گذارد هم بررسی می‌کند. ورنون و مدورا به خاطر به دنیا آمدن و زندگی کردن در سرزمینِ گرگ‌ها، سختی زندگی در چنین مکانی به پوست و گوشت و استخوانشان نفوذ کرده است و آنها را مجبور کرده تا برای دوام آوردن گرگ بار بیایند. فقر و محرومیت هم بی‌تاثیر نیست؛ مدورا پسرش را می‌کشد چون چاره‌ی دیگری ندارد. در جایی از فیلم راسل توضیح می‌دهد که بعضی‌وقت‌ها گرگ‌ها در شرایط سخت و بر اثر استرس زیاد، توله‌هایشان را کشته و می‌خورند. مدورا هم به‌طرز ناامیدانه‌ای تنها، به‌طرز ناامیدانه‌ای تنگدست و به‌طرز ناامیدانه‌ای در محاصره‌ی سرما و انزوای زندگی در لبه‌ی یخ‌زده‌ی آخرِ دنیا نه توانایی نگهداری از بچه‌اش را دارد و نه می‌تواند به خودش اجازه بدهد که پسرش در چنین دنیایی بزرگ شود. عذاب وجدانِ مدورا را می‌توان در هزیان‌گویی‌ها و زمزمه‌های ترسناکش در وان حمام و بعد تلاشش برای مجبور کردن راسل برای خفه کردنش دید. از سوی دیگر ورنون هم غریزه‌ی گرگی‌اش را در جنگ خالی می‌کند. ماسک‌های گرگی که مدورا و ورنون به صورت می‌زنند استعاره‌ای از فضای روانی یکسانشان و در آغوش کشیدنِ بی‌رحمی دنیا و طبیعتِ حیوانی‌شان است. هیچ‌کس نمی‌تواند این دو این نفر را درک کند. مخصوصا شهرنشین‌ها. مردم بومی این سرزمین همیشه می‌دانستند که بعضی آدم‌ها توسط این سرزمین بلعیده می‌شوند. پیرزنِ بومی روستا می‌گوید که سفیدپوستان آن را «آنفولانزا» می‌نامیدند، اما آنها خوب می‌دانستند که مشکل چیز دیگری بوده است. آنها این سرزمین را بهتر از کسانی که به آنجا مهاجرت کرده‌اند می‌شناسند؛ آنها می‌دانند که این مریضی قبلا اتفاق افتاده است و باز هم اتفاق خواهد افتاد. اتفاقا به محض اینکه راسل در مسافرخانه اقامت می‌کند به نظر می‌رسد که سرما خورده است و کابوسی از مدورا می‌بیند. این بهمان می‌گوید که چنگال‌های این سرزمین در حالِ بسته شدن به دور او و از پا در آوردن او هم است. راسل در طول فیلم با تنشی بین تمدن و حیات وحش در نوسان و مبارزه است. ما با توجه به اسم کتابش (“یک سال بین آنها”) می‌دانیم که راسل فکر می‌کند که در این زمینه تجربه دارد. اما با وجود تمام چیزهایی که او درباره‌ی گرگ‌ها مطالعه کرده است و می‌داند، او چیزی بیشتر از یک غریبه در این دنیای بی‌خورشید نیست و این دنیا در برابرِ طرز فکرِ متمدنش، غیرشفاف و مات و کدر باقی می‌ماند. راسل نه تنها پیر است، بلکه شکارچی مناسبی هم نیست. در اولین تلاشش برای شکار گرگ‌ها، به‌طرز خجالت‌آوری از بالای تپه سقوط می‌کند و جای خودش را به گرگ‌ها لو می‌دهد. راسل شانس می‌آورد که در پایان سالم و سلامت به تمدن بازمی‌گردد. در نهایت مادرِ ورنون و مدورا چکمه‌هایی که مدورا در آغازِ فیلم به او داده بود را پس می‌گیرد. چکمه‌ها استعاره‌ای از سفرِ راسل برای فهمیدنِ این سرزمین و آدم‌هایش است. راسل کل فیلم را به راه رفتن با چکمه‌های یک نفر دیگر، با چکمه‌های ورنون می‌گذراند و سعی می‌کند جوابی پیدا کند و در آخر به این تیجه می‌رسد که نه تنها نمی‌تواند در این دنیا دوام بیاورد، بلکه هرگز نمی‌تواند جواب‌هایش را هم پیدا کند. راسل بدون اینکه خودش بداند، گوسفندی در لباس گرگ بود. و این کافی نیست. دیگران فقط در صورتی می‌توانند چیزی که در مغزِ ورنون و مدورا می‌گذرد را درک کنند که شخصیتشان مثل آنها توسط این سرزمین کاملا متحول شده باشد. در نهایت آخرین ذراتِ باقی‌مانده از انسانیتِ ورنون و مدورا هم از بین می‌رود و آنها از حالتی بین انسان و گرگ، به گرگِ خالص تبدیل می‌شوند و تصمیم می‌گیرند تا مثل هم‌نوعانشان، جنازه‌ی بچه‌شان را بردارند و با به خود به دل طبیعت ببرند. شاید تا بهار صبر می‌کنند و وقتی زمین نرم‌تر شد، او را دفع می‌کنند. شاید هم همان‌طور که در اوایلِ فیلم گرگ‌هایی را در حال دریدنِ توله‌شان دیدیم، آنها هم با به نیش کشیدنِ گوشت بچه‌شان، شکمشان را سیر خواهند کرد. راسل در طول فیلم تلاش می‌کند تا مدورا را از دستِ ورنون که به نظر می‌رسد کمر به انتقام از او به خاطر کشتنِ بچه‌شان بسته است بگیرد. راسل می‌خواهد کاری که برای دخترِ خودش نکرده بود را برای مدورا انجام بدهد. ولی راسل در پایان متوجه می‌شود که مدورا فرقی با ورنون ندارد. مدورا فقط خواسته به روش گرگ‌ها، شوهرش را به خانه برگرداند و خودش را از تنهایی در بیاورد. آنها پس از کمی کشیدن پوزه‌هایش به یکدیگر همچون دو گرگِ عصبانی از یکدیگر، راهشان را می‌کشند و می‌روند و همان‌طور که گرگ‌های اوایلِ فیلم، به خاطر اینکه راسل خطری برایشان محسوب نمی‌شد از حمله به او منصرف شدند، ورنون هم تصمیم می‌گیرد تا او را زنده بگذارد. جرمی سالنی‌یر با فیلم‌های قبلی‌اش خودش را به عنوان کسی که «اکشن» و «وحشت» را مثل کف دستش می‌شناسد معرفی کرده بود و این روند با «تاریکی را مهار کن» ادامه پیدا می‌کند نبوغِ «تاریکی را مهار کن» این است که مجبورمان می‌کند سیاه‌ترین کاراکترهایش را درک کنیم. فیلم اگرچه با معرفی ورنون و مدورا و چیان به عنوان قاتل‌های روانپریش آغاز می‌شود و اگرچه با قرار دادنِ ما در جایگاه قربانیانِ انتقام‌جویان، ما را با وحشتِ قرار گرفتن زیر رگبار مسلسل یا جرقه زدن لوله‌ی تفنگ در چند سانتی‌متری صورت‌مان قبل از به سیاهی رفتنِ چشمانمان، روبه‌رو می‌کند. ولی همزمانِ داستان آدم‌هایی است که محل و شرایط طاقت‌فرسای زندگی‌شان، آنها را برای پوست‌کلفت کردنشان و دوام آوردن متحول کرده است . آنها چاره‌ی دیگری نداشته‌اند. یا باید تلف می‌شدند یا باید در ظاهر گرگ، دوباره متولد می‌شدند. جنایتکار و قاتل خواندن این آدم‌ها خیلی آسان است. چون وقتی با چنین چیز ناشناخته‌ای روبه‌رو می‌شویم که مغزمان توانایی پردازشش را ندارد، آنها را قاتل می‌خوانیم، دور گردنشان طناب دار می‌اندازیم و خیال‌مان را راحت می‌کنیم. ولی «تاریکی را مهار کن» داستان آدم‌هایی است که گرگ به دنیا نیامده‌اند و تبدیل شدن به آن هم دست خودشان نبوده است. «تاریکی را مهار کن» حکم نسخه‌ی استعاره‌ای و خشن‌تر «مهتاب» (Moonlight)، ساخته‌ی بری جنکینز را دارد. آنجا زندگی شایرون، پسربچه‌ای را دنبال می‌کنیم که با وجود شخصیتِ درونگرا و روحیه‌ی لطیفش، با تحت‌فشار قرار گرفتن در کوره‌ای که شعله‌های مادری معتاد، محیطی طاقت‌فرسا و هم‌کلاسی‌های قلدر از همه طرف احاطه‌اش کرده‌اند، شخصیتش له و لورده می‌شود، زیر چکش می‌رود، عوض می‌شود و او را به خلافکاری تنومند با دندان‌های طلا و زنجیری طلا دور گردنش تبدیل می‌کند که هویتِ واقعی شایرون نیست، بلکه چیزی است که برای دوام آوردن در دنیایش به او تحمیل شده است. مطالعات نشان داده است که میزانِ بیماری روانی در افراد فقیر بیشتر از ثروتمندان است. فقر می‌تواند منجر به استرس‌های سطح بالایی شود که ممکن است افراد را ترغیب به ارتکاب دزدی، سرقت و دیگرِ اعمالِ خشونت‌بار کند. همچنین فقر ممکن است باعث شود که افراد به آموزش و پرورشِ خوبی دریافت نکنند که منجر می‌شود جوانان به مدرسه‌ها، شغل‌ها و الگوهای باکیفیت دسترسی نداشته باشkد و در نتیجه احتمال وقت گذراندن آنها در خیابان‌ها با باندهای خلافکاری بیشتر می‌شود. «تاریکی را مهار کن» درباره‌ی این است که چگونه محیط یکی از مهم‌ترین عناصری است که شخصیت واقعی افراد را از آنها سلب می‌کند و چگونه انسانیتشان را سرکوب کرده و روحیه‌ی حیوانی‌شان را فوران می‌کند. جرمی سالنی‌یر با فیلم‌های قبلی‌اش خودش را به عنوان کسی که «اکشن» و «وحشت» را مثل کف دستش می‌شناسد معرفی کرده بود و این روند با «تاریکی را مهار کن» ادامه پیدا می‌کند. او نه تنها با «تاریکی را مهار کن» در این زمینه روی دست خودش بلند می‌شود، بلکه سکانسِ اکشنی تحویل‌مان می‌دهد که فکر کنم حالاحالا‌ها فیلم‌های دیگر باید برای گذشتنِ از استانداردهای آن سگ‌دو بزنند، در گرد و خاکش از نفس بیافتد و شکست بخورند. سکانسی که چیان با مسلسلی که در پنجره‌ی اتاق شیروانی‌ خانه‌اش کار گذاشته است، کاروانِ پلیس را به رگبار می‌بندد خیره‌کننده است. آخرین‌باری که در جریان یک صحنه‌ی تیراندازی این‌قدر بهت‌زده و شوکه شده بودم و نمی‌توانستم دست از تحسین کردنِ مهارتی که در اجرای آن به کار رفته بود بردارم، صحنه‌ی تیراندازی بیرون از کانکس در «ویند ریور» بود. هر دو کلاس درسِ تعلیق و تنش‌آفرینی و کوریوگرافی اکشن هستند. این دو صحنه منهای فضای برفی‌شان، شباهت‌های زیادی با هم دارند. هر دو با احتمال حمله‌ی کسانی که قهرمانان در حال گفتگو با آنها هستند آغاز می‌شود؛ در «ویند ریور»، قهرمانان‌مان بعد از دریافتِ جواب‌های مشکوک از نگهبانانِ سایت حفاری نفت متوجه می‌شوند که آنها به آرامی در حال محاصره کردنشان هستند. جر و بحثی بین آنها شکل می‌گیرند. نگهبانان این موضوع را انکار می‌کنند. در این لحظات هوا بوی گند گاز می‌دهد. می‌دانیم که انفجاری در شرف وقوع است، ولی تا وقتی که جرقه زده نشده و انفجار رخ نداده است، تا وقتی که دیگر برای پیشگیری آن خیلی دیر شده است، هیچکس مدرکی برای اثبات اینکه یک جای کار می‌لنگد ندارد. این سناریو با افسارگسیختگی بیشتری در «تاریکی را مهار کن» تکرار شده است. دونالد ماریوم، رییس پلیس که خیلی خوب از گناهکار بودنِ چیان اطلاع دارد سعی می‌کند تا او را متقاعد به کوتاه آمدن کند. ولی در لابه‌لای صحبت‌های چیان درباره‌ی دخترِ دریده شده‌اش توسط گرگ‌ها، کسی را می‌بینیم که اندوه دلخراشش نشان از مردی می‌دهد که قبل اینکه روحش تا مرزِ خاکستر شدن بسوزد، آدمی بوده که احساسات انسانی سرش می‌شده است؛ اما در کنار این اندوه، نمی‌تواند تنفرش نسبت به پلیس‌ هم که در چهره‌اش بین لبخندی قلابی و خشمی واقعی در نوسان است پنهان کند. و در تمام این مدت اطلاعاتی حیاتی بین آنها رد و بدل می‌شود. دونالد برای اینکه صداقتش را نشان بدهد به چیان می‌گوید تمام افسرانِ پلیسِ پشت سرش، یک سری جوانِ تازه‌کار هستند که همین الان از وحشتِ آغاز تیراندازی دارند خودشان را خیس می‌کنند و چیان هم بارها به دونالد هشدار می‌دهد کاری نکند که امروز همسر حامله‌اش در بیمارستان، خبر مرگش را دریافت کند. به این ترتیب، پی‌ریزی قتل‌عامِ چند ثانیه‌ی بعد به خوبی انجام می‌شود. نتیجه به صحنه‌ی شکنجه‌آوری از فرمانروایی زوزه‌ی گلوله‌هایی که بدن‌ها را می‌شکافند و از آن سمت بیرون می‌آیند تبدیل می‌شود. صحنه‌ای که جرمی سالنی‌یر به جای اکشن، آن را همچون یک صحنه‌ی ترسناک کارگردانی می‌کند. در اکشن باید حداقل مقابله به مثلی وجود داشته باشد. اینجا اما چیان همچون هیولای توقف‌ناپذیری که برخوردمان با او امثال زنومورف‌ها را به یاد می‌آورد است که همه در مقابلِ قدرت کشتارِ نفسگیرش، قربانی هستند. سالنی‌یر ما را در هیاهو و سردرگمی ناشی از قرار گرفتن وسط یک موقعیت تیراندازی غیرمنتظره رها می‌کند. نتیجه صحنه‌ای است که بیش از اینکه یک اکشنِ مرسوم باشد، سکانسِ سلاخی افتتاحیه‌ی ساحل نرماندی از «نجات سرباز رایان» را به خاطر می‌آورد. سکانسی با تمرکز روی وحشت و درماندگی مطلق، به جای مبارزه و درگیری. این سکانس ۱۰ دقیقه‌ای با وجود شروع، میانه و پایانش و خرده‌قوس‌های شخصیتی که در طول آن برای کاراکترهایش در نظر می‌گیرد در واقع حکم یک فیلم کوتاه درونِ فیلم اصلی را دارد که حتی تماشای جداگانه‌اش هم جذاب است. این سکانس را تماشا کنید تا در محاصره‌ی اکشن‌های بنجل و قلابی و پاستوریزه، جنسِ اصلی را فراموش نکنید. این فیلم هر کاری که «سیکاریو: روز سولدادو» (Sicario: Day of the Soldado) انجام نداده بود را انجام داده است. آنتاگونیستی با قوس شخصیتی تعریف‌شده‌ای نداریم که داریم. قهرمان سردرگمی که به عنوان دریچه‌ی ورودی مخاطبان به دنیای غیرطبیعی فیلم عمل می‌کند نداریم که داریم. نتیجه این است که اگر آدمکشی‌های «روز سولدادو» چیزی به جز تلاش عاجزانه‌ای برای تیره و تاریک به نظر رسیدن نبود، «تاریکی را مهار کن» به آن درجه‌ی متعالی‌ از تنش و غوطه‌وری می‌رسد که مرگ تک‌تک آدم‌هایی که شاید اصلا خوب نمی‌شناختمشان یا حتی قبل از ترکیدنِ صورتشان با گلوله‌ای که از پشت سرشان وارد شده بود، قیافه‌شان را هم ندیده بودم از جا می‌پریدم و خشمگین می‌شدم. نکته‌ی حیاتی این است که سالنی‌یر، وحشتِ مرگ‌های غیرضروری در دنیایی که مرگ را دست‌کم می‌گیرد، دست‌کم نمی‌گیرد. جرمی سالنی‌یر شاید قصد داشته باشد تا همذات‌پنداری‌ ما با این آدم‌های فروپاشیده‌ی گرگ‌شده را برانگیزد، اما از سوی دیگر هیچ قدمی برای کاهشِ مقدارِ تکان‌دهندگی درد و رنجی که آنها بر قربانیان بیگناهشان تحمیل می‌کنند هم برنمی‌دارد. پیام واضح است: این مامورانِ پلیس خودشان را وسط طبیعتِ وحشی پیدا کرده‌اند. آنها انسان‌هایی هستند که در قلمروی گرگ‌ها گم‌ شده‌اند و تکه و پاره شدنشان توسط این حیواناتِ درنده‌ی گرسنه، به همان اندازه که وحشتناک است، به همان اندازه هم عادی است.   #Taizz

معرفیکننده  بیشتر بخوانید: فهرست بازی های اوت 2021 پلی استیشن Now واکنش منتقدین به بازی The Great Ace Attorney سازندگان Astro’s Playroom در حال ساخت یک بازی جاه طلبانه هستند نقد فیلم Jungle Cruise | گشت و گذار در جنگل با دواین جانسون سازندگان The Ascent به دنبال اضافه کردن DLSS به نسخه گیم پس این بازی روی پی سی منبع زومجی تگ ها Action Movies مطالب پیشنهادی فرزند #Taizzمعرفیکننده 

به کجا باید رفت

کلمات قصار / سعدی:

ناامید از در رحمت به کجا شاید رفت

یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار

متن کامل شعر سعدی:

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار

که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دلست

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند

نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار

خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند

آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

هر که امروز نبیند اثر قدرت او

غالب آنست که فرداش نبیند دیدار

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش

حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

کی تواند که دهد میوهٔ الوان از چوب؟

یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار

وقت آنست که داماد گل از حجلهٔ غیب

به در آید که درختان همه کردند نثار

آدمی‌زاده اگر در طرب آید نه عجب

سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار

باش تا غنچهٔ سیراب دهن باز کند

بامدادان چو سر نافهٔ آهوی تتار

مژدگانی که گل از غنچه برون می‌آید

صد هزار اقچه بریزند درختان بهار

باد گیسوی درختان چمن شانه کند

بوی نسرین و قرنفل بدمد در اقطار

ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر

راست چون عارض گلبوی عرق کردهٔ یار

باد بوی سمن آورد و گل و نرگس و بید

در دکان به چه رونق بگشاید عطار؟

خیری و خطمی و نیلوفر و بستان افروز

نقشهایی که درو خیره بماند ابصار

ارغوان ریخته بر دکه خضراء چمن

همچنانست که بر تختهٔ دیبا دینار

این هنوز اول آزار جهان‌افروزست

باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار

شاخها دختر دوشیزهٔ باغ‌اند هنوز

باش تا حامله گردند به الوان ثمار

عقل حیران شود از خوشهٔ زرین عنب

فهم عاجز شود از حقهٔ یاقوت انار

بندهای رطب از نخل فرو آویزند

نخلبندان قضا و قدر شیرین کار

تا نه تاریک بود سایهٔ انبوه درخت

زیر هر برگ چراغی بنهند از گلنار

سیب را هر طرفی داده طبیعت رنگی

هم بر آن گونه که گلگونه کند روی نگار

شکل امرود تو گویی که ز شیرینی و لطف

کوزه‌ای چند نباتست معلق بر بار

هیچ در به نتوان گفت چو گفتی که به است

به از این فضل و کمالش نتوان کرد اظهار

حشو انجیر چو حلواگر استاد که او

حب خشخاش کند در عسل شهد به کار

آب در پای ترنج و به و بادام روان

همچو در زیر درختان بهشتی انهار

گو نظر باز کن و خلقت نارنج ببین

ای که باور نکنی فی‌الشجرالاخضر نار

پاک و بی‌عیب خدایی که به تقدیر عزیز

ماه و خورشید مسخر کند و لیل و نهار

پادشاهی نه به دستور کند یا گنجور

نقشبندی نه به شنگرف کند یا زنگار

چشمه از سنگ برون آید و باران از میغ

انگبین از مگس نحل و در از دریا بار

نیک بسیار بگفتیم درین باب سخن

و اندکی بیش نگفتیم هنوز از بسیار

تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او

همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزار

آن که باشد که نبندد کمر طاعت او

جای آنست که کافر بگشاید زنار

نعمتت بار خدایا ز عدد بیرونست

شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار

این همه پرده که بر کردهٔ ما می‌پوشی

گر به تقصیر بگیری نگذاری دیار

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟

تاب قهر تو نیاریم خدایا زنهار

فعلهایی که ز ما دیدی و نپسندیدی

به خداوندی خود پرده بپوش ای ستار

سعدیا راست روان گوی سعادت بردند

راستی کن که به منزل نرود کجرفتار

حبذا عمر گرانمایه که در لغو برفت

یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار

درد پنهان به تو گویم که خداوند منی

یا نگویم که تو خود مطلعی بر اسرار

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

خبر قبلی

کلمات قصار/ سعدی: نه هر بیرون که بپسندی درونش همچنان باشد

خبر بعدی

کلمات قصار/ شهریار: نقص در معرفت ماست نگارا ور نه …

خبر مرتبط خبرهای بیشتر از این خبرنگار

به کجا باید رفت

اعتراف امیر کبیر با خون خود هنگام هلاک شدن

اعتراف به خطاي ميرزا تقي خان اميركبير با خون خود هنگام هلاك شدن. و اعتراف به قتل بیگناه حضرت باب
در هنگامي كه دژخيمان و غلامان شاهي ابلاغ حكم كرده عازم قتل او شدند، متنبّه به علت اصليّه مجازات خود شده اعتراف به خطاي خويش نموده گفت:اصلاً مصلحت در اين نبود كه متعرّض سيد باب و تابعانش شوم و من در قتل سيّد، تقصير و اشتباه بزرگي كردم و اينك جزاء آن را مي بينم. 

.

به نقل از صفحه 26 تاريخ ظهور الحق- جلد چهارم – تأليف جناب ميرزا اسدالله فاضل مازندرانيدر اوائل بهار سال 1268 هجري قمري، ميرزا تقي خان، اميراتابك، مورد انزجار خاطر و تغيّر شاهي گشت … و بالجمله، شاه، ميرزا تقي خان را معزول و مخذول و مردود و مطرود داشته نفي و حبس در كاشان نمود و بالاخره در حمام فين كاشان وي را به حكم شاهي هلاك كردند و در هنگامي كه دژخيمان و غلامان شاهي ابلاغ حكم كرده عازم قتل او شدند متنبّه به علت اصليّه مجازات خود شده اعتراف به خطاي خويش نموده گفت: اصلاً مصلحت در اين نبود كه متعرّض سيد باب و تابعانش شوم و من در قتل سيّد، تقصير و اشتباه بزرگي كردم و اينك جزاء آن را مي بينم
حاج سیاح محلاتی می نویسد :*
 ( امیرکبیر ) گفته بود که من هرچند برای مصلحت حکومت و حفظ سیاست دولت ، به قتل سید باب ( امام زمانی که شیعیان هزار سال منتظر ظهورش بودند ) و اصحابش اقدام نمودم ولکن این عمل ناشی از سوء تعبیر بود و من اینک به اشتباه خود اقرار دارم .من می توانستم غوغای مردم را که برعلیه سید باب بود مرتفع نمایم . . . ولکن از سوء تعبیر موفق نشدم .
* ( نقل از کتاب واپسین جنبش قرون وسطائی در دوران فئودال صفحه ۱۳۴ )
نگارنده مقاله که می خواهند در مورد رویداد تاریخی مطلب بنویسند لازم بود مطلبی را که خود امیرکبیر با خون خودش بر روی دیوار حمام فین کاشان نوشت  ذکر می کردند.وقتی حاجب الدوله برای قتل امیرکبیر وارد فین کاشان شد امیرکبیر در حمام بود از اینرو به حمام داخل شد و به امیرکبیر ابلاغ کرد که ماموریت دارد او را به قتل برساند منتهی به هر نوعی که او بخواهد .وقتی امیر این مطلب را شنید مدتی به فکر فرو رفت و بعد گفت:
” من به ملت ایران خدمت کرده ام و سزاوار چنین سرنوشتی نبودم ولی تنها اشتباهی که کردم آن بود که حکم قتل سید باب را صادر کردم ” و بعد از حاجب الدوله خواست که رگش را بزند و او رگش را برید .
امیرکبیر همین مطلب را که به ملت ایران خدمت کرده و تنها خطایش صدور حکم قتل سید باب بوده است را با خون خود بر روی دیوار حمام نوشت .( توضیح آنکه این مطلب را که امیر با خون خود بر روی دیوار حمام نوشته بود به احترام امیر پاک نکردند و تا چند دهه باقی بود ) .باین ترتیب امیر به نوعی اعتراف کرد که به جزای عمل خود رسیده است . ولی متاسفانه این اقرار به اشتباه بسیار دیر بود و پی آمد سرکوبی رستاخیز بابی برای ایرانیان بسیار گران تمام شد
میرزا محمد تقی‌خان فراهانی (زاده: ۱۱۸۶ هزاوه اراک، درگذشته: ۲۰ دی ۱۲۳۰ کاشان) مشهور به امیرکبیر، ، یکی از صدراعظم های ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار بود. امیرکبیر همسر عزت الدوله، خواهر ناصرالدین شاه قاجار، پدر تاج الملوک همسر مظفرالدین شاه قاجار و پدربزرگ محمدعلی شاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود. امیرکبیر پس از این که با دسیسهٔ اطرافیان شاه از جایگاه خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمام فین کاشان به دستور ناصرالدین شاه در 20 دی 1230 به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شده است

.http://behnazar.blogspot.com/2018/07/blog-post_45.html?m=1

در بین نویسند گان ایران تنها فریدون آدمیت  اعتراف و هلاکت امیر کبیر  و به دست نوشته با خون او  تردید نشان داد و انتقاد نمود البته آثار  فریدون آدمیت عمدتاً دربارهٔ تاریخ مشروطیت و شخصیتهای مرتبط با آن است. روش او در تاریخنگاری به گفتهٔ خودش، تاریخنگاری تحلیلی-انتقادی بود. 
البته همان پنهان‌کاری که مهدی ملک‌زاده، فریدون آدمیت، یحیی دولت‌آبادی، مهدی شریف کاشانی و دیگران راجع به کتمان  ازلی بودن پدرانشان یا خودشان انجام دادند.  ملت  متعصب مسلمان ایران  درک میکنند  یکی از آنها کتمان اعترافات امیر کبیر با خون خود بر حمام فین کاشان و دیگری  کمرنگ کردن پناهنگی امیر به سفارت انگلیس بود  البته  خطیر بودن و پنهان کاری این موقعیّت  را  امروز ،  آخوند ها ، سیاستمداران  و مسلمانان متعصب   به خاطر اینکه  ایرانیان بهائی نشوند  به خوبی درک می‌کنند !

فریدون آدمیت در کتاب امیرکبیر و ایران اشاره‌ای به این نامه نکرده‌است و عباس امانت او را به دلیل استفاده از این سند و چشم‌پوشی این نامه مورد انتقاد قرارداده‌است. امید پارسانژاد ستون‌نویس شرق نیز معتقد است که آدمیت عمداً از ذکر این نامه خودداری کرده و این کار «قابل‌توجیه» نیست.[۳۲]
پیروز مجتهدزاده در کتابش «میرزا نصرالله اعتمادالدوله صدراعظم نوری: بزرگ‌ترین قربانی تاریخ‌نویسی برای قهرمان‌پروری» (۱۳۸۷) با اشاره به این نامه، بحث مفصلی در این مورد می‌کند و صحت این نامه را تأیید می‌کند. به گفته مجتهدزاده «این مجموعه مکاتبات ابتدا نشان می‌دهد که دولت بریتانیا در دادن مجوز تحت‌الحمایگی به امیرکبیر ابا داشت و پس از استدلال‌های جاستین شیل با این امر موافقت کرد» اما در نهایت بریتانیا موفق به نجات جان او نشد. او همچنین معتقد است که این سند «دال بر نوکری امیرکبیر نیست

فرار از واقعیّت فایده ای ندارد  فریدون آدمییت حتی  ازلی بودنِ یحیی دولت‌آبادی،  ملک‌المتکلّمین و جهانگیرخان شیرازی را نیز منکر شده و آن نسبت را به «دوران نوجوانی» آنها ربط میدهد  ! واقعاً چه لزومی به کتمان چنین امور واضح تاریخی است.  چون  ازل جانشینی نداشت  دولت‌آبادی را جانشین یحیی ازل معرفی میکردند   و چگونه می‌توان این را منکر شد؟
http://taiziz.car.blog/2021/04/30/%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%87%d8%a7/
.

https://youtube.com/c/Alikargarihajiabdi

Charles Wolcott

Charles Wolcott

Charles Wolcott (September 29, 1906 in Flint, United States – January 26, 1987 in Haifa, Israel) was a music composer who served as a member of the Universal House of Justice, the supreme governing body of the Baháʼí Faith, between 1963 and 1987.
Wolcott was born in Flint, Michigan, USA. He moved to Hollywood sometime between 1935 and 1937 and soon began working at Walt Disney Studios writing music for cartoon shorts, then feature films such as Snow White and the Seven Dwarfs (1937 film) and Bambi. By 1944, he had become General Musical Director at Disney Studios. In 1950, he transferred to MGM Studios as Associate General Musical Director, and in 1958 became General Musical Director.
Wolcott had US hit singles in 1944: “Tico-Tico”, and 1960: “Ruby Duby Du”.

Birth and Death Data: Born September 29th, 1906 (Flint), Died January 26th, 1987 (Haifa)

Date Range of DAHR Recordings: 1941

From Wikipedia, the free encyclopediaJump to navigationJump to search

Charles Frederick Wolcott (September 29, 1906 in FlintUnited States – January 26, 1987 in HaifaIsrael) was a music composer who served as a member of the Universal House of Justice, the supreme governing body of the Baháʼí Faith, between 1963 and 1987.[1][2]

Contents

Early life[edit]

Wolcott was born in Flint, MichiganUSA. Michigan and attended the University of Michigan where he formed his own band “Charley Wolcott and His Wolverines” in 1924–27. Following his graduation, he joined Jean Goldkette’s band as a jazz pianist and scored music for such members of that group as Bix Beiderbecke, Joe Venuti, Tommy and Jimmy Dorsey as well as becoming an arranger for Paul WhitemanBenny Goodman and the Dorsey Brothers. He later joined Johnny Green’s band as well and the two became good friends. Wolcott then went to radio, arranging for Al Jolson, George Burns and Gracie Allen and Rudy Vallee.[citation needed]

Hollywood career[edit]

He moved to Hollywood sometime between 1935 and 1937 and soon began working at Walt Disney Studios writing music for cartoon shorts, then feature films such as Snow White and the Seven DwarfsPinocchio, and Bambi. By 1944, he had become General Musical Director at Disney Studios on films such as Saludos AmigosThe Three CaballerosMake Mine MusicSong of the South and Fun and Fancy Free. Wolcott had a US hit single in 1944, with “Tico-Tico”

In 1950, he transferred to MGM Studios as Associate General Musical Director, and in 1958 became General Musical Director.[3]

In 1950, he transferred to MGM Studios as Associate General Musical Director before succeeding Johnny Green as general music director in 1958. While there, he was credited with introducing rock-and-roll to the motion picture screen, prevailing on the producer of Blackboard Jungle to incorporate Bill Haley’s recording of “Rock Around the Clock” into the 1955 film that Wolcott also scored. He also wrote the love theme from 1958 adaptation of Cat on a Hot Tin Roof In 1960, Wolcott hit the US, Hot 100 with the song, “Ruby Duby Du”, which peaked at #41.[4]

Spiritual life[edit]

Wolcott, who Green called “a man of great spiritual proportions,” left Hollywood altogether in 1960 to devote full time to the U.S. Baha’i Assembly, which had elected him national secretary. In 1961, he was elected to the faith’s International Council and moved to Haifa where he remained until his death in 1987.

He was buried in Haifa soon after his death in keeping with Baha’i beliefs.

Notes[edit]

  1. ^ Charles Wolcott; Musician, Baha’i Leader, by Burt A Folkart, Los Angeles Times, January 29, 1987
  2. ^ Bahai woman in elite group dedicating gardens in Israel Archived 2011-06-06 at the Wayback Machine by Richard Scheinin, San Jose Mercury News. May 22, 2001
  3. ^ The Creative Circle: Art Literature and Music in Baha’I Perspective By Michael Boynton Fitzgerald, Michael Fitzgerald, Published 1989, Kalimat Press, ISBN 0-933770-68-5, pages x-xx (Foreword)
  4. ^ Whitburn, Joel (2013). Joel Whitburn’s Top Pop Singles, 14th Edition: 1955-2012. Record Research. p. 924.

External links[edit]

hideAuthority control 
GeneralIntegrated Authority File (Germany)ISNI 1VIAF 1WorldCat
National librariesSpainFrance (data)United StatesCzech Republic
OtherMusicBrainz artistTrove (Australia) 1

Categories

Navigation menu

Search

Contribute

Tools

Print/export

Languages

Edit links

خلاصه متن به فارسی
چارلز ولکوت (29 سپتامبر 1906 در فلینت ، ایالات متحده – 26 ژانویه 1987 در هایفا ، اسرائیل) آهنگساز موسیقی بود که به عنوان عضوی از خانه جهانی عدالت ، عالی ترین نهاد حاکم بر آیین بهائی ، بین سالهای 1963 و 1987ولکات در فلینت ، میشیگان ، ایالات متحده آمریکا متولد شد. او مدتی بین سالهای 1935 و 1937 به هالیوود نقل مکان کرد و خیلی زود در استودیوی والت دیزنی شروع به کار نوشتن موسیقی برای شورت های کارتونی کرد و سپس فیلم هایی مانند سفید برفی و هفت کوتوله (فیلم 1937) و بامبی را به نمایش گذاشت. تا سال 1944 ، او مدیر موسیقی عمومی در استودیوی دیزنی شد. در سال 1950 ، وی به عنوان دستیار مدیر موسیقی عمومی به استودیوی MGM منتقل شد و در سال 1958 مدیر موسیقی عمومی شد.وولکات در سال 1944 تک آهنگهای معروف ایالات متحده را داشت: “Tico-Tico” و 1960: “Ruby Duby Du”.

ارلز فردریک ولکوت (29 سپتامبر 1906 در فلینت ، ایالات متحده – درگذشته 26 ژانویه 1987 در هایفا ، اسرائیل) آهنگساز موسیقی بود که بین سال 1963 به عنوان عضوی از خانه جهانی عدالت ،بیت العدل عالی ترین نهاد حاکم بر آیین بهائی ، خدمت می کرد و 1987. [1] [2]فهرست1 اوایل زندگی2 حرفه هالیوود3 زندگی معنوی4 یادداشت5 لینک خارجیاوایل زندگیولکات در فلینت ، میشیگان ، ایالات متحده آمریکا متولد شد. میشیگان و در دانشگاه میشیگان تحصیل کرد و در آنجا گروه خود را “Charley Wolcott and His Wolverines” در سالهای 1924–27 تشکیل داد. پس از فارغ التحصیلی ، او به عنوان پیانیست جاز به گروه ژان گلدکت پیوست و برای اعضای آن گروه مانند Bix Beiderbecke ، جو ونوتی ، تامی و جیمی دورسی موسیقی و همچنین تنظیم کننده پل ویتمن ، بنی گودمن و برادران دورسی موسیقی دریافت کرد. او بعداً به گروه جانی گرین نیز پیوست و این دو دوست خوبی شدند. سپس ولکات به رادیو رفت و با آل جولسون ، جورج برنز و گریسی آلن و رودی والی ترتیب داد. [نیاز به منبع]حرفه هالیووداو مدتی بین سالهای 1935 و 1937 به هالیوود نقل مکان کرد و خیلی زود در استودیوی والت دیزنی مشغول نوشتن موسیقی برای شورت های کارتونی شد ، سپس فیلم هایی مانند سفید برفی و هفت کوتوله ، پینوکیو و بامبی را به نمایش گذاشت. تا سال 1944 ، او مدیر کلی موسیقی در استودیوی دیزنی در فیلم هایی مانند Saludos Amigos ، سه Caballeros ، موسیقی معدن بساز ، آهنگ جنوب و سرگرم کننده و فانتزی رایگان شد. وولکات در سال 1944 با “Tico-Tico” یک آهنگ موفق آمریکایی داشت.در سال 1950 ، وی به عنوان دستیار مدیر موسیقی عمومی به استودیوی MGM منتقل شد و در سال 1958 مدیر موسیقی عمومی شد. [3]در سال 1950 ، وی قبل از جانشینی جانی گرین به عنوان مدیر كل موسیقی در سال 1958 ، به عنوان دستیار مدیر موسیقی عمومی به استودیوی MGM منتقل شد. در آنجا ، وی با معرفی راك اند رول به صفحه فیلمبرداری ، برتر از تولیدكننده Blackboard Jungle ، به وی اعتبار یافت. تا ضبط فیلم “Rock Around the Clock” توسط بیل هیلی را در فیلم 1955 که وولکات نیز به ثمر رساند وارد کند. وی همچنین تم عاشقانه را از اقتباس گربه روی سقف قلع گرم در سال 1958 نوشت. در سال 1960 ، ولکات با آهنگ “Ruby Duby Du” در ایالات متحده ، Hot 100 را به اجرا درآورد ، که به رتبه 41 رسید. [4]زندگی معنوی و روحانیوولکوت ، که گرین او را “مردی با تناسب معنوی بزرگ” خواند ، در سال 1960 هالیوود را ترک کرد و تمام وقت خود را به مجمع بهائیان ایالات متحده اختصاص داد که وی را به عنوان دبیر ملی انتخاب کرده بود. در سال 1961 ، وی به عضویت شورای بین المللی ایمان انتخاب شد و به حیفا رفت و در آنجا ماند تا اینکه در سال 1987 درگذشت.وی بلافاصله پس از مرگ در حیفا و مطابق با عقاید بهائی به خاک سپرده شد.یادداشت چارلز ولکات نوازنده ، رهبر بهائی ، تالیف Burt A Folkart ، لس آنجلس تایمز ، 29 ژانویه 1

https://m.youtube.com/channel/UCZf43eLmpOw35xD_rw31rFQ

Is Facebook trustworthy?

Is Facebook trustworthy?

Facebook is a social network with millions of incredibly loyal active users

Facebook has become an unavoidable integral part of people in the world. Something like a snack. Internet addiction has become an atomic theory of addiction to popular social networks, especially around the world. Unfortunately, the public is always more superficial than investors and politicians, and they are very easily influenced by advertising, and the behavior of celebrities easily hypnotizes the public. Sometimes people forget why technology was created for comfort, not for comfort. More stress Facebook’s social networking mind hides their inhuman goals behind recreational attractions and interesting and practical facilities

FQ “God does not put anyone in people’s mouths.” This proverb is now expressed with some modification in such a way that God does not put anyone in the mouth of Facebook, otherwise he has recited his Fatiha.

People’s immense belief in social networks is so strong that politicians and social activists consider social networks, especially Facebook, as the best platform for their activities and the best tool to destroy the opponent. During the presidential campaign, the candidates, along with the team that posted the candidates’ activities on social media, each candidate had a number of secret users whose job it was to destroy the opponent. These users are called Facebook users or Facebook drivers.

However, social networks are a powerful tool for bringing people together in the world. But unfortunately this method is different. Social networks are now fueling divisions, conflicts, and ethnic, linguistic, religious, and regional divisions. For this reason, some people try to stay away from social networks, especially Facebook. If Facebook and Twitter support Mr. Trump

He was not cut off, he did not fall in the second round

Examples that happened to me are my posts because of my belief in God. They saw the sw7rn enemies of the Bahائ’. Faith, whose task was to destroy the adversary. To these users (Facebook چ چلونکی)

Or Facebook drivers say

.Post in Vigol

https://vrgl.ir/BjwJk

Post in Quora

https://qr.ae/pGo75s

https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=2633646890273758&id=100008854172156&sfnsn=mo

بها  ٕ نام ظهور بزرگ خداوند

و بطور اختصاصی بها  ٕ نام ظهور بزرگ خداوند در روز بلوغ عالم انسانی است. این نام در “کتاب مقدّس” یعنی توراة و انجیل بیش از 120 بار آمده است. در بیش از 60 بار از این تعداد همیشه و بروشنی اشاره به ظهور واپسین خدا در “آخر زمان” یعنی روز بلوغ عالم انسانی است.
قابل توجّه اینکه نام “بهاء” حتی در بشارات دیانت هندو به ظهور واپسین هم ثبت شده است. هندوان آن ظهور را  بنام “ویشنو یاشو” یا(Glory of God)  یعنی”بهاءاللّه” انتظار دارند.
امّا در اسلام: باید بدانیم که “اسم اعظم خدا” ظاهراً پنهان  بود و آکثر اندیشمندان و شاعران اشاراتی به آن نموده اند. در همه دوران اسلام تنها دو تن اسم اعظم را دریافتند. این دو یکی مولانا جلال الدّین رومی است که میگوید:
مـــا “بهــــاء” و خونبهـــــا را یافتیم        جـانب جــان بـاختـــن بشتـــافتیــــم
غرق عشقی شو که غرقست اندرین               عشقهــــــای اوّلیـــــن و آخــــــرین
من حسین اللّهیَـــــــــم، زنجیـر کــو        کار ایــــن دیـــوانـه را تدبـــیر کـو
دومین کسی که در دور اسلام “اسم اعظم خـدا” را دریافت و حتی خود را، سه قرن پیش از آغاز بابیّت، “بهـایی” نامید، شیخ بهایی است. او آشکارا میگوید که “اسم اعظم خـدا” برترین و بالاترین اسم است و بنابرین در دو دعای اسلامی که آمده است، نخستین و والاترین اسم است. این دو اثر، یکی دعای سحر اسلامی است و دیگری دعای ام داوود.
برای نمونه در دعای سحر آمده است: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِأَبْهاهُ وَ كُلُّ بَهائِكَ بَهِيٌّ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ
و در دعای ام داوود آمده است: اللَّهُمَّ لَک الْحَمْدُ وَ لَک الْمَجْدُ وَ لَک الْعِزُّ وَ لَک الْفَخْرُ وَ لَک الْقَهْرُ وَ لَک النِّعْمَةُ وَ لَک الْعَظَمَةُ وَ لَک الرَّحْمَةُ وَ لَک الْمَهَابَةُ وَ لَک السُّلْطَانُ وَ لَک الْبَهَاءُ وَ لَک الِامْتِنَانُ وَ لَک …
امّا در مورد معنی کلمهء “بهاء”: این کلمه در بیشتر زبانها هست و همواره به بهترین صفات گفته میشود و ارزنده ترین ارزشهای مادّی و اخلاقی را بیان میکند. این ابیات برخی معانی کلمهء “بهاء” را بیان میکند:
هست یـزدان راهــزاران نام ووصف و حالت و خو                         نیست نـامی چـون “بهـــایش”، جـامع اسمــاءِ نیکو
گـــر ببینی در صحایف از پــیِ معنـــــــایِ نـــامش                مـات مـاند از تعجّب، عقل و فکـر و دل، زهر سو
پاک ورخشان ودرخشان،فکـر و دل، زهر سو
پاک ورخشان ودرخشان، با شکوه و روشن وخوش                        نـور و خـورشید و شرافت،عـزّت و تابان و مهرو
هم جمال و هم کرامت، هم جلال و شــوق و بهجت                    نعمت و ذکـر و عبـادت، امتیــاز و شکــر و مینو
راحت و وجـد و سـرور و نـزهت و مِهـر و محبّـت                       هالــه ای از نــور یزدان، گـرد ریحــانی سمن بـو
زینت و زیبــا و زیـــور، هـم کمــال و هـم بـزرگی                   هست بعضی از معانی، گوییا سحر است و جادو
………………………………………………….. ………………………………………………..
برای برخی دیگر از معانی کلمهء “بهاء” به کتب لغت مراجعه فرمایید.                          

2- مواردی برای تأمل بیشتر

 1-  من الوجه البهی الابهی به اسم البهاء فی یوم المطلق و یدخل مرج عکا و یتحد من علی الارض کلها”. یعنی عنقریب خداوند از مشرق طلعت و جمال اقدس ابهی باسم بهاء تجلی و اشراق میفرماید. در یوم ظهور و در مدینه عکا ورود فرموده، جمیع ارض را متحد خواهد نمود. انتهی

3- اشاره به بهاءالله و اسم اعظم خداوند در تألیفات دینی و آثار بزرگان

اشاره به ” بهاء” در متون مقدس دینی اسلامی و همچنین کتب انبیای بنی اسرائیل بسیار است که تلویحاً بشارت بظهور حضرت بهاءالله می باشد. ” مثلا بهاء کرمل و یا وعده آمدن بهاءالله در مکاشفات یوحنا. در قرآن مجید، خدا به نور آسمان و زمین تشبیه شده ” اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض” و درباره یوم موعود گفته شده که در آن ” أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها”، یعنی زمین به نور خدا، بهاءالله، منور خواهد شد”( هویت بهائی و کلمه بهاء، پیام بهائی شماره 172 صفحه 5)

لیکن، از جمله اشارات صریح به “بهاءالله” در آثار اسلامی، در ارتباط با تفسیر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ است که به استناد احادیث “ب” بسم الله عبارت است از بهاءالله؛ چنانچه، در کتاب نهج البيان عن كشف معانى القرآن در تفسیر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ آمده است: ” روى الكليني عن عدّة من أصحابنا، عن احمد بن محمّد بن خالد، عن القاسم بن يحيى، عن جدّه الحسن بن راشد، عن عبد اللّه بن سنان، قال: سألت أبا عبد اللّه- عليه السّلام- عن تفسير بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قال: الباء بهاء اللّه و السين سناء اللّه و الميم مجد اللّه، و روى بعضهم: الميم ملك اللّه، و اللّه إله كلّ شيء، الرّحمن بجميع خلقه و الرحيم بالمؤمنين خاصّة” ( محمد بن حسن شيبانى: نهج البيان عن كشف معانى القرآن، ناشر: بنياد دايرة المعارف اسلامى، تهران، 1413 ق، جلد 1، صفحه 69).
و در کتاب کشف الأسرار و عدة الأبرار آمده است: ” روى ابو سعيد الخدرى، قال: قال رسول اللَّه (ص): «إنّ عيسى بن مريم ارسلته امّه الى الكتّاب، فقال له المعلم: قل بسم اللَّه. فقال عيسى، الباء- بهاء اللَّه و السين- سناء اللَّه، و الميم- ملك اللَّه» ” ( رشيدالدين ميبدى احمد بن ابى سعد: كشف الأسرار و عدة الأبرار، انتشارات امير كبير، تهران 1371 ش، جلد 6، صفحه 43). همچنین، در کتاب اسرار توحيد، باب 31، در ذكر معناى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ چنین آمده است: ” … حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد از قاسم بن يحيى از جدش حسن بن راشد از عبد اللَّه بن سنان كه گفت حضرت صادق (ع) را سؤال كردم از معنى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ فرمود كه باء آن بهاء و روشنى است و حسن خدا است و سين سناء و رفعت و شرف خدا و ميم و مجد و كرم و كثرت عطاى خدا …” ( محمد علی اردکانی: اسرار توحيد- ترجمه التوحيد، انتشارات علمیه اسلامی، صفحه 256). و در تفسیر صافی آمده است: ” رواهما في المجمع و في الكافي و التوحيد و المعاني و العياشي عن الصادق عليه السلام الباء بهاء اللَّه و السين سناء اللَّه و الميم مجد اللَّه. و في رواية ملك اللَّه و الله إله كل شيء الرَّحْمنِ بجميع خلقه و الرَّحِيمِ بالمؤمنين خاصة” ( فيض كاشانى ملا محسن: تفسير الصافى، انتشارات الصدر، تهران 1415 ق، جلد 1، صفحه 81). همچنین، در کتاب اصول كافى آمده است: ” ابن سنان گويد: از امام صادق (ع) تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» را پرسيدم، فرمود: باء بهاء (روشنى) خدا و سين سناء (رفعت) خداست و ميم مجد (بزرگوارى) خداست و بعضى روايت كردهاند كه ميم ملك (سلطنت) خداست” ( حاج سید جواد مصطفوی: اصول کافی، کتاب فروشی علمیه اسلامیه، جلد 1، صفحه 154). انتهی و در تفسير الصراط المستقيم آمده است: ” قال مولانا الصادق عليه السّلام على ما رواه في «الكافي» و «التوحيد» و «العياشي» في تفسير البسملة: «إن الباء بهاء اللّه، و السين سناء اللّه، و الميم مجد اللّه»”

( بروجردى سيد حسين: تفسير الصراط المستقيم، موسسه انصاريان، قم 1416 ق، جلد 3، صفحه 266).
قابل توجه آنکه، در تفسیر روح البیان در تفسیر ابجد آمده است که الف در ابجد اشاره به آلاء خداست، ب اشاره به بهاء خداست، ج اشاره به جلال خداست و دال اشاره به دین الله می باشد: ” روى- ان مريم سلمت عيسى الى معلمه فعلمه ابجد فقال عيسى أ تدري ما «ابجد» قال لا فقال اما الالف فآلاء اللّه و الباء بهاء اللّه و الجيم جلال اللّه و الدال دين اللّه فقال المعلم أحسنت فما «هوز»” ( حقى بروسوى اسماعيل: تفسير روح البيان، نشر دارالفكر، بيروت، بی تاریخ، جلد 5، صفحه 333).
از سوی دیگر، در آثار اسلامی به ارتباط اسم اعظم الهی با بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اشاره شده است — همچنین به اهمیت و اعظمیت “ب” بسم الله اشاره شده که ” سرّ بسمله در باء است”؛ چنانچه، شیخ احمد احسائی در آثار خود، با استناد به احادیث اسلامی مکررا بیان میدارد که هر چه در قرآن است در بسم الله است و هرچه در بسم الله است در باء بسم الله است– بعبارتی سرّ البسمله فى الباء، یعنی سرّ بسمله در باء است — و “ب” عبارت است از بهاءالله.
باری، روایاتی چند حاکی از آن است که اسم اعظم الهی در بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ نهفته است. چنانچه، در کتاب آيين بندگى و نيايش از حضرت رسول – صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده است كه فرموده اند: ” بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم اقرب الى الاسم الاعظم من سواد العين الى بياضها، يعنى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، نزديكتر است به اسم اعظم از سياهى چشم به سفيدى آن” (حسین غفاری ساروی: آيين بندگى و نيايش، نشر نبیاد معارف اسلامی، صفحه 87). و در کتاب عيون أخبار الرضا ع آمده است: ” محمّد بن حسن بن وليد به سند 
مذكور در متن از محمّد بن سنان از امام هشتم علىّ بن موسى عليهما السّلام روايت كرده كه فرمود: همانا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» نزديكتر است به اسم اعظم خداوند از سياهى ديده به سپيدى آن” (حمید رضا مستفيد – علی اکبر غفاری: عيون أخبار الرضا ع، نشر صدوق، جلد 1، صفحه 653). همچنین، در متن امالى شيخ صدوق، مجلس نود و سوم آمده است: ” مستحب است بلند خواندن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ در حمد و سوره و آن آيه ايست از قرآن و باسم اعظم خدا از سياهى چشم بسفيدى آن نزديكتر است” (محمد باقر کمره ای: امالی شیخ صدوق، نشر اسلامیه، صفحه 642). و در احتجاجات- ترجمه جلد چهارم بحار الانوار، آمده است: ” يك آيه از قرآن است و اين بسم الله، به اسم اعظم خدا نزديكتر از سياهى چشم به سفيدى آن است” ( موسوی خسروی: احتجاجات- ترجمه جلد چهارم بحار الانوار، انتشارات اسلامیه، جلد 2، صفحه 383). همچنین، در کتاب مهج الدعوات- ترجمه طبسى، در باب ادعيه اسم اعظم، آمده است: ” روايتى است كه به روايت ابن عبّاس وارد شده است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ «ابتدا بنام خداى بخشنده مهربان»، اسمى از اسمهاى خداى تعالى است كه بزرگترين نامهاست و نيست ميان آن و ميان اسم خداى اعظم مگر مانند سياهى چشم و سفيدى آن از نزديكى” (محمد تقی طبسی: مهج الدعوات، نشر رایحه، صفحه 491).
اما در خصوص آنکه اهمیت و سرّ بسم الله در ” ب” بسم الله است، امام خمینی در اشارات تفسیری درباره سوره حمد از امیرالمؤمنین روایت میکند: ” و لهذا روى عن اميرالمؤمنين وسيد الموحدين ؛ صلوات الله و سلامه عليه :ان كل ما فى القرآن فى الفاتحة ، و كل ما فى الفاتحة فى بسم الله الرحمن الرحيم ، و كل ما فيه فى الباء، و كل ما فى الباء فى النقطة ، و انا نقطة تحت الباء، یعنی از اميرمؤمنان و سيد موحدان ، صلوات الله و سلامه عليه، روايت شده است : هر آن چه در قرآن است در سوره فاتحه هست
و هرچه در آن است در ((با)) و آنچه در ((با)) است در نقطه هست و من نقطه زير ((با)) هستم … و ورد: بالباء ظهرالوجود و بالنقطة تميز العابد عن المعبود، یعنی و آمده است كه وجود با ((با)) پديد آمده و عابد با نقطه زير ((با)) از معبود جدا شد” (بخش چهارم : اشارات تفسيرى درباره سوره حمد از ساير آثار حضرت امام(س) اهميت و فضيلت سوره حمد، http://www.ghadeer.org/qoran/t_hamd/t_hamd07.htm).
و در سایت شبکة الاحقاقی الثقافیة در باب عن دقة علم الحرف از حضرت علی (ع) روایت ذیل را نقل میکند: ” قال أسد الله الغالب الإمام علي بن أبي طالب ( عليه الصلاة و السلام ) واشار إلى أسرار الحروف القرآنية حيث قال ( لو شئت لأوقرت سبعين بعيرا من باء بسم الله الرحمن الرحيم ) أي ( تحميل سبعين بعيرا بالكتب التي تتحدث عن حرف الباء و أسراره) و قال أيضا ( عليه الصلاة و السلام ): كل ما في القرآن في الفاتحة و كل ما في الفاتحة في بسم الله الرحمن الرحيم و كل ما في بسم الله الرحمن الرحيم في باء بسم الله و أنا النقطة التي تحت الباء” (http://www.alehkaky.com/vb/showthread.php?p=60274).
همچنین، در تأیید اهمیت باء بسم الله، محمد خواجوی در مقدمه کتاب توحید مکاشفان حدیث ذیل را از حضرت محمد (ص) روایت میکند: ” ظهر الموجودات من باء بسم الله الرحمن الرحیم” ( سید علی همدانی: ترجمه و متن اسرار النقطه یا توحید مکاشفان، ترجمه محمد خواجوی، نشر مولی، 1382، ص 34). و سید حیدر آملی در صفحه 695 رساله نقد النقود، پیوست جامع الاسرار، حدیث ذیل را از حضرت رسول اکرم (ص) روایت میکند: ” ظهر الوجود من باء بسم الله الرحمن الرحیم”. ابن عربی در کتاب فتوحات مکیه ضمن ذکر حدیث فوق مینویسد: ” بالباء ظهر الوجود” (محی الدین ابن عربی: فتوحات مکیه، محمد خواجوی، انتشارات مولی، چاپ اول، 1381 ش، جلد2، ص 134).
خلاصه کلام آنکه، اسم اعظم الهی در بسم الله الرحمن الرحیم نهفته است و با توجه به آنکه هر چه که در قرآن است در بسم‌الله است و هرچه که در بسم‌الله است در “ب” بسم‌الله است؛ بدين ‌ترتيب اسم اعظم خدا بايد که همان “ب” بسم الله باشد و “ب” عبارت است از بهاءالله.
باری، شيخ احمد احسائی در صفحات ١٣٦ و ١٣٧ “رسائل” در خصوص اسم اعظم مى‌نويسد: ” ثمّ اعلم ان البسمله اسم‌الله الاعظم و فى‌الدّعا اسألک باسمک الله الرّحمن الرّحيم و انّما قال الرّضا(ع) انّ بسم‌الله الرّحمن الرّحيم اقرب الی الاسم الاعظم من سواد العين الی بياضها لانّ لفظ البسملة الاسم اللّفظى الّذى هو سواد العين اقرب الی الاسم‌المعنوى الّذى هو بياض العين و التمثيل مأخوذ من ظاهرالظاهر فان البياض عبارة عن البساطة والسّواد عن التّرکيب … و لمّا کان اشرف الاکوان کون الاسم الاعظم والوجود مبنيّأ عليه وجب ان يکون اوّل الموجودات لعليّته و الکتاب التّدوينى طبق الکتاب التّکوينى کان الاسم‌الاعظم اوّل التّدوينى و هو بسم‌الله الرّحمن الرّحيم. یعنی، بدان که بسمله اسم اعظم خدا است چنانکه در دعا آمده‌است ترا سؤال ميکنم به اسمت که الله الرّحمن الرّحيم است و حضرت امام رضا(ع) فرموده‌است که بسم‌الله الرّحمن الرّحيم بالنّسبه به اسم اعظم نزديکتر است از سياهى چشم به سپيدى آن چرا که لقظ بسمله اسمى لفظى است که معادل سياهى چشم است که به اسم معنوى که معادل سپيدى چشم است نزديکترين چيز ميباشد. و اين تمثيل از ظاهر ظاهر گرفته شده‌است چرا که سفيدى علامت بساطت است و سياهى علامت ترکيب …

و چون اشرف موجودات وجود اسم اعظم است و از آنجا که وجود همه چيز مبنى بر وجود اسم اعظم است در نتيجه واجب است که اسم اعظم اوّلين موجود باشد بخاطر آنکه علّت همه چيز ديگر است و نظر به آنکه کتاب تدوين مطابق کتاب تکوين است لهذا اسم اعظم در اوّل تدوين ظاهر ميشود که آنهم بسم‌الله الرّحمن الرّحيم است. بعبارتی، ” شيخ احمد استدلال ميکند که اسم اعظم خدا اشرف موجودات است و اوّلين مخلوق است و لذا مبنا و علّت همهٴ مخلوقات و موجودات ديگر است. اين مطلب اشاره به عالم تکوين و مراتب وجود و اين مطلب اشاره به عالم تکوين و مراتب وجود و خلقت است. امّا آنگاه بيان ميکند که چون کتاب تدوين (قرآن کريم) مطابق کتاب تکوين و هستى است در نتيجه همانطور که اسم اعظم اوّلين اسم و علّت همهٴ اسماء است در نتيجه بايد که اسم اعظم نيز در سرآغاز قرآن قرار گيرد. از اينجا واضح ميشود که بسم‌الله الرّحمن الرّحيم رمز اسم اعظم است ولی به معناى اخصّ حرف باء است که اسم اعظم است زيرا که بنا به قاعدهٴ شيخ احمد اسم اعظم بايد در اوّل همهٴ حروف و کلمات ظاهر شود و آنهم چيزى جز باء نيست و باء هم بهاءالله است” (مقاله تفسير ‌بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم، نادر سعيدى، ص 4).
اما از دیگر آثار اسلامی که موید این ادعاست که اسم اعظم الهی در “ب” بسم الله نهفته است ( که همان بهاء خداوند میباشد) دعای اعمال سحرهای ماه مبارک رمضان میباشد که اسم اعظم خداوند، بهاء، در آن در رأس اسماء الهی مذکور گردیده است و برخی توسط این دعا به اسم اعظم خداوند پی برده اند؛ چنانچه، در مفاتیح الجنان، تألیف حاج شیخ عباس قمی، در دعای اعمال سحرهای ماه مبارک رمضان، از حضرت امام رضا (ع) نقل شده که فرموده اند این دعائی است که حضرت امام باقر (ع) در سحرهای ماه رمضان میخواندند:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بِاَبْهاهُ، وَكُلُّ بَهآئِكَ بَهِىٌّ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهآئِكَ كُلِّهِ. انتهی
جالب توجه آنکه،

در کتاب اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، در فضيلت ماه رمضان، آمده است: ” ايوب بن يقطين براى حضرت رضا (ع) نوشت كه اين دعا را برايم تصحيح بفرمائيد، امام عليه السلام براى او نوشتند كه اين دعاى حضرت باقر عليه السلام است كه در سحرهاى ماه رمضان مىخواندند، پدرم از امام باقر روايت مىكرد كه فرمود: اگر مردم ميدانستند كه اين مسائل چه اندازه نزد خداوند ارج و اعتبار دارد و خواستههاى خواننده را برميآورد، با يك ديگر در باره اين دعا جنگ ميكردند، و خداوند اشخاصى را به رحمت خود اختصاص ميدهد … حضرت باقر عليه السلام فرمود: اگر ميخواستم آشكار مىكردم كه اسم اعظم خداوند در اين دعا نهفته است، هر گاه اين دعا را قرائت كرديد در انجام درخواست خود كوشش داشته باشيد كه او از علوم خفيه است، و از كسانى كه اهليت ندارد مكتوم كنيد. منافقان، دروغگويان، و منكران، اهليت اين دعا را ندارند، و او دعاء مباهله است و متن آن از قرار ذيل است كه ميگوئى « اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بِاَبْهاهُ، وَكُلُّ بَهآئِكَ بَهِىٌّ » تا آخر” ( عزیز الله عطاردی: اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، انتشارات کتابخانه صدر، صفحه 566).
باری، گرچه با توجه به روایتی که در فوق ذکر گردید، اسم اعظم الهی نزد همگان فاش نگردیده و حتی ائمه اطهار نیز حکمت را بر این میدانستند که این مطلب را مکتوم نگه دارند، اما با توجه به شواهد موجوده، قلیلی از عارفان و روحانیون بزرگ اسلامی اسم اعظم الهی را یافته و بدان افتخار جسته اند. در کتاب داستان پيامبران يا قصههاى قرآن از آدم تا خاتم، در این خصوص، آمده است: ” اما با وجودى كه اسم اعظم الهى بر بندگان پوشيده است در روايات، مضامينى مانند: نسبت اسم اعظم به بسملة نزديكتر از سياهى چشم به سپيدى آن و يا اينكه اسم اعظم در سوره توحيد است، به چشم مىخورد” ( یوسف عزیزی: داستان پيامبران يا قصههاى قرآن از آدم تا خاتم، انتشارات هاد، صفحه 31).
شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی، مبشرین به ظهور حضرت اعلی و حضرت بهاءالله، که ملهم به الهامات ربانیه بودند و قلب پاک و ضمیر منیرشان بانوار تقدیس و تنزیه محل تجلی اسرار پروردگار شد، در آثارشان ضمن تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم مکررا اظهار میدارند که بسم الله الرحمن الرحیم جامع جمیع حقایق الهی و منبع اسرار ربانی است و در تفاسیر خود به اسم اعظم خداوند، بهاء، اشاره میکنند. فی المثل، سید کاظم رشتی در سر آغاز کتابش “رساله اسم اعظم” تصریح میکند که اسم اعظم الهی “بهاء” میباشد.
بهاءالدين محمد حسين عاملى معروف به شیخ بهائی، عارف و شاعر بزرگ اسلامی، که به حقیقت و عظمت اسم اعظم خداوند، بهاء، پی برده بود و بدین جهت لقب شیخ بهائی را برای خود برگزید، در ضمن ملحقات موش و گربه، چاپ مصر، صفحه 230 چنین سروده است:
اسم اعظم چون کسی نشناسدش سروری بر کل اسماء باشدش
و مولوی در دفتر اول مثنوی، بیت 1759، می سراید:
ما بها و خونبها را یافتیم جانب جان باختن بشتافتیم
(مثنوی معنوی: به اهتمام دکتر توفیق سبحانی، چاپ اول 1378، از نسخه 677 ه.ق)
که این شعر اشاره به حدیث قدسی است که میفرماید: ” من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فانادیته، یعنی هر که مرا طلب کرد یافت مرا و آنکه مرا یافت، مرا شناخت و آن که مرا شناخت عاشق من شد، من نیز عاشق او شدم و آن که من عاشق او شدم او را در راه خود به قتل رساندم و هر که برای من شهید شد من خونبهای او هستم”( روح الله مهرابخانی: الهام شعرا، موسسه عصر جدید، 2004 میلادی، صفحه 71).
شیخ بوئی در کتاب شمس المعانی در فصل یازدهم با اشاره به نام بهاء به ظهور حضرت بهاءالله بشارت میدهد: ” سوف یشرق اشراقا من الوجه البهی الابهی به اسم البهاء فی یوم المطلق و یدخل مرج عکا و یتحد من علی الارض کلها”، یعنی که بزودی خداوند از مشرق طلعت و جمال ابهی به اسم بهاء تجلی و اشراق میفرماید در یوم ظهور و در سرزمین عکا وارد شده جمیع را متحد خواهد کرد (هوشنگ گهرریز: اسم اعظم الهی، نشر بدیع – لندن، صفحه 41).
در رساله سؤال و جواب از متممات کتاب مستطاب اقدس، فقره 77 آمده است: ” در اسلام حدیثی دال بر این مطالب است که از میان اسماء متعدد خدا یکی از همه عظیمتر است ولی هویت این اسم تا بحال مستور بود تا آنکه جمالقدم ( حضرت بهائالله) تأئید فرمودند که “بهاء” اسم اعظم الهی است”.
در تأیید مکنون بودن اسم اعظم الهی، در الصحيفة السجادية، دعاى پنجاهم، آمده است: بار خدايا- قسم بنامهاى پنهان شدهات (نامهائيكه علم آن را بخود اختصاص دادهاى، پيغمبر- صلّى اللّه عليه و آله- فرموده: خداوند را چهار هزار نام است، هزار نام را كسى جز خدا نميداند، و هزار نام را كسى جز خدا و فرشتگان نميداند، و هزار نام را كسى جز خدا و فرشتگان و پيغمبران نميداند، و چهارمين هزار را مؤمنين ميدانند، پس سيصد نام از آن هزار نام در تورية است، و سيصد در انجيل، و سيصد در زبور، و يكصد در قرآن، نود و نه نام آشكار و «يكى اسم اعظم» از آنها پنهان است) انتهی (سید علینقی فیض الاسلام: الصحیفة السجادیة، انتشارات فقیه، صفحات 379 و 380).
در کتاب معارف قرآن در المیزان، در خصوص اسم اعظم آمده است: ” … بزرگترین اسماء خدای تعالی به تنهائی تمامی حقایق اسماء را شامل است و حقایق مختلف همگی در تحت آن قرار دارند و آن اسمی است که غالبا آن را اسم اعظم می نامیم … بنابراین اسم اعظم آن اسمی خواهد بود که تمامی آثار منتهی به آن شود و هر امری در برابرش خاضع گردد” ( سید مهدی امین: معارف قرآن در المیزان، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1370 ش، صفحات 38 و 39). و ملاصدرا در کتاب مظاهر الالهیه در این خصوص مینویسد: ” بی شک باید که معنای اسم اعظم به طور اجمال مشتمل بر جمیع معانی اسماء الهی باشد هم چنانکه مظهر اسم اعظم باید حقیقتی باشد که مجموع حقایق ممکنات که همان مظاهرند را در بر گیرد” ( صدرای شیرازی، صدرالمتألین ملاصدرا: المظاهر الهیه، حمید طبیبیان، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، 1364، ص 31).
باری، ” حضرت عبدالبهاء به استناد حدیث منقول از حضرت امام جعفر صادق که فرموده “الباء بهاءالله” کلمه بهاء را بیانگر نام مقدس حضرت بهاءالله میدانند که جامع همه حقائق الهی و اسرار روحانی و اسماء ربانی و رموز آسمانی است و نیز “باء” که عنوان بسمله است کافل همه معانی و سرآغاز کتب مقدسه در عالم تکوین و تدوین است بفرموده مبارک همه عوالم غیب و شهود و ظاهر و باطن و علت خلق ایجاد رمزی از مشیت اولیه است که در “ب” جمع گردیده و به عبارت دیگر مشیت اولیه همان طلعت ابهی، حضرت بهاءالله، است که موعود همه ادیان ماضیه و امم عالم میباشند” (هوشنگ گهرریز: اسم اعظم الهی، نشر بدیع – لندن، صفحه 37).
خلاصه کلام آنکه، در واقع اسم اعظم ظهور کلی الهی

قرآن كريم براي نشان دادن ويژگي هاي قيامت كه مسلماً آثار تربيتي فوق العاده اي دارد از نامهاي گوناگون استفاده مي كند تا ترسيم دقيقي در مجموع آيات از آن روز عظيم و حوادث فوق العاده و تكان دهنده آن كرده باشد البته نام در اينجا به معني اسم خاص نيست بلكه نامهاي توصيفي را نيز شامل مي شود يعني عناويني هستند كه متكي بر اوصاف آن روز و ويژگي هاي زندگي در آن عالم است. در قرآن كريم حداقل از هفتاد نام قيامت اسم برده شده است كه در واقع از هفتاد دريچه مختلف به روز قيامت نگاه مي كند. اما از آنجا كه تفصيل همه اين نامها و اوصاف و ويژگيهاي قيامت در اين مختصر نمي گنجد ناچار به اجمال  به آن ويژگيهاي بارز و مهم اشاره مي نمائيم:

1ـ آن روز روز قيام است، در قرآن كريم تعبير قيامت كه از ماده قيام است تكرار گرديده است آري آن روز روز قيام و بپا خاستن است: روز قيام حساب «آن روز كه حساب بر پا مي شود،[1] روز قيام ساعت (زمان) است «آنروز كه ساعت بر پا مي شود مجرمان نوميد مي گردند».[2]

روز قيام مردم «آنروز كه مردم در برابر رب العالمين قيام مي كنند»[3]، روز قيام فرشتگان «آنروز فرشته بزرگ خدا رو ح و فرشتگان ديگر قيام مي كنند»[4] و روز قيام گواهان «در آنروز كه گواهان قيام مي كنند».[5]

2ـ آن روز، روز حساب است، اين وصف بخاطر آن است كه تمام اعمال آدمي اعم از صغير و كبير جزئي و كلي، معنوي و مادي، جوارحي و جوانحي بدون استثناء در آن روز مورد محاسبه قرار مي گيرد، اين وصف در پنج آيه از قرآن آمده است از جمله اين آيه كه مي فرمايد: «روزي كه حساب بر پا مي شود».[6]

3ـ آن روز روز جزا است، اين نام و وصف در سيزده آيه قرآن آمده است كه از همه مشهورتر آيه 4 سوره حمد است كه مي فرمايد: «او مالك روز جزاست».

4ـ آن روز، روز اجتماع است، تمام اولين و آخرين و همه جن وانس و حتي ملائكه مقربين در آنجا جمع اند نه تنها خودشان كه اعمال آنها نيز تماماً در آنجا جمع آوري شده است و آماده عرضه به دادگاه عدل الهي است قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: «به خاطر آوريد كه همه شما را در آن روز “اجتماع” جمع آوري مي كنند».[7]

5ـ قيامت روز جدايي است، جدايي حق از باطل، جدايي صفوف مؤمنان و صالحان از كافران و مجرمان جدايي برادر از برادر و پدر و مادر از فرزند، جدايي سرنوشت خوبان و بدان، قرآن كريم مي فرمايد: «روز جدايي، ميعاد همگان است».[8]

6ـ قيامت روز خروج است، قرآن كريم مي فرمايد: «آن روز روزي است كه همه اموات زنده شده (و از قبرها) خارج مي شوند».[9] آري آن روز روز خارج شدن از مرگ به حيات و از عالم برزخ به عالم آخرت و از درون به برون و از پنهان به آشكار است.

7ـ قيامت روز بزرگ است، «واي بر كافران از مشاهده روز بزرگ»[10] توصيف آن روز به عظمت به خاطر امور مهمي است كه در آن روز بزرگ واقع مي شود.

8ـ قيامت روز حسرت و ندامت است، «آنها را از روز حسرت بترسان، روزي كه همه چيز پايان مي يابد و حكم نهايي صادر مي شود و اين در حالي است كه آنها (هنوز) در غفلتند و ايمان نمي آورند»[11] روز قيامت راستي روز اندوه و ندامت و حسرت شديد است، نه تنها براي بدكاران بلكه حتي براي نيكوكاران زيرا وقتي پاداشها را مي بينند تأسف مي خورند چرا بيشتر و بهتر كار نيك انجام نداده اند.

9ـ قيامت روز تغابن است، در آنروز غابن از مغبون آشكار مي گردد «روزي كه همه شما را در آن روز   گرد آوري مي كنند آن روز روز تغابن است»[12]. آري در آن روز بدكاران از شكست و زيان خود و فريب و نيرنگ شيطان و از دست دادن سرمايه هاي عظيم با خبر مي شوند و اين است غبن حقيقي.

10ـ قيامت روز صدا زدن همديگر و ياري خواستن است، «اي قوم من بر شما از روزي كه مردم يكديگر را صدا مي زنند (و از هم ياري مي خواهند اما صدايشان به جايي نمي رسد) بيمناكم».[13]

11ـ قيامت روز تلاقي و برخورد كردن است، «خداوند روح را بر فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد القاء مي كند تا انسانها را از روز تلاقي انذار كند»[14] در آن روز انواع تلاقي ها رخ مي دهد، روزي است كه بندگان پروردگارشان را ملاقات مي كنند، روزي است كه انسانها با فرشتگان حساب و پاداش و كيفر تلاقي دارند، روزي است كه انسان با حساب اعمال و گفتارش در آن دادگاه عدل تلاقي دارد، روزي است كه گذشتگان و آيندگان با هم تلاقي مي كنند، روز تلاقي ظالم و مظلوم با همديگر و…

12ـ قيامت روز سنگين است، «آنها (مجرمان) زندگي زودگذر دنيا را دوست دارند در حالي كه پشت سر خود روز سخت و سنگيني را رها مي كنند»[15] توصيف آنروز به ثقيل و سنگيني توصيفي است گسترده و پر معني: سنگيني از نظر محاسبه ها، سنگيني از نظر مجازاتها، سنگيني از نظر رسوائيها و سنگيني از نظر شدائد محشر و سنگيني مسئوليتها و…

13ـ قيامت روز پر مشقتي است، «آن روز روز سختي است»[16] مسلماً آن روز براي كافران بسيار سخت و طاقت فرسا و مصيبت بار است به طوري كه نيرومندترين آن ها را به زانو در مي آورد و عاجز و ناتوان مي سازد.

14ـ قيامت روز دردناكي است، نوح پيامبر خطاب به قوم بت پرستش مي گويد: «من بر شما از عذاب روز دردناكي بيمناكم»[17] آن روز از جهات زيادي مايه درد و رنج است، از جهت رسوائيها ندامتها و پشيماني هاي كشنده، دردناك به خاطر اينكه راه بازگشتي وجود ندارد و…

15ـ قيامت روز حق است، «آن روز، روز حق است»[18] بعضي از مفسران در تفسير حقانيت آن روز به سه نكته اشاره كرده اند: 1ـ آن روز حق است و غير از آن باطل، چرا كه ايام دنيا باطلش بيش از حق است. 2ـ حق به معناي وجود ثابت است. 3ـ آن روز روزي است كه شايسته عنوان «يوم» است چرا كه در آن روز روشن، اسرار مخفي آشكار مي گردد در حاليكه در دنيا احوال خلق ـ مكتوم و نامعلوم (همچون شب) است.[19]

16ـ قيامت روزي است كه چهره درهم كشيده و وحشتناك است، قرآن از زبان نيكان چنين نقل مي كند «ما از پروردگارمان خائفيم از آن روز كه عبوس و سخت است»[20]. توصيف آن روز به «عبوس» كنايه   از وضع وحشتناك آن روز است، يعني آنقدر حوادث آنروز سخت و ناراحت كننده است كه نه تنها انسانها در آن روز عبوس اند بلكه گويي خود آن روز قيافه اش را سخت در هم كشيده و ناراحت است.

17ـ قيامت روز حيات عمومي بعد از مرگ است، «كساني كه علم و ايمان به آنان داده شده در قيامت به مجرمان مي گويند: شما به اذن خدا تا روز بعث (در عالم برزخ) درنگ كرديد، و هم اكنون روز بعث (برانگيخته شدن مردگان) است، ولي شما نمي دانستيد»[21] انتخاب اين تعبير (بعث) براي قيامت به خاطر آغاز حركت است كه خداوند مردگان را از قبر بر مي انگيزد، سپس آنها را به سوي محاكم قيامت براي حساب مي فرستد.

18ـ قيامت روزي است كه وضع آسمانها و زمين و كرات بهم مي خورد و دگرگوني هاي شديدي در جهان واقع مي شود به آياتي در اين زمينه توجه فرمائيد: «روزي كه ما آسمانها را همچون طوماري در هم مي پيچيم، سپس همانگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آن را باز مي گردانيم، اين وعده اي است كه ما داده ايم و قطعاً آنرا انجام خواهيم داد.[22] و در اشاره به انتقام الهي از ظالمان و مجرمان مي فرمايد: «آن در روزي واقع مي شود كه اين زمين به زمين ديگر و آسمانها (به آسمان ديگر) مبدل مي شوند»[23] كوهها از جا كنده و متحرك مي شوند[24] آسمان همچون فلز گداخته مي شود.[25]

19ـ قيامت روزي بسيار طولاني است، «فرشتگان و روح به سوي او عروج مي كنند در آن روز كه مقدارش پنجاه هزار سال است»[26] در اين كه اعدادي كه درباره قيامت است براي تعداد و شماره است يا براي تكثير دو احتمال است، به هر حال پيامي كه از اين آيات به گوش مي رسد اين است كه همه بايد خود را براي چنان روز طولاني پر مخاطره اي آماده سازند.

20ـ از ويژگيهاي قيامت اين است كه انسانها در آن روز مانند پروانه هاي پراكنده به هر سو حركت مي كنند[27] و در تعبيري ديگر آمده كه گويي مردم همانند ملخهاي پراكنده اند»[28] اين تشبيه بخاطر كثرت مردم و اضطراب آنها و ناتواني و سرگرداني آنان مي باشد.

21ـ از ويژگي هاي قيامت اين است كه پرده ها و حجابها كنار مي روند و اسرار نهان آشكار مي شود. قرآن در اين زمينه مي فرمايد: «آن روز روزي است كه پرده ها و حجابها كنار مي رود و همه انسانها با تمام اسرار درون و برونشان ظاهر مي شوند»[29] و مي فرمايد: «آن روز روزي است كه اسرار نهان آشكار مي شود».[30]

22ـ از ديگر ويژگيهاي قيامت اين است كه انسان تمام تلاشها و كوششهايي كه انجام داده است به خاطر مي آورد،[31] اين ياد آوري يا به خاطر مشاهده نامه اعمال است، و يا تجسم و حضور خود اعمال و يا به خاطر گواهي اعضاء بدن و فرشتگان و يا بخاطر كنار رفتن حجابها از قلب و روح انسان و زدوده شدن عوامل غفلت است.

23ـ ديگر ويژگي قيامت اين است كه سرمايه هاي مهم دنيا يعني مال و ثروت، فرزندان و دوستان به حال انسان سودي نمي بخشند بلكه تنها حلاّل مشكلات محشر ايمان و عمل صالح و قلب سليم است. قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: «در آن روز  مال و فرزندان سودي نمي بخشد، مگر كسي كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد»[32] و مي فرمايد: «…روزي فرا رسد كه نه در آن خريد و فروش است و نه دوستي».[33]

24ـ ديگر ويژگي قيامت اين است كه هر كس در آن روز در دادگاه بزرگ الهي مسئول كارهاي خويش است و خودش جريمه جرائمش را مي پردازد قرآن كريم مي فرمايد: «و از روزي بترسيد كه كسي مجازات ديگري را نمي پذيرد[34]» و يا مي فرمايد: «(به ياد آوريد) روزي را كه هر كس (در فكر خويشتن است و تنها) به دفاع از خود مي پردازد».[35]

25ـ ويژگي ديگر قيامت اين است كه عذابش گسترده و فراگير است، قرآن ضمن توصيف ابرار و نيكان مي فرمايد: «آنها از روزي مي ترسند كه عذابش گسترده و فراگير است»[36]. گستردگي آن به حدي است كه تمام زمين و آسمان را پر مي كند حتي فرشتگان در وحشت فرو مي روند.

26ـ از ويژگيهاي قيامت اين است كه زبانها از كار مي افتند و ديگر اعضاء به سخن گفتن مي آيند «امروز بردها نشان مهر مي نهيم، و دستهايشان با ما سخن مي گويند و پاهايشان كارهايي را كه انجام مي دادند شهادت مي دهند».[37]

27ـ ويژگي ديگر قيامت اين است كه عذر خواهي و پوزش سودي ندارد و مورد قبول واقع نمي شود، قرآن كريم مي فرمايد: «روزيكه عذر خواهي ظالمان سودي به حالشان نمي بخشد و… ».[38]

28ـ ويژگي ديگر قيامت اين است كه چشم ها تيزبين مي شوند و چشم بصيرت انسان باز مي شود و حقايق را مي بيند قرآن كريم مي فرمايد: «(به او خطاب مي شود): تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودي و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملا تيز بين است».[39]

در پايان لازم به توضيح است كه اكثر قريب به اتفاق اين اوصاف و ويژگيهايي كه ما شمرديم با استفاده از كتاب پيام قرآن نوشته حضرت آية الله مكارم شيرازي بوده است، كه در اين كتاب حدود هفتاد وصف و نام قيامت آمده است و مرحوم ملا محسن فيض كاشاني در كتاب محجة البيضاء حدود صد وصف براي قيامت آورده است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1. پيام قرآن، آية الله مكارم شيرازي، ج3، ص31 تا 124.

2. معاد ، محسن قرائتي، ص166 تا 175.

3. معاد از ديدگاه امام خميني «ره»، ص261 تا 270.

4. جلد هشتم، محجه البيضاء في تهذيب الاحياء، ص 329 تا 332.

 

پي نوشت ها:

[1] . ابراهيم/41.

[2] . روم/12.

[3] . مطففين/6.

[4] . نبأ/38.

[5] . غافر/51.

[6] . ابراهيم/42.

[7] . تغابن/9.

[8] . نبأ/17.

[9] . ق/42.

[10] . مريم/37.

[11] . مريم/39.

[12] . تغابن/9.

[13] . غافر/32.

[14] . مؤمن/15.

[15] . انسان/27.

[16] . فرقان/26.

[17] . هود/26.

[18] . نبأ/39.

[19] . آية الله مكارم شيرازى، پيام قرآن، (دار الكتب الاسلامية، تهران، نوبت پنجم، 1377)، ج5، ص69ـ70 به نقل از تفسير كبير.

[20] . انسان/10.

[21] . روم/56.

[22] . انبياء/104.

[23] . ابراهيم/48.

[24] . طور/9.

[25] . معارج/8.

[26] . معارج/4.

[27] . قارعه/4.

[28] . قمر/7.

[29] . مؤمن/16.

[30] . طارق/9.

[31] . نازعات/35.

[32] . شعراء/88و89.

[33] . ابراهيم/31.

[34] . بقره/48و123.

[35] . نحل/11.

[36] . انسان/7.

[37] . يس/65.

[3





  1. New immigrants entering the job market may have difficulty recognizing work credit. Linguistic or cultural barriers may affect newcomers’ self-confidence…

  2. سطوح مختلف هشدار در کبک در حال اجرا است. برای جزئیات بیشتر با اقدامات بهداشتی که در منطقه شما اعمال…

https://pin.it/2aI5ddt