Text Note:

قلم  رحمان فرموده است : بایستید و بگوئید ، شاید آنانکه در خوابند بیدار شوند .  بگو ای مردگان ! دست بخشش یزدانی آب زندگانی میدهد ، بشتابید و بنوشید . هر که امروز زنده شد  هر گز نمیرد  و هر که امروز مرد  هر گز زندگی نیابد .-۱    در انجیل نیز آمده واگذارمرده ها را تا دفن کنند  مرده ها را  مرده به افرادی گفته می شود که به روح ایمانی و نفثات روح القدس زنده نشده اند خداوند فرموده اند..ای پسر هوی: خطاب به نفوسی که در غفلت و هوی و عوالم مادی و آرزوهای نفسانی مستغرقند و خود را از قرب و لقای حضرت دوست محروم ساخته اند … براستی بشنو ؛ چشم فانی جمال  باقی نشناسد و دل مرده جز به گل پژمرده مشغول شود زیرا که هر قرینی قرین خود را جوید و  به جنس خود انس گیرد  هوی: عشق، میل و خواهش نفس، مترادف با هوس فانی: نیست شونده، نابود شدنی، ناپایدار باقی: پاینده، جاوید، زنده، ثابت و برقرار، یکی از القاب الهی است. مُرده: واگذارمرده هارا تا دفن کنند . مرده به افرادی گفته می شود که به روح ایمانی و نفثات روح القدس زنده نشده اند. قرین: همدم، یار، مصاحب کلمات_مکنونه شماره ۱۰  حضرت بها،الله  در اینجا به رسالت خویش  بظهور نفس مبارک خود بهنوان حلول یوم الله صریعآ  اشاره می فرمایند روزی که ابواب فردوس بر وجه خلایق گشوده می شود روزی که ظلمت شب از پی نخواهد داشت و روزی که در آن انسان به لقا،الله فائز خواهد شد _3 ..به فرموده مبارک هر نفسی به ظهور بعد مومن نشود مرده ایمانی است اگر چه بر حسب ظاهر زنده با شد مراد از بر خواستن از قبور در روز قیامت بر خواستن از قبر اوهام است چون بعث مظهر ظهور شود اهل اثبا ت نیز بر اثر ایمان به او مبعوث میگردند واهل نفی در گور اوهام مدفون می شوند _4 تاریخ بشریت نشان می دهد  که  پیشرفت  انسان در رشته های مختلف علوم در طول هزاران سا ل  آهسته وغیر قابل توجه بوده است ولی از حین ظهور حضرت رب اعلی وحضرت بها،الله سرعت ترقی وپیشرفت بحد شگفت آوری تزاید یافته است امروز انسان به چنان قدرتی دست یافته که می تواند در فضا سفر کند وشاید دیری نپاید که به کرات دیگر آسمان راه یابد ولی اگراین فتوحات مادی با تعالیم روحانی توآم نگردد نتیجه ای جز نابودی بشر بر روی ارض در پی نخواهد داشت _4 و در پایان قبل از ظهور مبارک حضرت بها،الله موعود کل امم وسائل نقلیه و ترود  تمام  دنیا ، الاغ و  و قاطر و یابو و اسب در نهایت با واگن بود حتی قبل از سال 1260 ، چای ، قند و سیب زمینی هم نبو د اما جالبه بدونیم درست در همان سالها به خصوص  بین سالهای ۱۲۶۰ تا ۱۲۶۹ که  دو ظهور مبارک در ایران شد  اول خداوند خبر ظهور خودش را با اختراع تلفن و تلگراف با فرستا دن اولین جمله تلگرافی اینگونه به گوش عالم رساند .. ببین خداوند برای شما  چه آورده است  یک روایت از مردن  همینه ، شما وقتی مرد ه اید  نمی فهمید و همانی است که حضر ت اعلی در بیان فارسی و خداوند در قرآن فرموده ..که خدا در جواب  کسانی که ایمان نمی آورند فرموده که  آنها هم می گویند  اینها  هم همانند گفتار کافران پیشین است خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند؟! (توبه، 30)    تعبیر «قاتَلَهُمُ اللَّهُ»، خدا آنان را بکشد، کنایه از  عذاب و به معنای لعنت و دوری از رحمت الهی است. کسی که هم که از رحمت الهی دور باشد / ،به این مفهوم است / کشته و نابود شده است. (ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌5، ص 37؛ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌6، ص 208؛ یک روایت از مردن اینه که شما وقتی مرد ه اید نمی فهمید که مرده اید فقط تحملش برای دیگران سخت است بی ایمان بودند به حضرت بهاءالله هم مشابه همین وضعیت است جمال قدم جل ذکره الاعظم فرموده اند حمد کن محبوب عالم را که ترا به عرفان فائز فرمود چه مقدار از علماء که خود را مقتدی و پیشوای خلق می‌شمردند الیوم از عرفان حق محرومند و در بادیه های ضلالت گمراه و سرگردان مانده اند و چه مقدار از نفوس که خود را جاهل میدانستند الیوم به اعلی افق فائزند چه که مقصود از علم عرفان الله بوده و هست حمد کن محبوب را که تو را به این فضل فائز فرمود . نصوص مبارکه در باره علم و علماء⁺٭✫٭٭ منابع 👎 -۱ حضرت بها،الله ،    دریای دانش صفحه۴ _2 کلمات_مکنونه شماره ۱۰ _3 نفحات ظهور حضرت بها،الله ص ۱۳۲ _4 حضرت باب ص ۸۸۰ _5 #Taiziz

همچنین نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد گریه شد جمله عالم در وصالش خنده شد  یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود حسناده جمله عالم حسن او را بنده شد  جمله آب زندگانی زیر تختش هررود هر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد  یک شبی خورشید پایه تخت او را بوسه داد لاجرم بر روی چرخ گردون تا ابد تابنده شد  زندگی عاشقانش جمله ای در افکندگیست خاک طامع بهر این در زیر پا افکند شد  آهوان را بوی مشک از طره‌اش بر ناف زد تا مشام شیر صید مرجادهای غرنده شد  بال و پر وهم عاشق ز آتش دل دل چون بسوخت همین خورشید و قمر بیبال و پر پرنده شد مولوی الهی مرده ام من زنده ام کن فقیرم دولت پاینده ام کن الهی راه را گم کرده ام من ازین جویندگی یابنده ام کن الهی سوختم در آتش جهل رها از آتش سوزنده ام کن اگر عمری گنه کردم الهی کرم بر عمر باقی مانده ام کن غلامم سرخط آزادی ام ده زغفلت برده ام من بنده ام کن اگر شرمی نکردم از تو یا رب تو با بخشندگی شرمنده ام کن به آب رحمتت پاک از سیاهی در این شام سیه پرونده ام کن تهی دستم بگیر از لطف دستم زپا افتاده ام پوینده ام کن غمم از حد گذشته شادی ام بخش سراپا گریه ام من، خنده ام کن من «ژولیده» می گویم به زاری الهی مرده ام من، زنده ام کن ژولیده نیشاپوری زنده را تا زنده است بايد به فريادش رسيد (شيخ بهايي) حضرت عبدالبها، نیز فرموده اند امروز زنده ها باید مرده ها را جمع کنند  بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟ برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟ زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود؟ گر نرفتی خانه اش تا زنده بود خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟ گر نپرسی حال من تا زنده ام گریه و زاری و نالیدن چه سود؟ زنده را در زندگی قدرش بدان ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟ گر نکردی یاد من تا زنده ام سنگ مرمر روی قبرم وانهادن ها چه سود؟ شیخ بهایی و در آخر :  رو بمیر ای خواجه قبل از مردنت شاعر: مولانا رو بمیر ای خواجه قبل از مردنت تا نباشد زحمت جان کندنت آن چنان مرگی که در نوری روی نی چنان مرگی که در گوری روی